صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

زلزله در آذربایجان: حجاب یا مرگ!! / اکرم خیرخواه

14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: ساعتی قبل زلزله ای 6 ریشتری تبریز را لرزاند، آنچه که در این میان جلب توجه می کرد مسئله حجاب زنان بود. زنانی که در همان چند ثانیه وقوع زلزله، برای فرار از خانه در پی یافتن چادر ، مانتو و در کل چیزی برای حفظ حجاب و سپس فرار از خانه بودند.

در یک محله متوسط نشین در تبریز تعداد زنانی که در اولین ثانیه های وقوع زلزله بدون حجاب به بیرون از منزل گریخته بودند بیش از 3 نفر نبود! 3 نفری که همسرانشان با چادر به طرف شان می دویدند تا زنان بی حجاب گریزان از مرگ شان ثانیه ای بیش غیر محجبه در انظار سایر فراریان حاضر نباشند!

اکثر زنانی که در گریز از منزل به پارک محله آمده اند با استغفرالله و توبه درباه این که لباس تابستانی به تن داشته اند و نتوانستند بلافاصله به بیرون از خانه فرار کنند، سخن می گویند... و زنی دیگر خدا را شکر می کند که دقایقی زودتر از حمام بیرون آمده وگرنه حاضر نبود لخت از حمام فرار کند و ترجیح می داد زیر آوار زلزله بمیرد اما لخت نباشد! آن دیگری که در منزل تاب و شلوارک پوشیده کودک شیر خوارش را به دست همسایه می سپارد تا او را بیرون ببرد اما خودش از کمدی که روی زمین افتاده دنبال چادر می گردد...

روایاتی از این دست در بین زنان یک محله متوسط نشین تبریز که بیشترشان تحصیلات دانشگاهی دارند و شاغل نیز هستند فراوان بود. کلیشه مستوره بودن زن آنچنان قوی است که نه تحصیلات - که در واقع باید منجر به آگاهی زنان شود - توانسته این کلیشه ها را کمرنگ کند و نه اشتغال که قاعدتا باید به دلیل گستردگی ارتباط زنان با دنیای خارج از چهاردیواری منزل، منجر به استقلال، آگاهی و دوری از سنت های غلط رایج در اجتماع کند.

اگر روزگاری فکر می کردم که حجاب به اجبار، بخشی از زندگی ما زنان شده، اما امروز به این نتیجه رسیدم که حجاب کل زندگی زنان شده است. آنچنان که زنان ما در لحظات بحرانی نزدیک به مرگ نیز حجاب را از یاد نمی برند. برخی آن را به حیاء و وقار و امثالهم تفسیر می کنند، اما حیاء و وقار تا چه اندازه؟؟ آیا در یک قدمی مرگ بودن، وقار آنهم بدین شکل، معنایی می یابد؟؟ متاسفانه علاوه بر سیاست های نظام در رابطه با حجاب اجباری، عرف و سنتی که در پنهانی ترین قسمت وجودمان ریشه دوانیده راه هرگونه تصمیم عاقلانه را از ما سلب کرده است.

اخبار اعلام می کند احتمال وقوع پس لرزه های بیشتر وجود دارد و برای حفظ امنیت بیرون از منزل باشید، اما کلیشه ای دیگر زنان محله را به داخل منازل می کشاند! آشپزی... افطار نزدیک است و زنان باید به آشپزخانه برگردند. اگرچه احتمال زلزله هست اما کار زنان تعطیلی ندارد!

برای مبارزه با کلیشه های زنانه شده راه درازی در پیش رو داریم، شاید راهی به درازای قرن هایی که برخی عادات را به سنت هایی درونی شده در انسان ها تبدیل کرد و امروزه گریزی از این سنت ها نیست!




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان