صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

امپرياليسم مرد، زنده باد امپرياليسم!

فرهاد داودی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: پس از نگارش مقالۀ پيشين[1] خود دربارۀ امپرياليسم و دگرگوني ماهوي اين نظريه در عصر سرمايه داري اطلاعاتي، شاهد برخوردهاي گوناگوني بودم كه در بسياري از آنها نويسندگان از سر لطف با آن مختصر و اين نگارنده برخوردي بسيار مهربانانه و موافق داشتند كه ضمن تشكر از همۀ آنان بايد جسارتا بگويم كه غرض حاصل نشد! اما از سوي ديگر تفسير ها و پاسخ هاي كوتاهي در رد و نقد بر اين مقاله ديدم كه طيف گسترده اي را در بر مي گرفت. از تكرار و نقل قول از جزوه هاي ده ها بار خوانده شده و شعار ناباوري به مردم تا توصيه به شنيدن گفتارهاي فلان دانشمند محترم، تا چشم و گوشمان باز شود و "بتوانيم بهتر ببينيم"، تا سخناني بي مايه كه فقط و فقط آنها را مي توان تهمت و دشنام از روي بي خردي ناميد، كه بگذريم بخشي از نقدهاي بسيار كوتاه براي من روشنگر بود چرا كه متوجه شدم آن قدر بحث را خلاصه گرفته ام كه موضوع مورد تمركز من كاملا باز نشده است. از آنجا كه با خود عهد كرده ام كه به جدل سياسي نپردازم آن نقدهاي كوتاه منصفانه مرا ترغيب كرد تا به جاي پاسخ به آنها، موضوع را بسط و گسترش بيشتري دهم.

امپرياليسم تجاوزكار و توسعه طلب

بسياري كسان تجاوز و توسعه طلبي را برترين و آشكارترين خصلت امپرياليسم و حضور نيروهاي نظامي در زمين و دريا و هوا را ضامن اين ويژگي مي دانند.همين افراد امپرياليسم را بالاترين يا حدّ تكامل سرمايه داري قلمداد مي كنند.در اينجا دو پرسش مطرح مي شود:

1. آيا اين خصلت تجاوز و توسعه طلبي و حضور نيروي نظامي در جهاني خارج از مرزهاي جغرافيايي كشور توسعه طلب، ويژگي همۀ امپراتوري هاي تاريخ، از آشور تا ايران و روم باستان و اسپانيا و پرتقال و انگلستان سده هاي هفدهم و هيجدهم، نبوده؟ و اگر چنين است چرا فقط آن را به سرمايه داري نسبت مي دهند؟ از سوي ديگر،اين واژه هاي بالاترين و آخرين و ... از كجا مي آيد؟

2. تاريخ سدۀ بيستم نشان داد كه تعيين آخرين حدّ تكامل براي سرمايه داري كوشش عبثي است. در حقيقت، سرمايه داري با استفاده از سنّت نقد خود، كه ميراث مدرنيته و روشنگري است، پيوسته نقاط ضعف خود را شناسايي و ترميم مي كند. فعلا سرمايه داري با بازسازي پيوستۀ خود از اين سنگ به آن سنگ مي پرد و خود را از غرق شدن مي رهاند. هرچند بر اين باورم كه در نهايت ساحل نجاتي براي آن متصور نيست. از اينجا اجازه مي خواهم كه به بحث دربارۀ "فضاي جريان ها" بپردازم كه ترفند سرمايه داري در روند نوين جهاني شدن است.

فضاي جريان ها و سياه چاله ها

سكۀ اين اصطلاح را مي توان به نام مانوئل كستلز[2]، متفكر اسپانيايي الاصل امريكايي، زد.طبق نظر كستلز، اساساً روند جهاني شدن نوين را روند جريان هاي سرمايه، مردم، كالا، خدمات و اطلاعات به گرد جهان تشكيل مي دهد. كستلز فضاي مناسبي را كه اين جريان ها بتوانند از آن عبور كنند فضاي جريان ها مي نامد. او بر آن است كه فضاي جريان ها، به معناي تكيه گاه مادّي فرايندها و عملكردهاي مسلط در جامعه اطلاعاتي، را مي توان با تركيب دست كم سه لايه تشريح (و نه تعريف) كرد. نخستين لايه در واقع مداري از محرك هاي الكترونيكي(ميكروالكترونيك، مخابرات، پردازش رايانه اي، نظام هاي راديو و تلويزيوني، و داد و ستدها و تراكنش هايي براساس زمان آني[3]) است يعني همان اتكا بر فناوري هاي پيشرفتۀ اطلاعاتي و ارتباطي؛




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان