صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

به دخترم، آمنه بهرامی افتخار می کنم / ناهید توسلی

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: باید «مادر» باشی تا با تمام وجودت بفهمی این افتخار یعنی چه!

باید «دختر»ی جوان باشی، زیبا، دانشجوی رشته برق، غرق در رویاهای آینده، یافتن کسی برای زندگی که خود او را برگزینی و او نیز تو را.

باید «انسان» باشی، نه که تنها چشم و گوش و زبان و دست و پا و دل و آرزو داشته باشی.

باید «انسان» باشی، اما از جنس آمنه بهرامی، تا گرچه دیگر او آرزوی دیدن جهانی از زیبایی ها و رنگها و آسمان و زمین و آفتاب و مهتاب و ستارگان و سبزه و گُل و بلبل و پرستوهای بهاری را، سپیدی سحر و طلوع و غروب خورشید را، حتی سیاهی شب را، مادر را و پدر را، دوست را و بستگان را... در خویش دفن کرده باشی!

چه می گویم، تا دیگر نه نور را و نه نیز ظلمت را از هم تمیز دهی،

باید همه اینها باشی. چیزی از جنس «زن/ مادر» اسطورهای/ تاریخی. از جنس کهن الگوی «مادر عُظمی» (Tellus Mater) تا، در عین اینکه نتوانی نور را از دیدگان «آن» که تو را به سیاهی همه روزها و شب ها و به فریب «عشق» نرینه دعوت کرده است، بگیری؛ اما یکبار دیگر فرضیۀ «صلح زن/مادرانه» را که ریشه در آگاهی انسان هبوط کرده دارد ثابت کنی.

باید «آمنه»* باشی، دختری زیبا، جوان، با دنیایی از رویاها و آرزوها و آمالی برای آینده ای که می انگاشتی رنگین کمانی هفت رنگ خواهد بود. «آمنه»ای، چشم بربسته بر همۀ دیدنی های جهانی که بسیاری دیگران برای دیدن اش یکدیگر را چون گرگ می درند.

خبر شوک آور بود و تلخ، در آبان 1383 و شوک آور و شیرین، در مرداد 1390.

تو را می ستاییم، «آمنه»، تو را که در ظلمت سیاه دیدگانت، اما با دل نورانی و قلب همیشه روشن ات، نور دیدگان مجید را به او بازگرداندی! نور دیدگان «آن»که نور دیدگانت را ستاند. تا که شاید، با نور دیدگانی که به او هدیه کردی، با چشمِ دلی بازتر و روشن تر، سیاهی درون دل تیره و تار و ظلمانی اش را با سپیدی آشتی دهد!!

تو را می ستاییم، «آمنه»، تو که کاری عیساگونه کردی تا صلیب گناهآلود ناآگاهان و نادانان را بر دوش کشی.

تو را می ستاییم، «آمنه»، تو را که دل سپید و نورانیات ما را – و آرزو دارم جهان ما را – از سیاهی خشونت و کینه و نفرت و از همه مهم تر «انتقام سیاه» به روشنایی سپیده دم سحر و بامداد «جهانی سرشار از صلح و رحمت» رهنمون گردد.

تو را می ستاییم، «آمنه»، و با تمام قد در برابرت سر تعظیم فرود می آوریم، ما زنان و ما مادرانی که «دوست داشتن» می کاریم و «صلح» درو می کنیم.

تو را می ستاییم «آمنه»، اما اینبار به خاطر کوششی که برای احقاق حقوق خودت میکنی، حقوقی که حقوق زنان نیز هست. برای دعویات به برابربودن دیهات با دیه یک مرد به عنوانی انسانی که خدا او را برابر با مرد آفریده است (انا خلقناکم من نفسه واحده / انا خلقناکم من ذکر و انثی) و در روند خوانش مرد/پدرسالار عالمان و فقیهان غیرپویا خوانش روزآمد آن در طول تاریخ «گم» شده است. این، ما کنشگران حوزه زنان را امیدوار میکند به بررسی و بازخوانی قانون نابرابر «در زمانی» دیه زن و مرد در آن دوران و روزآمد کردن آن از سوی علما و فقهای محترمی که فقه را پدیده ای پویا می دانند و نه ایستا در جهان هزاره سوم و انفورماتیک امروز ما. اگر این قانون با توجه به شرایطی که تو داری تصویب شود، بی شک لطفی الهی بوده است برای، هم زنان و هم شناخت روزآمد قوانین درزمانی ق




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان