صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

هفت نکته درباره خشونت مردان

دکتر مایکل کافمن/ برگردان: نریمان رحیمی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: برای یک لحظه چشم‌‌هایم را از شرکت‌‌کنندگان کار-گروه برگرداندم و از میان پنجره‌‌ی کوچک اتاق کنفرانس، به کوه‌‌های هیمالیا در شمال کاتماندو نگاه کردم. من برای براه انداختن کار-گروهی به آن منطقه رفته بودم. کار-گروهی که حاصل فعالیت‌‌های قابل توجه یونیسف و یونیفم از یک‌‌سال پیش بود. طبق برنامه، گروهی از مردان و زنان از مناطق مختلف جنوب آسیا گرد هم آمده بودند تا در مورد مسئله بغرنج و ریشه‌‌دار «خشونت علیه زنان و دختران»، به بحث بنشینند و به کمک هم راهی برای حل این مشکل پیدا کنند (1).

وقتی که دوباره سرم را به سوی شرکت‌‌کنندگان چرخاندم، بیشتر خودم را یک نفر آشنا و از جنس همان مردم، احساس کردم تا آدمی بیگانه و متفاوت: زنان با مبارزه‌‌ی پیگیرشان علیه گسترش خشونت بر زنان و دختران، به ریسک بزرگی ـ حتی تا حد به خطر افتادن جان و زندگی‌‌شان ـ دست می زنند. مردانی هم که در آنجا حضور داشتند تازه صدای‌‌شان را بر علیه پدرسالاری بلند کرده بودند و راه‌‌هایی را برای کار و فعالیت در کنار زنان می‌‌جستند. اما آنچه خوشحالی و تعجب مرا بیشتر می‌‌کرد واکنش‌‌های مثبتی بود که در پاسخ به ایده‌‌هایی که در مورد خشونت مردان مطرح کرده بودم، در این جمع مطرح می‌‌شد. باید اعتراف کنم که تا پیش از برگزاری این کارگاه، من کاملا مطمئن نبودم که آیا این ایده‌‌ها و طرح‌‌ها فقط مربوط به آمریکای شمالی و جنوبی و اروپا می‌‌شوند (که طبعاَ دارای فرهنگ عمیق اروپایی هستند) یا تأثیر و کارکردی فراتر از آنجا دارند. من در اینجا هسته‌‌ی مرکزی تجزیه و تحلیل خودم را از این کار-گروه در هفت نکته بیان می‌‌کنم:

اولین نکته: قدرت پدرسالاری

عمل فردی خشونت توسط مردان در چارچوب یک مثلث اعمال می شود: خشونت مردان علیه زنان به تنهایی و در انزوا انجام نمی شود بلکه همچنین در ارتباط قرار می گیرد با خشونت مردان علیه مردان دیگر، و همین‌‌طور با خشونت درونی یا خشونت مرد علیه خودش، مرتبط است (2).

در جوامع مردسالار، بر پایه درجه‌‌بندی‌‌های موجود، نه تنها مردان بالاتر از زنان قرار می‌‌گیرند بلکه بر پایه همین درجه‌‌بندی‌‌ها، برخی از مردان نیز بالاتر از مردان دیگر قرار گرفته‌‌اند. خشونت یا تهدید، دست‌‌یابی به امتیازات و اعمال قدرت را تضمین می کند. خشونت و تهدید، هم نتیجه‌‌ی عمل هستند و هم راهی برای رسیدن به یک هدف.

دومین نکته: احساس استحقاق برخورداری از امتیاز

تجربه فردی مردی که مرتکب خشونت می شود ممکن است ربطی به تمایل او به اعمال قدرت نداشته باشد. در اینجا آنچه او خودآگاهانه تجربه می کند اهمیت اساسی ندارد بلکه همانطور که تجزیه و تحلیل فمینیستی بارها نشان داده است چنین خشونتی اغلب دنباله‌‌ی منطقی احساس درونی‌‌شده‌‌ی آن مرد است در رابطه با استحقاق برخورداری از بعضی امتیازها. همچنین اگر مردی زنش را برای این کتک می زند که چرا شام او سر وقت مهیا نشده، تنها برای آن نیست که موضوع دوباره تکرار نشود بلکه نشان دهنده‌‌ی این هم هست که آن مرد استحقاق این را دارد که شامش سر وقت حاضر باشد. در مثال دیگر اگر مردی همسرش را آزار جنسی می دهد، موضوع بر سر آن است که مرد، خودش را شایسته و سزاوار لذت جسمی می داند حتی اگر آن لذت جسمی یکطرفه باشد. به بیان دیگر، همانطور که بس




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان