صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

بیانیه کمیته من کاندیدا می شوم، از «کمپین تغییر چهره مردانه مجلس» درباره رد صلاحیت گسترده کاندیداهای زن مجلس دهم
نشست پرسش و پاسخ با چهار تن از داوطلبان زن نمایندگی مجلس دهم / گزارش: مریم جوادی
تجارب منحصر به فرد زنان در چالش برای تغییر چهره مردانه سیاست / گزارش: صبا شعردوست
بيانيه «کمیته من کاندیدا می شوم» از کمپین «تغییر چهره مردانه مجلس» در تقدير از حضور بی‌سابقه زنان برای کاندیداتوری مجلس دهم
نظارت بر روند قانونگذاری از اهداف کمپین تغییر چهره مردانه مجلس (گزارش یک نشست) / گزارش از: ندا ناجی – عکس ها: مریم جوادی
ما زنان می خواهیم و می توانیم (گزارش نشست کمپین تغییر چهره مردانه مجلس)/ گزارش: ندا ناجی - عکس ها: مریم جوادی
خواسته های یک زن دستفروش از نمایندگان زن مجلس آینده
مجموعه مقالات ویژه نامه مدرسه فمینیستی به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان
من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، می توانیم چهره مجلس را تغییر دهیم / گزارش: ندا ناجی
حضور کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در کنگره تخصصی صلح سبز / گزارش: مریم جوادی

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      روزنامه دیواری....  
 

چند نسل دیگر در آتش این تبعیض ها خواهیم سوخت؟ / روشنک مسیبیان

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: وقتی کوچکتر هستیم فکر میکنیم دنیا همان محله ی ما و محله ی قدیمی مادربزرگهایمان است که دست در دست مادر و مادربزرگ برای خریدن نان و سبزی، کوچه های پیچ در پیچ آن را طی میکنیم. بزرگتر که میشویم میفهمیم دنیا بزرگتر است. دنیا شامل مدرسه مان هم هست و بچه های مدرسه! و چون وقتی زنگ مدرسه میخورد هر کدام از بچه ها برای رفتن به خانه شان از مسیری متفاوت میروند، می فهمیم دنیا بزرگتر از آنچه فکر می کردیم است، به اندازه ی خانه های تمام بچه ها، به اندازه ی شهرمان! و هنگامیکه برای اولین بار به مسافرت می رویم درمییابیم دنیا بزرگتر هم هست، به اندازه ی وطن مان.

وقتی کوچکتر هستیم هر چه پدر و مادر و بعد ها معلم هایمان میگویند برایمان آیت محض است و فکر میکنیم هیچ چیز غیر از آنچه آنها میگویند درست نیست، بعد ها که کتابهای بیشتری میخوانیم میفهمیم حقایق دیگری هم هست که ما از آنها بی خبریم. اما جالب اینجا است که حتی با خواندن این کتابها باز هم در میان تمام آموخته هایمان آنچه را معلمانمان به ما یاد میدهند ترجیح میدهیم، حتی بیش از حرفهای پدرمان.

جالب است که بعد ها در دانشکده هم اغلب اساتید عقایدی مشابه با عقاید معلمانمان در مدرسه دارند و ما فکر میکنیم حقیقت همین هاست و اگر گاهی هم شک میکنیم از ترس آنچه به نام عقوبت ابدی به ما یاد داده اند قدرت بیان کردنش را نداریم حتی در خلوت خودمان، چرا که یاد گرفته ایم خدا تردید کنندگان را به جهنم روانه میکند حتی اگر این شک فقط در حد فکر باشد! و مسلماً ما از آتش دوزخ میترسیم.

همیشه دوست داریم زودتر بزرگ شویم، فکر میکنیم بزرگ که شویم کلی از مشکلاتمان حل میشود؛ دیگر مجبور به اطاعت از پدر نخواهیم بود،دیگر مجبور به انتخاب همه چیز بر طبق میل خانواده نخواهیم بود دیگر از نگاه های خشمناک پدر نخواهیم ترسید، و آزادخواهیم بود.غافل ازاینکه ما زنیم ، ومهمترازآن ما زن ایرانی هستیم.

کم کم که رشد میکنیم و به سن بلوغ نزدیکتر می شویم ،آزادی هایمان کمتر و کمترمی شود،وقتی به بلوغ میرسیم خمیده راه میرویم! چرا که اینگونه فهمیده ایم که نباید آثار بلوغمان نمایان شود ،زننده است دیگران شکوفایی مارا ببینند،چون ما دختر هستیم و خمیده راه رفتن آغازی است برای ازدست دادن اعتماد به نفسمان. بعد به ما فهمانده می شود که حواسمان به راه رفتنمان ، نگاه کردنمان، لباس پوشیدنمان وحتی به غذا خوردنمان باشد.البته اینها را از مدت ها پیش از رسیدن به سن بلوغ هم فهمیده ایم چراکه مادرمان را دیده ایم،خاله ها و تمام زنهای اطرافمان را دیده ایم که همیشه خودشان را می پوشانند و مواظب حرکاتشان هستند.این جمله ی مواظب حرکاتت باش بسیاری از فرصت های بودن را در زندگی از ما زنان گرفته و هنوزهم میگیرد چراکه آن راهمواره مانند یک پتک بر سرمان احساس میکنیم ! همیشه از خودمان میپرسیم پس چرا پسر ها نباید مواظب حرکاتشان باشند؟ البته شاید آنها هم این اجبار را دارند اما مسلما نه به اندازه ی ما دختر ها!

مواظب حرکات مان هستیم ولی چون دامنه ی حرکت برای یک نوجوان در حال رشد بسیار وسیع است، و چون ما باید آنها را مهار کنیم و مواظب شان باشیم، هیچ راهی جز خفه کردن و کشتن آنها نداریم . پس دنیای مان به خلوت تنهایی مان و رؤیاهایی که حتی جرأت بیان شان را نداریم و باید مواظب باشیم؛ محدود میش




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان