صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

خشونت، تروریسم، بنیادگرایی و بدیل های فمینیستی

والنتین م.مقدم / ترجمه آذین رباطی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: امسال، 25 نوامبر 2011 مصادف با 4 آذرماه 1390 خورشیدی، همچون سال های گذشته، سالگرد «روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان» بار دیگر به ما زنان ایرانی، فرصت دوباره ای بخشیده است که تلاش های مان را برای مبارزه با اشکال گوناگون خشونت علیه زنان، بسیج کنیم. طبق روال سال های پیش، ما نیز در مدرسه فمینیستی تلاش و همت مان را به کار گرفته ایم تا به مناسبت این روز، در کنار دیگر گروه های زنان در سراسر جهان و در حد و بضاعت خود، اعتراض مان را نسبت به حضور سایه گستر خشونت در ابعاد مختلف زندگی زنان نشان دهیم. اگر سال گذشته بیشتر بر خشونت خانگی تمرکز کرده بودیم، امسال به اقتضای شرایط بحرانی منطقه مان سعی کرده ایم به ابعاد اجتماعی و سیاسی خشونت علیه زنان نیز بپردازیم. از همین روست که ویژه نامه امسال مدرسه فمینیستی را به مناسبت «روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان» که از ابتدای هفته جاری با انتشار گزارش هایی حول موضوع خشونت علیه زنان و کودکان آغاز کرده بودیم، با مقاله ای در مورد تاثیر جنگ و تروریسم و بنیادگرایی بر تشدید خشونت علیه زنان (نوشته والنیتن مقدم* و با ترجمه آذین رباطی) ادامه می دهیم:

خشونت، تروریسم و بنیادگرایی : مشاهدات فمینیستی

حوادث سهمگین 11 سپتامبر، كشف شبكه بین المللی افراطیون اسلامی و بمباران افغانستان توسط آمریكا، ما را به تفكر جدی درباره­ علت های تروریسم مذهبی، مفاهیم وسیع خشونت و جنگ گرایی، ماهیت جنبش های بنیاد گرای اسلامی و پویایی جنسیتی خشونت سیاسی وامی دارد. عوامل مذهبی، اخلاقی،‌ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در پس گسترش تروریسم به عنوان راهبردی سیاسی چیست؟ چرا كشور­های اسلامی جنبش­هایی را تولید می ­كنند كه به دنبال اهداف مذهبی ـ سیاسی به شیوۀ خشونت آمیز هستند؟‌ چه ارتباطی بین تروریسم به عنوان راهبردی سیاسی و نظامی گری به عنوان استرات‍‍‍ژی دولتی وجود دارد؟ چگونه خشونت جنبش­ های سیاسی و خشونت دولتی نه تنها روابط داخلی و بین المللی را مختل می­ كنند، بلكه بر مفاهیم پیچیده مردسالارانه نیز موثرند؟‌ و آیا هیچگونه جایگزین فوری برای تروریسم و نظامی گری وجود دارد؟

به باور من؛ ما امروز با سؤالات بسیار جدی مواجهیم كه توجه محققین، سیاست گزاران و تصمیم گیرندگان را می­ طلبد. بی شک من نخواهم توانست برای همه این سؤالات پاسخ و توضیحی روشن ارائه دهم. اما در اینجا تلاش می کنم تا ابعاد جنسیتی تروریسم و خشونت را بررسی و بدیل های فمینیستی برای آنها را توضیح ­دهم. از آن جایی که در وقایع 11 سپتامبر، به نوعی پای اسلام سیاسی به میان کشیده شده، در ادامه به اجمال ریشه­ها، پویایی جنسیتی و خصوصیات جنبش­ های اسلامی را واكاوی می­كنم.

بنیاد گرایان

جنبش­های بنیادگرای اسلامی قرن بیستم را می­توان ابتدا از منظر مفاهیم كلی تاریخی و جامعه شناسانه مشترک میان این جنبش ها با جنبش­ های مشابه خود مورد بررسی قرار داد و سپس به روند تاریخی، اجتماعی و سیاسی پرداخت كه بستر ساز ظهور این جنبش ها بوده­اند. مانند جنبش­های بنیادگرای پروتستان آمریكا در اوائل قرن بیستم، جنبش­های بنیادگرای اسلامی در نتیجه تناقضات مدرنیزاسیون و تغییرات اجتماعی از جمله شهر نشینی، جنبش­های كارگری، جدایی دین از دولت و حاشیه ­های مذهبی و اجتماعی، پدیدار شده­اند. در




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان