صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

زنان کرد و جداسری از ایران

فهیمه تفسیری-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: جدایی فیزیکی از ظالم و مستکبر، گاهی به جابه جایی ظالم ها می انجامد و نه لزوما از بین رفتن ظلم. امروزه بسیاری از مردمان ایران ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که جوامع مختلف منجمله جامعه ایران ناچارند که بخشی از نابرابری ها و تبعیض های بین المللی و استکباری را بپذیرا باشند ولی با مشارکت در جامعه جهانی [و نه جداسری از آن] بطور تدریجی این نابرابری ها را با مکانیزم های موجود بین المللی تعدیل کنند.

انقلاب اسلامی ایران که جهان غربی را جهانی استعمارگر و منشاء ستم و ظلم تلقی می کرد در سال 1357 با ایده ی استقلال و جداسری جهان ایرانی از جهان استکباری غربی، به پیروزی مورد نظر خود رسید. این انقلاب ایدئولوژیکی، خودش را در قالب «هویت ملی و مذهبی» بروز داد و سبب شد که سه دهه بعد از آن انقلاب، بسیاری از زنان امروز ایران، از همه آن هویت ملی و مذهبی که در بازتولید هویت های ملی و مذهبی ضدزن منجمله حجاب اجباری، نقش داشتند آنچنان بیزار شوند که نوستالژی همان غرب استعمارگر را بر دوش کشند. بنابراین امروز هم زنان کردستان باید هوشیار باشند که اگر روزی قرار باشد «هویت قومیتی کرد» منشاء رفع تمام مشکلات مردمان کرد شناخته شود، جای مشخص زنان در این «هویت قومیتی» کجاست؟ آیا آنها بعدها قرار است به عنوان سمبل تداوم قوم شان، سنت های قومی مثل ختنه، قتل های ناموسی، تمکین محض از مردان، و هزار سنت دیگری که امروز کمتر نشانی از این سنت ها است بر دوش کشند؟ آیا هیچ تضمینی وجود دارد که زنان کرد حتی با جدا شدن از «قوم ظالمین» [جهان ایرانی]، از ظلم و ستم رها شوند؟ همانطور که این سئوال در مورد بقیه زنان در اقصی نقاط کشور هم بوجود آمده که با استقلال ایران از قوم ظالمین [جهان غرب]، آیا تبعیض و ستم از زنان، رفع شده است؟ مگر برای اغلب زنان ایران این سئوال هر روز پیش نمی آید که استقلال شان از جامعه جهانی [جهان ستمگری و استکباری] که با شکل گیری هویت ملی سفت و سخت ـ که منشاء بازتولید سنت های زن ستیز قرار گرفته است ـ چه چیز دست به نقدی عایدشان شده است؟

تامین یک زندگی عادلانه و شرافتمندانه هدف همه جنبش های اجتماعی در ایران است ولی راه حل هایی که برای از بین رفتن ستم و تبعیض ارائه می شود لزوما نمی تواند تضمین کننده یک زندگی انسانی و شرافتمندانه باشد. برای نمونه برخی صرفا ستم یک قوم بر قومی دیگر را منشاء ایده جداسری مردمان کرد و عرب و بلوچ و... در ایران قلمداد می کنند در صورتی که هیچ معلوم نیست که اگر مثلا کردستان از ایران جدا شود مشکلات مردمان کردستان حل خواهد شد یا نه؟ اگر این ایده که برای از بین بردن ظلم و ستم، می توان از گروهی که منبع ظلم و ستم تلقی می شوند جدا شد و دنیایی عاری از این مناسبات ستمگر، ساخت و به اصطلاح «صورت مساله» را پاک کرد، بی تردید مردمان جهان، با چنین راه حل ساده ای می توانستند به ساحل سعادت دست یابند. ولی مشکل از آنجا آغاز می شود که ساختار نابرابر [فرودستی عده ای و فرادستی عده ای دیگر]، همیشه به یک صورت معین بروز نمی کند بلکه مرتبا در قالب ها و اشکال جدید بازتولید می شود. حکومت ایران هم سعی می کند خودش را از جامعه جهانی [قوم ظالمین] جدا کند تا بلکه نابرابری که در سطح جهانی به راستی وجود دارد از بین ببرد، ولی عملا می بینیم که چنین امری امکان پذیر نیست. اگر قرار ب




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان