صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

که تن گرسنه‌ی نان و دل گرسنه‌ی گل سرخ است / فرشته مولوی

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: می‌گویند آدمیزاد اشرف مخلوقات است. این اشرف مخلوقات که آرزوهایش سر به فلک می‌سایند، روزی روزگاری دست‌هایش را از روی زمین بلند کرده و روی دوپا ایستاده. از همان هنگام هم گویا یاد گرفته که از نردبان خواسته‌هایش پله پله بالا برود. هر پله که پشت سر گذاشته می‌شود، دست به سوی پله‌ی بعدی دراز می‌شود و در خیال پله‌ی بالاتری شکل می‌گیرد. بلندای نردبان واقعی اما برای همه یکی نیست. در جایی و حالی که یکی می‌تواند و می‌شود که پله‌ها را، تند یا کند، یکی‌ یکی بالا برود و به اوج برسد؛ دیگری چه بسا که نتواند و در همان پله‌ی اول و دوم حتا درجا بزند. حالا اگر بخواهیم با زبانی نمادین و کوتاه بلندای نردبان و پست و بلند آرزوها را بسنجیم، می‌بایست از نان به گل سرخ برسیم. نان نمادی از نیازهای زیستیِ مبرمِ تن است و گل سرخ نمادی از نیازهای والای جان و روان. به بیانی دیگر، نان نشان از جانداری آدمیزاد دارد و گل سرخ نشان از برتری و شریف‌تری او در سنجش با دیگر جانداران.

اهل علم برای گفتن از نردبان نیازهای آدمی زبانی دیگر به کار می‌گیرند. برای نمونه، پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا، ایبرهم مَزلو، در تئوری خود — پایگان نیازها — نیازهای بنیادین بشر را در شکلی هرمی می‌نمایاند. در پایین‌ترین رده‌ی هرم نیازهای تنانه یا فیزیولوژیک، سپس نیازهای ایمنی، عشق و وابستگی، شایستگی و سرفرازی، و سر آخر در سرِ هرم نیازهای خودشکوفایی پدیدار می‌شوند. این رده‌بندی بیانگر آن است که انسان در راه برآوردن نیازهای خود از پایین‌ترین رده یا ابتدایی‌ترین خواسته‌ها آغاز می‌کند و به ترتیب به رده‌ای بالاتر می‌پردازد. در نمونه‌ای دیگر، اقتصاددان و زیست‌بوم‌گرایی به نام مانفرد ماکس-نیف نیازهای بنیادین را به ترتیب چنین برمی‌شمرد: زیستی، پشتیبانی، عاطفی، ادراکی، مشارکتی، آسایشی، آفرینشگری، هویتی، و آزادیخواهی. در هردوی این نمونه‌ها ترتیب از پایین به بالای نیازها نشانگر پیشروی از نقطه‌ی نان به اوج گل سرخ است.

از برده‌داری تا انقلاب صنعتی، روایت زندگی جانکاه فرودستان در تاریخ و ادبیات ناگزیر بر نیازها و خواسته‌های ابتدایی آنان، یا به زبان نمادین بر نان، تکیه و تاکید داشته. به یمن انقلاب صنعتی در اروپا ورق برگشت و زندگی روزمره دگرگون شد. از آغاز سده‌ی نوزده هم جمعیت به رشدی پایدار رسید و هم میانگین درآمد و استانده‌های زندگی مردم کوچه و بازار یا عوام بالا رفت. تهیدستان دریافتند که می‌شود سوای خوراک و پوشاک و سرپناه، خواستار چیزهای دیگری هم شد. این چیزهای دیگر خوشی‌های بیش‌تر و به‌تری بودند که پیشترها تنها توانگران و خواص از آن بهره‌ می‌بردند و می‌شد گل سرخ را نمادی از آن‌ها دانست.

شعار نان و گل سرخ از شعری به همین نام از جیمز آپنهایم گرفته شده. این شاعر و نویسنده‌ و ویراستار که در داستان و شعر به زندگی کارگران و درونمایه‌های سوسیالیستیِ اصلاح‌طلبانه‌ی انجمن فابین (یا فیبین) و هواخواهی از حق رای همگان می‌پرداخت، شعر نان و گل سرخ خود را در دسامبر 1911 در گاهنامه‌ی اَمریکن مَگزین منتشر کرد.

رز اشنایدرمن، فمینیست و سوسیالیست امریکایی که از رهبران اتحادیه‌ی کارگری در امریکا بود، عبارت نان و گل سرخ را در جا و مکان دیگری به کار برد. او که از پیکارگ




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان