صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

نقدی بر مقاله ی نوشین احمدی خراسانی

مینا خانلرزاده-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: خانم نوشین احمدی خراسانی در مقاله ی «همدستی زنان طبقه ی متوسط در اجباری شدن حجاب» مطرح کرده است: «اجباری شدن حجاب پس از انقلاب آن هم بدون واکنش درخوری از سوی جامعه، برای کشوری که حاکمان اش (در زمان حکومت رضاشاه پهلوی) نزديک به يک دهه با حجاب دست و پنجه نرم کرده بود و دو دهه نيز در زمان محمدرضا شاه تجربه «پوشش اختياری» را پشت سر گذاشته بود، … آن طور که برخی از زنان ادعا می کنند اتفاقاَ به واسطه آن رخ نداد که موضوع نوع پوشش زنان، از سوی مردان روشنفکر، به اصطلاح «فرعی» قلمداد می شد (به نظرم اين ظاهر قضيه بود) بلکه اتفاقاَ چون «کنترل بر پوشش و رفتار زنان» به عنوان يکی از شاخصه های مهم ضديت با امپرياليسم و غرب «بخش مهمی از گفتمان جنبش ضدشاه بود» سبب شد که توسط حاکمان جديد به سهولت و سادگی ــ و بدون پرداخت کمترين هزينه ــ به حوزه «قانون گذاری» راه پيدا کند…اما در اين ميان اکثر زنانی که در اوايل انقلاب در جريان «بحث حجاب اجباری» از سوی حاکمان تازه، از اين موضوع «جا خورده بودند» و برای شان حتی «شوک آور» بود عمدتاَ زنانی بودند که در طول يک دهه قبل از انقلاب، در خارج از کشور زندگی و تحصيل می کردند و به طور مستقيم و چهره به چهره در جريان آنچه در جامعه طی يک دهه قبل از انقلاب گذشته بود قرار نداشتند… «جنبش ضدشاه»(برخلاف جنبش مشروطه و جنبش سبز) يک جنبش مدنی با خواسته های دموکراتيک نبود بلکه يک جنبش ايدئولوژيک بود که سرانجام به انقلاب ۵۷ منتهی شد و در اين انقلاب آن بخشی از نيروهای سياسی درون اين جنبش که نفوذ بيشتر و مقبوليت گسترده تری در جامعه داشتند (هواداران اسلام سياسی) روی کار آمدند.» (۱)

حجاب و ساده پوشی زنان فعال سیاسی در دوران مبارزاتی که به انقلاب سال پنجاه و هفت منجر شد با پروسه ی اجباری شدن حجاب توسط حاکمیت در ایران دو موضوع نسبتا جدای از هم هستند. هرچند اجباری شدن حجاب مثل هر پدیده ی اجتماعی دیگری از آسمان نازل نشده است اما نمی توان ادعا کرد که نتیجه ی طبیعی و منطقی مبارزات انقلاب پنجاه و هفت بوده است همانطور که نمی توان ادعا کرد که اجباری شدن «بی حجابی»برایند جامعه ی آن دوره ی ایران بوده است هرچند که در آن دوره هم بسیاری از روشنفکران حجاب را مسبب عقب ماندگی فرهنگی و سد شکوفایی اجتماعی تلقی می کردند اما صرفا ارجاع به این دست نوشته های صاحبانِ قلمِ زمان نمی تواند برایندی از مطالبات جامعه ارایه بدهد. از طرفی دیگر، ادعای اینکه اجباری شدن حجاب توسط حاکمیت بی دردسر انجام شد و یا معترضین از خارج از ایران آمده بودند (یا به زبان امروزی ازایرانیان خارج نشین بودند) با واقعیت هیچگونه تطابقی ندارد. به همین دلیل برای نقد مقاله ی خانم خراسانی بد نیست که ابتدا نگاهی مختصر به تاریخ اجباری شدن حجاب در ایران بیندازیم.

یک کمی تاریخ

آیت الله خمینی پیش از پیروزی انقلاب هرگز ادعا نکرده بود که قرار است در حکومت مورد نظر او حجاب اجباری بشود حتی بالعکس، به عنوان مثال، در مصاحبه ای در بهمن سال ۵۷ گفته بود که «زن باید دارای حقوق مساوی با مرد باشد. اسلام بر تساوی زن و مرد تاکید کرده و به هر دوی آنها حق تعیین سرنوشتخویش را داده است یعنی اینکه باید از همه آزادیها بهره مند باشند، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادیآموزش خویشتن و کار کردن و مبادر




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان