صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

هرم رادیکالیزه سیاست زنانه: از سارا پیلین تا فاطمه رجبی

ارشاد علیجانی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: زمانی نه چندان دور، «زن قهرمانان» فیلم ها با کمی فراز و فرود، کاراکتری شبیه به خانم انگرید بگرمن در فیلم کازابلانکا داشتند و اکنون-نه در یک حکم کلی اما در تشبیه- می توان گفت «زن قهرمانان»، بیشتر شبیه خانم انجلینا جولی در فیلم خانم و آقای اسمیت شده اند و به نظر می رسد فضای جهانی سیاست نیز به شکلی شاهد همین پدیده است.

به طور خلاصه به نظر می رسد، در بسیاری از جوامع محافظه کار، یکی از اصلی ترین راه ها-نه تمامی راه ها- برای رسیدن به مدارهای بالای قدرت برای زنان، رادیکالیزه شدن عقاید برای دیده شدن باشد، یا به بیان دیگر، دنیای مردانه سیاست در جوامع محافظه کار، بیشتر به زنان رادیکال، اجازه رسیدن به رئوس بالای قدرت را می دهد.

استثنائات را فراموش کنید؛ شاید از زمانی که زنان توانسته اند -در سطح جهانی- خود را به عنوان یک کنشگر وارد سیاست کنند، بیش از نیم قرن نگذشته باشد و در این نیم قرن، تجربه جمعی و منطق عمل گرایانه، بسیاری از زنان را به مسیری پیش برده که برای ورود و از آن مهم تر، ادامه حضور در سطوح بالای «عالم مردانه» سیاست،(75 درصد کل پارلمان های جهان را مردان تشکیل می دهند)1 قواعد حاکم بر آن جهان را بپذیرند و اساسا این سپهر به شدت مردسالار (اکثرا در جوامع محافظه کار) نیز به زنانی اجازه رشد بیشتر داده که با قواعد مردسالارانه آن همراهی کنند. درجوامعی که موضوع جنسیت به عنوان یکی از عوامل اصلی هویت سیاسی یک سیاستمدار اثر گذار نباشد این عامل کمتر دیده می شود، شرایطی که بیشتر در کشورهای اسکاندیناوی و اروپای غربی به چشم می آید اما نه به عنوان یک حکم کلی و نه به عنوان تنها راه مطرح شدن اما به عنوانی یکی از اصلی ترین روش هایی که زنان در جوامع محافظه کار سعی می کنند خود را به رئوس قدرت برسانند این است که از پاپ کاتولیک تر باشند؛ به این شکل از تمامی گفتمان راست که در آن زیست می کنند راست تر و یا از گفتمان چپ، چپ تر باشند تا دیده شوند. نکته قابل توجه آنکه در این رابطه دیالکتیکی هر چه زنان به راس هرم قدرت نزدیک تر می شوند افکار رادیکال تری پیدا می کنند یا زنانی می توانند به رئوس هرم دست پیدا کنند که افکار رادیکالتری دارند.

به طور مثال در یک تحقیق که توسط دانشگاه «ای اند ام تکزاس» امریکا صورت گرفت و در آن زنان حاضر در عرصه سیاست در 22 کشور دموکراتیک دنیا از سال 1970 تا سال 2000 مورد تحقیق و بررسی قرار گرفتند، مشخص شد افزایش یک درصدی حضور زنان در مجالس قانون گذاری در این کشورها منجر به افزایش تنها یک دهم درصدی میزان بودجه نظامی کشورها نسبت به تولید ناخالص ملی شده است و تقریبا درصد معناداری از این افراد مایل به اعلام جنگ از سوی کشورشان نبوده اند. اما در جریانی کاملا متضاد، زنانی که به پست های عالی تر سیاسی رسیده اند باعث افزایش بیش از سه درصدی رشد بودجه نظامی شده اند و اختصاصا زنانی که به پست وزارت دفاع رسیده اند باعث افزایش دو و نیم درصدی بودجه نظامی شده و سربازان خود را بیشتر به جنگ فرستاده اند.2

می توان گفت از روز ازل در عالم سیاست این پدیده وجود داشته اما با افزایش شانس حضور زنان در عالم سیاست شیب این مسیر، در اکثر جوامع محافظه کار، از امریکا گرفته تا ایران بیشتر به چشم می آید.-در اینجا باز باید تاکید کرد این یک حکم کلی نیست، اما اثر این پدی




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان