صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

شریعتی زنان را به آزادی و رهایی دعوت کرد (نقدی بر نظرات شهلا لاهیجی)

پروین بختیارنژاد-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: «شریعتی به آزادی زنان اعتقادی نداشت». این عنوان یادداشت کوتاه خانم شهلا لاهیجی در نقد نگاه و گفتگوی شریعتی با زنان است . وی در در یادداشت کوتاهی بدون آوردن حتی یک فاکت و فقط به استناد خواندن کتاب فاطمه فاطمه است آن هم در سال های جوانی انتقاداتی را روانه آرای شریعتی می کند .در این یادداشت کوتاه خانم لاهیجی (منتشره در مدرسه فمینیستی) (1) به این موارد اشاره می کند:

1 – شریعتی در فلسفه بومی گرای خود انسان را به چند نوع و گونه متفاوت تقسیم می کند . انسان مظلوم و انسان ظالم و ... که نماینده فرهنگ و ارزش های بیگانه و غیر بومی است.

2 - زنان را به زنان سنتی ، زنان فاضل و زنان متجدد تقسیم می کرد و زنان با فضیلت ، زنان متدین و بومی گرایی هستند که به اصالت و خویشتن خویش یعنی خود ایرانی شرقی شان بازگشته اند.

3 – در اندیشه شریعتی غرب به کلی نفی می شود چرا که غرب را مسبب تمام نواقص و کاستی ها می دانست . و در نفی غرب آنقدر پیش رفت که عبارت نامانوس بازگشت به خویشتن خویش را مطرح کرد .اما مشخص نکرد بازگشت از چه چیزی و به کدام خویشتن؟

4 – زنان را به زنان یونیفرم پوش خوب و زنان غیر یونیفرم پوش بد و زن متجدد سطحی تقسیم کرد.

اینها موارد انتقاد خانم لاهیجی ناشر و نویسنده است. همانطور که در آغاز این نوشتار هم اشاره شد ایشان برای طرح این انتقادات حتی یک فاکت هم نمی آورد.

حال می خواهم از خانم لاهیجی سوال کنم که آیا می توان با خواندن یک متن 50 صفحه ای از مارکس اورا متهم کرد که آراء وی دعوت به سرمایه داری بود نه سوسیالیزم ؟ آیا می توان با خواندن یک سخنرانی از هابرماس اورا به جنگ طلبی متهم کرد نه گفتگو ؟ آیا بهتر نیست که برای نقد آرا یک متفکر به مطالعه چند کتاب او و بالاتر از آن مجموعه کتابهای او، آن هم به طور دقیق و با حوصله ، اقدام نمود .آیا وقت آن نشده که جامعه را از اظهار نظرات عجولانه و سطحی هشدار داد که سه دهه است ما تاوان نگاه های اینگونه را می دهیم .

با این حال من به عنوان کسی که از 15 سالگی شروع به مطالعه کردم و اتفاقا در آن سالهای نوجوانی بیشتر کتابهای شریعتی را خواندم ، هیچ متفکری و آراء هیچ روشنفکری رابه اندازه شریعتی دردهه 50 در گفتگو با زنان جدی نیافتم .

بگذارید تنهابه چند نمونه اشاره کنم هر چند برای کسانی که کتابهای شریعتی را خوانده اند اینها از بدیهیات است.

شریعتی در مجموعه آثار 1 ( با شما دو تن ) در ص 15 از 19 می گوید : یک خانواده مسلمان خانواده پدر سالاری است که مرد حاکم مطلق است ، خدای خانه است و زن به صورت یک ابزار جنسی در خدمت مرد، بی هیچ شرف و شرافتی ، بی هیچ استقلال و اراده ای ، بی هیچ نقشی، یک زندانی محترم در حرم .

شریعتی در م.آ 21 (فاطمه فاطمه است ) در صفحه 127 از 281 می گوید : زن در جامعه شرقی از جمله جامعه شبه اسلامی فعلی به نام مذهب و سنت بیش از همه رنج می برد و از درس و سواد و بسیار حقوق انسانی و امکانات اجتماعی و ابزاررشد و کمال و پرورش و تغذیه روح و اندیشه محروم است.

شریعتی در م.آ 21 (فاطمه فاطمه است ) ص 128-132 از281 می گوید : تقوا و عفت زنان را چنین حفظ کردیم ، با دیوار و زنجیر ، نه به عنوان یک انسان و با اندیشه و شعور و پرورش و شناخت . او را حیوان وحشی تلقی می کردیم که تربیت بردار نیست ، اهلی نمی شود، تنها راه نگه داری اش قفس است




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان