صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

فاجعه بیکاری زنان : اُفول منزلت و قدرت

جواد موسوی خوزستانی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: در این مقطع تاریخی و در شرایط متحول گذار ایران به دموکراسی، عامل بیکاری و ناتوانی مالی زنان، سرسخت ترین مانع در راه بازسازی قدرت اجتماعی آنان و رهایی شان از وابستگی به مردان اقتدارگرا و نظم های سیاسیِ پدرسالار است،... احتیاج مالی، ناشی از بیکاری، و نبود درآمدی شرافتمندانه، در پروسه ای نه چندان طولانی به زوال مناعت طبع زنان، تخفیف شخصیت و آزادگی شان، و سر انجام به غلبۀ احساس پوچی، بی پشتوانگی و خودکم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینی منتهی می شود...

آنچه نسوان را کند «روبه مزاج» : احتیاج است، احتیاج است، احتیاج!

«معضل بیکاری» مهلک ترین ضربه اش را قبل از هر چیز، به هویت فردی زنان و عموم شهروندان جامعه، وارد می آورد. بیکاری یعنی محروم کردن شهروندان از کسب درآمد شرافتمندانه. بیکاری باعث فقر و استیصال فرد است، و فقر و درماندگی، قبل از هر چیز، احساس حقارت، و تزلزل روحی و بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ریشگی را به شهروند امروز، تحمیل می کند. تنگدستی و استیصال در تأمین معیشت، در همه جای عالم باعث تثبیت فرودستی زنان و تخفیف شخصیت و «زوال ایمان آنان به توانایی شان» (و در اغلب موارد به غلبۀ خودکم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینی و افسردگی) منتهی شده است. فقدان درآمدی شرافتمندانه در یک نسل حتی تأثیرگذار بر سرنوشت نسل های آینده است. در حالی که دولت در یک جامعه مدرن موظف است با پذیرش طرح های علمی و اجرای برنامه های کارشناسی، (از جمله: رفع محدودیت برای سرمایه گذاری بخش های خصوصی داخلی و خارجی)، به اقتصاد کشور روح و رونق تازه ای بدمد، شهروندان را به آینده دلگرم کند، و ریشه بیکاری و فقر و احتیاج شهروندان را از طریق سیستم های مدرن تأمین اجتماعی، بیمه درمانی رایگان، آموزش رایگان، و از همه مهم تر «با ایجاد اشتغال»، از میان بردارد تا جوانان ــ بویژه زنان و فرودستان ــ از دایرۀ بی چیزان، خارج شوند و بتوانند از زیر بار سنگین سلطه ی جنسیتی و انواع تبعیض ها، وابستگی ها، دنباله روی ها، و حقارت ها، رهایی یابند. و به تدریج بستر مناسب برای بازسازی هویت و خوداتکایی و کرامت انسانی شان فراهم آید.

رفتارهای کدخدامنشی، نگرش های آرمان گرا و پدرسالار دولتمردان ما دیگر نمی تواند جلوی رشد حیرت آور بحران بیکاری را بگیرد اگر خود مسبب بحران نباشد. می دانیم که جامعه و نهادهای اقتصادی، صنعتی، اداری و اجتماعی کشورمان، دیرگاهی است که وارد حوزۀ مناسبات مدرن شده است. مناسبات مدرن هم، ضرورت ها، پیامدها و الزامات خاص خود را دارد و خواه، ناخواه بر بافت ژلاتینی و بغرنج روابط اجتماعی چنان تأثیر می گذارد که با رفتار پدرسالار، قیم مآب، و توسل به شعارهای پوپولیستی و مابعدالطبیعه نمی توان مشکلات را مرتفع کرد . علیرغم همۀ این شعارهای مابعدالطبیعه ولی می بینیم و می شنویم که بسیاری افراد و کارشناسان بی وقفه به مسئولان دولتی هشدار می دهند و نزدیک شدن توفان ویرانگر ناشی از افزایش نرخ بیکاری و از دست رفتن شغل های موجود، ناشی از تعطیلی کارخانه ها، را گوشزد می کنند برای نمونه آقای داریوش قنبری از ن




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان