صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

جنبش زنان، جنبش انتقادی*

فرهاد شرفی-13 خرداد 1387

یکی از چالشهای مهمی که جنبش زنان در فعالیت های خود با آن روبرو است، مسئله رویارویی با دین است. همانطور که در مبحث مطرح شده «چالش ماه» مدرسه فمینیستی عنوان شده است، این چالش در سه سطح حکومتی، روشنفکری و عامه قابل بررسی است. به عنوان مقدمه، اولین مطلب مهم ، در تعریف خصلت های جنبش زنان نهفته است. اینکه اساساً جنبش زنان در پی ایجاد چه حرکت و جنبشی است که بر اساس آن در تعامل با سطوح مختلف دین در جامعه قرار می گیرد؟ در تعریف عینی و عملی جنبش زنان بایستی ذکر کرد که این جنبش، حرکتی است اجتماعی و فرارونده و از پایین در جهت تغییر رفتار مردم و مناسبات اجتماعی آنها با یکدیگر. به عبارتی، تغییر در هویت و شخصیت و رفتار و منش افراد و به طور کل فردیت انسان از یک سو و شیوۀ ارتباطات و مناسبات افراد با یکدیگر از سوی دیگر، مد نظر جنبش زنان است. اگر جنبش اجتماعی در پی حذف مسئله ای چون سنگسار است، بدین دلیل است که مسئلۀ سنگسار نه امری ذهنی و تخیلی و یا مربوط به دنیای مجازی، بلکه امری است واقعی که توسط افرادی با ذهنیت و موقعیت های خاص بر دیگر انسان یا انسانهایی اعمال می گردد. پس با وجود امری اینچنین واقعی از جانب انسانهای واقعی، بایستی به دنبال تغییر در افراد و مناسبات اجتماعی انسانها با یکدیگر در دنیای واقعی بود تا بتوانیم شاهد حذف این مسئله در جوامع بشری باشیم. پس اساساً بحث بر سر تغییر است و نه حفظ وضع موجود. با این تعریف می توان گفت که جنبش زنان می تواند دارای رویکردی تغییر طلبانه و انتقادی از وضعیت موجود باشد. با این رویکرد انتقادی می توان مسائل جنبش را از زوایای گوناگون مورد نقد و بررسی قرار داد.

تعامل ساخت جنبش زنان با دین عامه

یکی از مسایلی که در رویارویی جنبش زنان با عرف و رسوم و مناسک موجود در جامعه از جمله آش نذری و یا آجیل مشکل گشا مطرح می شود این است که آیا چنین رسومات و آدابی که بخشی از حیات اجتماعی بخشهایی از جامعۀ ما هستند توان تحول در مناسبات اجتماعی و یا حداقل زمینه سازی جهت مطرح نمودن خواست های اجتماعی زنان را دارند؟ (با توجه به اینکه این مناسبت ها یکی از عمده ترین فضاها و فرصت هایی است که بخش عمده ای از زنان در آن حضور می یابند) در پاسخ می توان گفت که چنین رسوماتی به لحاظ تاریخی و کاربردی جهت حل مشکلات و رفع نیازها و خواست های زنان، عملاً ناتوان و ناکارآمد بوده اند. اگر ما تصور کنیم که مشکلات عینی وروزمرۀ زندگی زنان و حتی کل جامعۀ ما با آجیل مشکل گشا حل می شود، پس به راستی تمامی فعالین اجتماعی بایستی در توزیع این آجیل «معجزه گر» جهت رفع مشکلات اجتماعی مردم جامعۀ ما و بویژه زنان بسیج شوند. واقعیت این است که مراسمی اینچنین نظیر آجیل مشکل گشا یا آش نذری یا چهار شنبه سوری یا جشن نوروز و دیگر مراسم اسطوره ای – دینی – ایدئولوژیک و . . . فقط بخشی از میراث تاریخی فرهنگ ما، آنهم به لحاظ عاطفی و احساسی هستند. حال ممکن است این بحث مطرح گردد که انسان موجودی تماماً عقلانی نیست و بخشی از موجودیت وی احساسی – عاطفی است، یا به عبارتی انسان موجودی است عقلانی – احساسی و تقلیل انسان یا هدایت وی به سمت کنش های عقلانی صرف و رویکرد های عقلانی، احساس و عواطف بشری را از وی جدا می سازد و نهایتاً روابط عاطفی و احساسی میان انسانها خدشه دار می گردد و یا اینکه این موضوع مطرح گرد




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان