صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطه: زنان، از مشروطیت تا انقلاب سال 57

وحید رنجبری-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: 14 مرداد سال 1391 خورشیدی، صدوشش سال از پیروزی انقلاب مشروطیت ایران می گذرد. پیروزی انقلابی که گستره ی نفوذ و تأثیر تمدنی آن در طول سه هزار سال تاریخ کشورمان، بی همتا است. از جمله یکی از مهمترین آثار مثبت این انقلاب، تأثیر سرنوشت ساز و همه جانبه ی آن بر زندگی زن ایرانی است که باعث تحولی در خرد و آگاهی و آزادشدن انرژی و استعداد سرکوب شده ی زنان در اغلب حوزه های اجتماعی، علمی، سیاسی، و خانوادگی بوده است. ما در مدرسه فمینیستی معمولا سعی کرده ایم در آستانه سالگرد این انقلاب دورانساز ، و به پاس برکات فراوان آن برای حقوق زنان، مطالب و گزارش هایی را منتشر نماییم. امسال نیز این سنت حسنه را پی گرفته ایم. بدین مناسبت مقاله زیر به قلم آقای وحید رنجبری را در ادامه می خوانید:

انقلاب مشروطیت و تحول موقعیت زنان

نوشتن از انقلاب مشروطیت و نشان دادن تأثیر آن بر تحولات اجتماعی ایران ـ به خصوص بر تحول زندگی زنان ـ از ظرفیت یک مقاله ی مختصر، بسیار فراتر می رود. چنین کاری، طبعاَ مستلزم نگارش چندین مجلد کتاب است. با این حال چون که در آستانه سالگرد این انقلاب قرار داریم بی مناسبت نیست که به اختصار، نگاهی بیاندازیم به به شرایط اجتماعی زنان در دوره تدارک انقلاب مشروطیت یعنی در دوران قاجار . در ادامه نیز به طور بسیار موجز به نقش زنان در انقلاب مشروطیت و تأثیر مشروطیت تا آستانه پیروزی انقلاب سال 57 بپردازیم .

به گواهی انبوه اسناد و مدارک تاریخی، در دوران قاجار (۱۱۶۴-۱۳۰۴هجری خورشیدی) امکان تحصیل برای زنان بسیار محدود بوده است. (آمار دقیقی از میزان بی سوادی زنان دردست نیست، اما یک منبع میزان باسوادی زنان را تا سال ۱۳۰۴هجری خورشیدی، فقط ۳٪ برآورد می نماید.) در باور عمومی، باسوادی زنان را مخالف اسلام و برای جامعه خطرناک می‌دانستند (بعضی از روحانیون نیز همواره بر این باور تاکید می‌کردند). باور دیگر این بود است که زنان نمی‌توانند به تحصیل بپردازند و مغز آنان قدرت پذیرش دانش را ندارد. باسوادی زنان ننگ محسوب می‌شد و بسیاری از زنان باسواد، آن را پنهان می‌کردند. مثلا بعضی از همسران ناصرالدین شاه توانایی خواندن و نوشتن داشتند ولی شاه از این امر اطلاع نداشت.(1) همچنین رفتار و برخوردها نسبت به زنان، خیلی خشونت بار و اهانت آمیز بود و زنان از حقوق و منزلت اجتماعی، بهره ای نداشتند.

در این دوره در خانه‌ها و خیابان‌ها جدایی جنسیتی وجود داشت که تا روی کار آمدن رضاشاه پهلوی نیز ادامه داشت به ویژه درمیان طبقات و اقشار سنتی و پایین‌تر جامعه. در اغلب خانه‌ها، اندرونی و بیرونی مجزا بود، میهمانان زن توسط زنان پذیرایی می‌شدند و میهمان‌های مرد توسط مردان. در خیابان‌های پرجمعیت مانند لاله‌زار، شاه آباد و امیریه نیز در ساعت‌های پرجمعیت عصر، زنان باید از یک پیاده‌رو عبور می‌کردند و مردان از پیاده‌رویی دیگر. زنانی که می‌خواستند برای کاری به سمت دیگر خیابان بروند باید از پاسبان اجازه می‌گرفتند و تحت نظر او به سرعت حرکت می‌کردند. همچنین زنان و مردان حق نداشتند باهم در یک درشکه بنشینند، حتی اگر مادر و پسر یا خواهر و برادر بودند.(2) در این دوره ازدواج کودکان و ازدواج اجباری دختران بسیار رایج بود. طلاق نیز برای مردان بسیار آسان بود و «چندزنی»، رسمی جاافتاد




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان