صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مبصر کلاس....  
 

انقلاب جنسی مبصر کلاس در آستانه 22 خرداد

14 خرداد 1387

«تصور کن تو می‎تونی، بشی تعبیر این رویا »

اطلاعیه جنبش «سابق» زنان به مناسبت سالروز 22 خرداد

ما در جنبش «سابق» زنان پس از برگزاری آن تجمع کذا و کذا در میدان مانتو فروشان هفت تیر، و دست‎وپا زدن میان یک مشت مانتو از ریخت‎افتاده و درٍپی‎تی، و روانه شدن هفتاد تشنه‎لب به تفرج‎گاه اوین ‎درکه ـ به جهت آب‎خنک خوردن ـ و البته، نوش‎جان فرمودن باتوم (از جنس برقی، و از جنم غیر برقی)، تناول لگد و مشت و توسری بر روسری، کشیده خوردن ـ شدن ـ رو آسفالت داغ، اسپری انرژی‎زا و با‎مزه‎ی فلفل (و پاره‎ای سرویس‎های دیگر که گفتن‎اش از خود تعریف کردن به‎حساب می‎آد ـ خوبیت نداره آدم از خودش تعریف...)؛ بعد هم که ظاهرا پروپیمان و سیراب گشته بودیم باز پروگری کردیم و این کمپاین یک‎ میلیون ‎امضا و چه و چه... خلاصه این سوسول‎بازی‎ها را انجام دادیم چون شاید خیالات برمان داشته بود که سمبه‎شان کم‎زور است ولی کور خوانده بودیم: نه‎جانم، خیلی هم پر زور است؛ آخه از شما چه‎پنهان وقتی روی مبل نشستیم و با انگشت‎های ظریف و ناخن‎های لاک‎زده، چرتکه انداختیم متوجه شدیم که سرجمع: یکصدو چهل و هشت نفر آب‎خنک خورده‎ رو دستمان باد کرده در این دو سال.

این شد که پس از «تعامل» کش‎دار و نفس‎گیر و خیلی «آموزنده» با برادران زحمتکش‎مان در وزارت فخیمه، به این نتیجه رسیدیم که مسالمت آمیزترین و کم‎دردسرترین روش برای خورد و خوراک «برابر» میان ما زنان با آقاهامون، روش «انقلاب» است. در واقع ما پس از رفت و آمدهای روزانه به دادگاه «انقلاب»، به حقیقت «مخملی» و روش «تی‎تیش مامانی» مان پی بردیم یعنی متوجه شدیم چطور با امضاء جمع کردن برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به راحتی از انسانیت خارج شده بودیم و به‎قول آن خطیب حاذق به ورطه «هرزگی» سقوط فرموده بودیم و از آن جایی که با «اصالت انقلاب» در «دادگاه انقلاب» با شدت و حدت بسیار آشنا گشته بودیم، خب تصمیم گرفتیم که به جای امضاء جمع کردن که عملی «شنیع» ، «خشونت آمیز» و کاملن «برانداز» است، به اصل حقیقی خویش رجوع کنیم و «بازگشت به خویشتن خویش» را از طریق آموزه‎های شریعتی تجربه کنیم. و کردیم: « هرکسی یا ناکسی، کو دور ماند از ـ اصل ـ خویش / ..... »

ما طی دو سال، تحت تعلیمات برادران و از طریق «تعاملات تلفنی، حضوری، و کمی تا قسمتی ای‎میل‎ی» کاملا تفهیم شدیم که یک «انقلاب جدید» کردن راحت‎تر و مسالمت‎آمیزتر است. از این رو در منوی «انقلابات» جهان جستجو کردیم (با جستجوگر گوگل) و با تشویق‎های ممرضای «نیک فر» زمانه، (به جهت فلسفیدن) سرانجام تفهیم اتهام شدیم یعنی به این نتیجه رسیدیم که از میان انواع انقلابات رنگی، مخملی، هدایت، سفارشی و... فقط و فقط «انقلاب جنسی» بهترین روش برای حل مشکلات ما زنان ایرانی است.

با همین هدف وقتی به قانون رجوع کردیم در کمال ناباوری دیدیم برادران قانون‎گذارمان، مجراهای قانونی، «انقلاب جنسی» را برایمان فراهم ساخته‎اند و ما غافل از این همه قوانین مترقی، ـ که الحق حاصل خون‎جگر خوردن برادران برای تامین آسایش ما زنان بی‎آب‎چشم است ـ متاسفانه تاکنون با القائات دارو دسته آقایان نئوکان به‎خصوص خود جورج بدجنس (دبلیو) که گولمان زده بودند، از مسیر «انقلاب» خارج‎ زده بودیم... خب زنیم دیگر، احساساتی، می‎ش




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان