صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

شهلا لاهیجی: «گفتمان امپریالیسم» در خیز بلند جنبش های منطقه، ناکارآمد است

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: اکنون جنبش زنان در کشورهای منطقه با موج رو به گسترش تحولات دموکراتیک ـ موسوم به بهار عربی ـ مواجه شده و کنشگران جنبش زنان در ایران نیز به مانند همتایان خود در مصر و تونس و سوریه و... با پرسش های متعدد و ابهام نسبت به این تحولات روبرویند و البته به جستجوی پاسخ و زبانی مشترک برای درک و تبیین این تحولات اند. ما هم در مدرسه فمینیستی به سهم خودمان در این راه بر تلاش هایمان افزوده ایم. خانم لاهیجی دغدغه های شما به عنوان یکی از پژوهشگران پیشکسوت جنبش زنان نسبت به این تحولات و آیندۀ گفتمان جنبش زنان ایران چیست؟

شهلا لاهیجی: سالها پیش گفته بودم که من با کسانی هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عقیده ام که می گویند «معیار وجود دموکراسی در هر سرزمینی با میزان برابری حقوق زن و مرد اندازه گرفته می شود» و هنوز هم به این باور، پایبندم، و اینجا تأکید می کنم که ما زنان دیگر نمی توانیم مسائل جنبش زنان را از کل مسائل جامعه، جدا کنیم. این بدان معنا نیست که در این جنبش های دموکراسی خواه، منحل و مستحیل بشویم. یعنی ما دیگر نمی توانیم اشتباه و چپ روی گروههایی را در سالهای اول انقلاب تکرار کنیم که وقتی از محدودیت های اعمال شده بر زنان سخن می گفتیم و فریاد می زدیم به ما می گفتند صحبت از مسائل زنان، از تمایلات خرده بورژوازی ناشی می شود!! و خوب یادم است که یک جمله کلیشه ای را مدام تکرار می کردند و می گفتند که هرگاه حقوق کارگران و زحمتکشان به دست آید حقوق زنان نیز همراه با آن به دست خواهد آمد. متاسفانه هرگز این مباحث به دلیل عدم امکان گفتگو و تعامل در بین گروههای سیاسی آن زمان، به دقت باز نشد و ما فرصت نیافتیم که حرفهای مان را بزنیم تا آنها پاسخ گویند. یکی از سخن ها یا بهتر است بگویم یکی از دردهای ما، مسایل اقتصادی ـ بویژه اشتغال زنان ـ بود. آن موقع آنها می گفتند شاه (که از نظر آنها سگ زنجیری امپریالیسم آمریکا بود) با وارد کردن زنان به عرصۀ اشتغال، استثمار مضاعفی در جامعه ایجاد کرده است. آن روزها این گفته برای من انگیزه ای شد که کتاب «زن در جستجوی رهایی» را ترجمه کنم (یاد دوست از دست رفته «فریده عصارپور» گرامی باد که روزی گریه کنان به من گفت چگونه مجبور بوده در همان جریانات و گروههای به اصطلاح پیشرو، به خاطر آویزان کردن یک گوشواره، به انتقاد از خود بپردازد. فریده می گفت در این گروهها و سازمانهای انقلابی زنان همچنان خدمه ای بیش نیستند و در تصمیم گیری ها مطیع تمایلات مردان و رهبران گروهها هستند) جالب این است که ما عادت نداریم از تجارب دیگران بهره بگیریم و انگار مقدّر است که همیشه به تکرار اشتباهات دیگران، محکوم باشیم. در همین کتاب «زن در جستجوی رهایی» هنگامی که بحث حضور زنان در بازار کار پیش آمده بود «لاسالی»ها که یک گروه قدرتمند چپ در اپوزیسیون آلمان بودند عیناَ همین حرفها را می زدند و می گفتند حضور زنان در بازار کار باعث فلاکت بیشتر طبقه کارگر می شود و محیط خانوادگی و رفاه مردان کارگر را در خانه از بین می برد. به معنای دیگر برای زنان وظیفه ای جز ایجاد رفاه برای مردان و در حقیقت «کار خانگی» نمی شناختند. همان روزها «رُزا لوکزامبورگ» نظریه پرداز برجسته چپ آن روز آلمان، در مقابل این نظریه گفت: زنان باید به هر ترت




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان