صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

زنان در خط مقدم نبرد و ظهور فمینیسم جنگ طلب! / سیمین کاظمی

8 اسفند 1391

با این همه از یاد مبر

که ما

- من و تو -

انسان را

رعایت کرده ایم (شاملو)

مدرسه فمینیستی: جنبش فمینیستی را در جهان امروز و مخصوصا بعد از تجربه جنگهای هولناک بین الملل اول و دوم و دیگر جنگهایی که این سوی و آن سو درگرفته است، به عنوان یک جنبش صلح طلب و ضد جنگ می شناسند و بخشی از اعتبار و آبروی فمینیسم هم مدیون همین وجهه صلح طلبی اش است.

تفکری که زنان را بیش از مردان متمایل به صلح می دانست، در تمام اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم رواج داشت.(لگیت1391: 434) در سال 1915 یک فمینیست کانادایی گفته بود «اگر زنان در امور ملی و بین المللی صدایی داشته باشند، جنگ برای همیشه پایان می یابد» (همان). در میان فمینیست ها استدلالهای گوناگونی برای ضدیت زنان با جنگ و صلح طلب بودنشان وجود دارد. طبق بعضی از این استدلالها، تفاوتهای زیست شناختی زن و مرد و یا ویژگی مادر بودن و وظیفه مراقبت از کودکان است که زنان را از جنگ بیزار می سازد. البته چنین استدلالهای منزه طلبانه ای درباره زنان را نمی توان به آسانی پذیرفت و نمی شود گفت زنان به طور ژنتیکی صلح طلب هستند یا صلح طلبی را به تفاوت های زیست شناختی و مثلا مادر بودنِ زنان نسبت داد، چرا که حضور زنان در برخی ارتش های جهان و وجود زنان جنگجو به راحتی این فرضیه را رد می کند. شاید تاکید بر ابعاد فرهنگی تفاوت میان زنان و مردان و یا فرآیندهای متفاوت جامعه پذیری دو جنس توجیه عقلانی تر و منطقی تری برای این قضیه باشد. تحقیقات انجام شده در این خصوص هم، تعمیم صلح طلبی به کل زنان را به راحتی تایید نمی کند. برخی از تحقیقات نشان می دهند که شکافی معنادار در دیدگاههای صلح طلبانه میان مردان و زنان در کل وجود ندارد و این فمینیست ها هستند که به طور خاص صلح طلب ترند. (مشیرزاده 1388: 427)

صلح طلب بودن فمینیستها به طور عام هم البته صورت کلی قضیه است، چون به جزییات اگر دقیق شویم به ویژه آنجا که پای میهن پرستی و ناسیونالیسم و منافع و وابستگی سیاسی فمینیست ها در میان بوده است برخی از فمینیست ها در آغاز، حتی بر طبل جنگ هم زده اند. چنانکه برخی فمینیست های آمریکایی یا آلمانی با استدلالهای مختلف از شرکت در جنگ دفاع هم کرده اند و حتی یک ویژگی زنانه (یعنی مادر بودن) مبنای استدلال برای شرکت یا عدم شرکت در جنگ بوده است! مروری بر تاریخ فمینیسم روشن می کند که موضع گیری در قبال جنگ باعث شکاف میان صفوف فمینیستها شده و در نهایت اغلب این فمینیستهای سوسیالیست بوده اند که به دلیل آنکه جنگ را به نفع سرمایه داری دانسته اند، با آن مخالفت کرده اند.(روباتام1387: 263) زنان چپگرایی مثل کلارا زتکین از مهمترین چهره های ضد جنگ زمان خود بودند. زتکین در این مخالفت تا آنجا پیش رفت که به دلیل مماشات سوسیال دموکرات های آلمان و موافقتشان با شرکت در جنگ، از ادامه فعالیت در آن حزب انصراف داد و راه جدایی از آن را برگزید. به نوشته ماری-آلیس واترز در سال 1914، زمانی که اکثریت رهبری حزب سوسیال دموکرات آلمان در مقابل امپریالیسم آلمان تسلیم شدند و به حمایت از طبقه ی حاکمان «خودشان» برای شرکت در جنگ جهانی اول رأی دادند، کلارا زتکین جزو تعدادی انگشت شمار از سوسیال دموکرات های آلمان بود که به همراه رزا لوکزامبورگ و کارل لیبنخت از حزب سوسیال دموکرات آلمان بریدند و موضع انترناسیونالیست انقلا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان