صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

آزادی زنان و دگرباشان در تشیع ایرانی

جواد موسوی خوزستانی-14 دی 1391

مدرسه فمینیستی: در قسمت اول این مقاله با عنوان «الاهیات معطوف به قدرت و کنترل زنان»* به نخستین مؤلفه‌‌ی تفاوت در نگرش الاهیون و فمینیست‌‌ها (تفاوت در فرض‌‌‌های هستی‌‌‌شناسانه‌‌‌ی تفکر) نسبت به مقوله «تن» اشاره شد. در ادامه، به مؤلفه‌‌ها و فرضیه‌‌های دیگری در این زمینه پرداخته شده است:

نوع نگرش و مواجهه‌‌ی برخی از متألهان اسلامی (گفتمان الاهیات سیاسی) در ایران، به مانند دیگر ابَر ایدئولوژیهای غیرمذهبی، نگرش و گفتمانی فراتاریخی، فراجنسیتی و معطوف به قدرت است که جهت اصلی و غایی آن، به قول نیچه: «در راستای تملک چیزهاست». این مواجهه‌‌ی جنگاورانه با ارزش­­های «غیرخود» که بنا به تفسیر برخی پژوهش­­گران، برای حفظ بقاء صورت گرفته است طی دویست سال اخیر، نمود خود را عمدتاَ در رقابت و جنگ ارزشی با غرب و مدرنیته (گاه تا مرز نفی کامل خرد و فلسفه مدرن) به رخ جهانیان کشیده است. اما همانطور که در بخش نخست مقاله هم گفته شد این نوع خاص از مواجهه با ارزش‌‌های مدرن که غالباَ در عطش «تملک تامّه» و «تسخیر چیزها»، خود را باز می‌‌‌‌تاباند در واقع اموری گوهری و در ذات دین نیست بل‌‌که احتمالا ناشی از قضاوت عجولانه و ترس الاهیون از حملات کمرشکن مدرنیته بوده است. زیرا نحوه‌‌ی مواجهه برخی از فقیهان و متألهان (شیعه/سنی) نسبت به خرد و فلسفه مدرن، انگار که تکرار همان روش دفاعی و موضع‌‌گیری خصمانه‌‌ی قدیمی است که اغلب مجتهدان دینی ـ بویژه در مصر و ایران ـ نسبت به ورود فلسفه یونان به دنیای اسلام، از خود بروز دادند. در دوره ماقبل رنسانس (عصر پیشامدرن)، عالمان و فقیهان اسلامی احتمالا تصور می‌‌کردند که فلسفه و خرد یونانیان اگر از سوی ملل مسلمان پذیرفته شود دیگر جایی برای دین‌‌ورزی و ایمان مذهبی، باقی نخواهد ماند. به نظر می‌‌رسد که در دوره معاصر نیز همین موضع‌‌گیری دفاعی نسبت به ارزش‌‌های مدرنیته را تکرار می‌‌کنند. به گواهی روشن اسناد تاریخی، پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی و روی کار آمدن «مصطفا کمال آتاتورک» و شکل‌‌‌گیری دولت سکولار در قلب امپراطوری اسلام، طبعاَ این واهمه و اضطراب و موضع‌‌گیری خصمانه نسبت به ارزش‌‌های مدرنیت، در میان بسیاری از الاهیون و نیروهای مذهبی در اغلب ممالک اسلامی، حدت و شدت بسیار زیادی گرفت[1].

با سقوط امپراطوری عثمانی، به تدریج حس ناامنی و اضطراب، که هر روز و لحظه بین این نیروها افزایش می‌‌یافت قطعاَ از سابقه‌‌ی تاریخی واکنش علمای اسلامی نسبت به فلسفه و ارزش‌‌های مغرب زمین، تأثیر می‌‌گرفت. واقع این است که موضع‌‌گیری دفاعی و مرسوم عالمان اسلام‌‌گرا نسبت به گسترش ارزش‌‌ها و عقلانیت مدرن از سابقه‌‌ای چنان طولانی و جاافتاده برخوردار شده بود که توانست چنین واکنشی را به مرز واکنش‌‌های خودبه‌‌خودی ـ و حتی شبه‌‌غریزی ـ تبدیل کند. طبعاَ واکنشی چنین عادت‌‌شده و دیرینه‌‌سال، نسبت به فرهنگ و فلسفه مدرن، با فروپاشی امپراطوری عثمانی تشدید شده بود زیرا تحت تأثیر خصلت جوهری فرهنگ و ارزش‌‌های مدرنیته (خصلت انبساطی و گسترش‌‌‌یابندگی)، عرفی‌‌گرایی مدرن نه تنها در خود ترکیه بل‌‌که از مرزهای ملی این کشور عبور می‌‌کرد و در مصر، تونس، الجزایر، سوریه، مراکش نیز به طرز حیرت‌‌آوری گسترش می




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان