صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

آدم لِتی‌ها؛ روايت يک خشونت

امرالله نصراللهی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی : كتاب ذي قدر "خفيه نگاري خشونت در سرزمين آدم لِتي‌ها"1 به قلم "شاپور جوركش" چند روزي پس از انتشار از سوي انتشارات "كند و كاو"، به دستور مميزان دولتي جمع‌ آوري و به اصطلاح فرمان خميرش صادر شد. بنا بر خواست نويسنده‌ي اثر، متن آن به صورت رايگان در اينترنت قرار گرفت تا در دسترس خوانندگان قرار داشته باشد. حال كه نويسنده‌ي محترم از تمامي حقوق مادي خود در اين اثر گذشته‌ است،شايسته است به پاس قدرشناسي، در معرفي و خوانده شدن آن بكوشيم. آنچه در پي خواهد آمد معرفي اين اثر ارزشمند است كه در آن، نگاه نويسنده‌ي كتاب در نوشتار حاضر امتداد پيدا كرده است - امرالله نصراللهی

آدم لِتی‌ها؛ روايت يک خشونت2

1- آدم لِتی ها همان نصفه آدم هایند یا آدم-نصفه ها. اصطلاحی که جورکش آن را در جهت تحلیل تاریخ جنسیت در ایران به کار می برد. و عنوان کتاب را نیز به او اختصاص می دهد. «خفیه نگاری خشونت در سرزمین آدم-لتی ها». کتابی که شاپور جورکش شاعر، مترجم و منتقد ادبی به واسطه ی «انتشارات کند و کاو» در پاییز 89 به اهل کتاب عرضه می دارد. این کتاب «به زنان: پروردگان خاک و پناه خاکیان» تقدیم شده است. به آنان که در سرزمین آدم-لِتی ها یا نصفه- آدم ها هرگز دیده نشدند. سرزمین عقل های مذکرّ با تاریخی مذکرّ. کتاب، من، تو، او، ما، شما و آنها را مورد خطاب قرار می دهد. در این جا این ضمیرها همه مذکرّند. و کتاب همین ضمیرهای مذکّر را نشانه گرفته، خفیه نگاری کرده و خشونت آنان را برملا ساخته است. شاید زاویه ی دید کتاب خود را مدیون هانا آرنت بداند فیلسوفی که در کتاب مورد توجه خاصی قرار گرفته است. زنی که توتالیتاریسم (تمامت خواهی)، قدرت و انقلاب محصول عظیم کارهای فکری اوست.

شاگرد فیلسوفی چون مارتین هایدگر که فلسفه ی بزرگش را در خدمت بزرگترین و هولناک ترین خشونت ممکن تاریخ قرار داد. خشونتی که در حصار آن مارتین بوبر یهودی هرچه فریاد می زد صدایش تا پشت دیوار نازیسم هم نرسید و نومیدوار همه ی تاریخ اومانیزم و حقوق بشر را در گزاره ای فلسفی به سخره گرفت و خطاب به گاندی که او را به تئوری عدم خشونت فراخوانده بود نوشت، آقای گاندی آنجا که شاهدی نیست، شهیدی هم نیست. او بر بی پناهی یهودیان خاصه زنان و کودکان انگشت تأکید نهاد تا آشویتس و داخائو در یادمان ها و خاطره ها زنده بماند و خشونت مذکّر تاریخ شرمسار همین گزاره ی پر درد بوبر باشد. او مارتین هایدگر نبود تا در برابر آن همه فجایع امر سیاسی نازیسم سکوت کند. بل مارتین بوبر بود و فریاد زد. و تکلیف خود را با خشونت مدرنیته مشخص ساخت تا مبادا بوبر به اشتباه، پوپر تاریخ لیبرالیسم قلمداد شود. همان که در برابر جنگ ویتنام لیبرال سرمایه داری را ستود تا اثبات کند که در «فقر تاریخیگری» از همه توتالیترتر و مطلق گراتر است. آری پوپر یک لیبرال -توتالیتر بود و بوبر انسانی که در حصار تنهایی آن نسل تنها به نجات می اندیشید. نجات نسلی که نژاد و مذهب بلای جانشان شده بود.

2- حکایت خشونت آدم لتی ها در تاریخ ما کمتر از نسل کشی و خشونت تاریخ مدرنیته نیست. در آنجا تبار و مذهب بلای جان انسانهاست و در این جا جنسیت ابزار سرکوب است و حذف و خشونت و کشته گان این سناریو تنها زنان اند، زنان.اگر سیاست می تواند از جنس عقل نرینه سالار باشد، جنسیت نیز تحت سیطره ی اید




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان