صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

دوده گیری

رویا صحرایی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: دستمال گردگیری انگار از دور صدایم می زند : آخرش چی ؟ بالاخره که باید بلند شوی وکارهایت رو بکنی ؛ پاشو خجالت بکش وقت ولو شدن روی مبل نیست .

 گرد گیری کنم که چی بشه؟ دوباره خاک میاد و همه جا رو می گیره

 ای بابا این هم شد حرف ؟ پس دیگه حمام هم نمی خواهد بروی ؛ تو که دوباره کثیف می شوی ؟! بس کن تو رو خدا عذر بدتر از گناه نیار! تو که به یک گردگیری ساده رضایت دادی ، حداقل اینکار روبکن.

 پس می خواستی چکار کنم از دم در بشورم و بسابم ؟ حوصله داری ها تو هم!

 نه حوصله ندارم اما اگریک بار هم در سال هم می شستی و می سابیدی به جایی برنمی خورد؛ می خورد؟

داد می زنم : شما دستمال گرد گیری ها همگی پرچمداران سنت و عامل علافی و حرام کردن وقت و انرژی ما زنها هستید ؛ ای کاش یک روزی نسل شما هم با نسل دیکتاتوری ها از روی زمین برداشته بشود!

بلند می شوم روی مبل صاف می نشینم ، ادامه می دهم : دنیا پر از گرد خاک ؛ پراز کثیفی ؛ پراز لجن ....

صدایم انگار دورگه می شود : چه می دونم پراز هزار تا بدبختی هست اون وقت شما ها فکر گردگیری کردن هستید و می خواهید غبارها رو از ظاهر زندگی ما زنها بردارید؟ نه جانم این غبارهای که توی زندگی های ما نشته با هزار هزارتا دستما ل گرد گیری نخی و خوش جنس مثل تو هم پاک نمی شود! اون وقت تو می خواهی که من بلند بشوم و تو رو دستم بگیرم شروع کنم به گرد گیری که چه بشود ، ها ؟ خودم رو مسخره کنم و ادا در بیاورم که همه جا تمیزه ؟ هر که یک ذره چشم بصیرت داشته باشد می بیند که کثافت رو همه جا رو گرفته!

دستما ل گرد گیری انگار زیر لب غر می زند : دیدن این افتضاحی که دورتا دور تورو گرفته که نیازی به چشم بصیرت ندارد؛

داد می زنم: چی گفتی؟

دستمال گرد گیری : هیچی به خدا ؛ دعوا داری ها ؟!

با همان صدای بلند ادامه می دهم : ببین اصلا حرف نزن ؛ ساکت باش ؛ شما ها قرن هاست که حرف زدید ، هر سال اول بهار انگار که فصل جاه و جلال و پادشاهی شما هاست ، سالها که چه عرض کنم ؛ قرنهاست که صدای پای بهار قبل از اینکه از دل طبیعت شنیده بشود از درون خانه های شرکت کننده گان در مسابقه های " شستن و روفتن "شنیده می شود . مسابقه ای که هیچ وقت برنده ای نداشته و ننیجه اش به جز دست درد و کمر درد و پا درد مادرانمان چیز دیگری نبوده ؛تازه بدون حتی یک دستت درد نکنه خشک و خالی از طرف پدرهامان !

دستما ل گردگیری در حالی که قیافه حق به جانبی به خودش می گیرد و می گوید : موج دوم فمنستی هم که در اروپا تلاش کرد در آشپز خانه ها رو بندد و دکان خیلی از کاسه قابلمه هاد رو تخته کند باز هم نتوانست پیوند ما دستمال گردگیری ها رو با زنها پاره کند.

از تعجب چشم ها یم انگار می خواهد از حدقه بیرون بزند : دنبال کلمه می گردم ؛ شاید فکر می کند که ساکت شده ام که با صدای محکم تر و بلند تری ادامه می دهد : اصلا می دونی چیه ؟ چه خوشت بیاد چه بدت بیاد ما دستمال گردگیری ها معتقدیم فلسفه وجودیمان به زمان خلقت انسان یا حتی قبل از آن می رسد ، رابطه ما با انسان مخصوصا با زنها مثل رابطه او با آب و خوراکی هست ، مثل رابطه او با هوایی است که در آن نفس می کشد .

مشکوک بهش نگاه می کنم صدایم رو پایین می آورم و آرام می گویم : به به ! چه کلمات زیبا و دهان پر کنی ؛ این غلمبه سلمبه ها رو شما از کی یاد گرفتید ؟

با صدای مغرور جو




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان