صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

سهم زنان متاهل گرگانی از مالکیت خانه

پژوهشی از فاطمه نجاتی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: زندگی زناشويی در گروی همکاری متقابل همسران است و بدون تلاش های همه جانبه آن دو، خانواده به سرمنزل واقعی خود نمی رسد. اگرچه ممکن است همسران زندگی خود را با امکاناتی اندک آغاز کنند، پس از گذشت سال ها، دست آوردهای مادی و معنوی تلاش آن ها نمايان می شود؛ برون دادهای معنوی در فضايی انتزاعی قرار می گيرد، اما برون دادهای مادی، مانند خانه، ماشين، باغ، ويلا، طلا، و حساب های مالی قابل ديدن و اندازه گيری است و به دليل آن که اين دارايی ها پی آمد تلاش های هر دو (زن و شوهر) است، هر دو مالک آن به شمار می آيند و به اين ترتيب، اگر به دلايلی چون مرگ يا جدايی (در طول زندگی زناشويی)، نياز به جداسازی اين دارايی های مشترک باشد، بايد به حقوق هر دو سو به ديده ی احترام نگريست. هدف از بحث سهم بری زنان از خانه به اين معنا نيست که زن و شوهر در کش مکش پی در پی بر سر دارايی های مشترک به سر برند، بلکه هدف، بررسی و شناخت شيوه سهم بری از خانه ی مشترک و عوامل مؤثر بر آن، به منظور احترام به حقوق و تلاش های زن و شوهر است.

در بحث سهم بری از دارايی های مشترک اين واقعيت وجود دارد که خانواده متأثر از فضايی بزرگ تر به نام جامعه است، که سياست های اجتماعی آن در پيوندهای ميان همسران اثرگذار است. اگرچه شيوه ی پيوندهای اقتصادی ميان همسران، به گونه ای آشکار، در قانون خانواده _ به عنوان يکی از مصاديق سياست های حقوقی کلان _ و با عنوان نفقه و مهريه آمده است، شيوه ی سهم بری از دارايی های مشترک زندگی زناشويی به زمان جدايی يا مرگ
افتاده است، که در اين حالت، جدايی و سهم کمتر زنان از ارث می تواند اين سهم بری را به زيان زن نابرابر کند؛ پس بررسی جامعه شناختی برخی از عوامل مؤثر بر سهم بر ی زنان از خانه می تواند را هگشا باشد.

بر پايه آمار و اعداد به دست آمده از سامانه ی آمار شهرداری در اردی بهشت ۱۳۷۳، شمار مالکان زن در شهر تهران برابر ۷۱ هزار و 164 نفر و شمار مالکان مرد در همين تاريخ ۵۷۷ هزار و 251 نفر بوده است؛ يعنی دارايی مردان ۸٫۳ برابر بيش تر از دارايی زنان است (مرکز امور مشارکت زنان ۱۳۷۲). درباره موضوع های پيرامون اين مسئله، مانند توان تصميم گيری (مهدوی و خسروشاهی ۱۳۸۲) و هم چون اين نابرابری جنسيتی (احمدی ۱۳۸۳)، پژوهش هايی در ايران انجام شده، که در بخش هايی از آن ها نابرابری مالی مورد اشاره قرار گرفته است، اما هيچ کدام به
اندازه سهم بری زنان از مالکيت خانه مشترک در خانواده نپرداخته است.
از ۱۳
در بحث سهم بری از خانه، به عنوان یکی از مصادیق دارایی های مشترک زندگی زناشویی، باید به این نکته توجه شود که زنان خانه دار و شاغل، هر دو، در به دست آوردن دارایی های مشترک زندگی زناشویی با شوهر خود سهیم اند؛ بنابراین، چه زن خانه دار باشد چه شاغل، ناگزیر باید به سهم بری او توجه کرد؛ زیرا، بیش تر، بار کار خانگی و بچه داری بر روی دوش زنان است و زنان خانه دار کار خانگی را، که کاری کم ارزش، بی پاداش، و
رایگان است، بر عهده دارند (اوکلی ١ ۱۹۷۵)، و زنان شاغل نیز، افزون بر مشارکت در بازار کار، آن را بر دوش می کشند _ اگرچه زنان خانه دار در آمارگیری ها جزء افراد غیرفعال جامعه شمرده می شوند (جزئی ۱۳۸۳).

اهمیت سهم بری زنان از دارایی های مشترک در طول زندگی زناشویی به دلیل آن است که اگر مالکیت این دارایی ها در طول زندگی ز




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان