صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

انقلابی که زنان را در خانواده می خواهد

سیمین کاظمی-19 اسفند 1391

مدرسه فمینیستی: زنان ايراني در پيروزي انقلاب سال 1357 سهمي مهم و نقشي انكار ناپذير داشته اند. حضور آنان در صفوف تظاهركنندگان حيرت تحليل گران غربي را به همراه داشته است. زنان انقلابی برخاسته از طبقات مختلف اجتماعي و اقتصادي بوده و به یک قشر و طبقه و پایگاه اجتماعی اقتصادی خاص محدود نبوده اند. در ميان آنها هم زنان بي سواد و حاشيه نشينان شهرها ديده مي شده و هم زنان باسواد و تحصيلكرده شهري. زنان دانشجو،كارگر، زنان بازاريان و نيز زنان وابسته به جريانهاي مختلف سياسي در مبارزات عليه رژيم پهلوي نقش داشته اند. اما پرسشي كه بعد از پيروزي انقلاب درباره علل اين حضور مطرح مي شود، به دلیل تفاوت وضعيت زنان در قبل و بعد از انقلاب است. با پيروزي انقلاب اسلامي و اجرا شدن قوانين اسلامي، زنان، همان حقوق اندكي را كه در زمان سلطنت پهلوي در جريان مبارزات خود و يا به دليل روند مدرنيزاسيون كشور در آن دوره به دست آورده بودند تا حدود زيادي از دست دادند. زنان در بسياري از عرصه هاي زندگي خصوصي و حيات اجتماعي با مشكلات و معضلات فراوان روبرو گرديدند. ستم جنسي كه در عرف و شرع وجود داشت، شكل قانوني به خود گرفت و زندگي تمام زنان تحت الشعاع اين قوانين قرار گرفت.

در بحث جنسيت و انقلاب ها كه توسط والنتين مقدم مطرح شده است او با در نظر گرفتن موضوع جنسيت دو نوع انقلاب را از هم تفكيك مي كند: 1- مدل انقلاب «زن در خانواده» يا «مدل مردسالارانه» و 2- مدل «رهايي بخش زنان» يا مدل «مدرن ساز». مدل انقلاب رهايي بخش، منافع استراتژيك جنسيتي را (يا حداقل بعضي از آنها را) به ويژه از طريق طرفداري آشكار از برابري جنسيتي و ورود كامل زنان به عرصة زندگي عمومي، تامين مي كند؛ اين مدل، منافع جنسيتي عملي را نيز تا حدي كه منابع اجازه دهد،تامين مي نمايد و به نفع اكثر اقشار جمعيت زنان است، هرچند شايد بعضي از گروه هاي زنان به دليل تفاوت هاي طبقاتي و ايدئولوژيك با آن مخالفت كنند. برعكس مدل انقلاب زن در خانواده، به خاطر پافشاري بر تفاوت هاي جنسيتي و زندگي خانوادگي زن، براي منافع جنسيتي زنان زيانبار است، هرچند اين مدل مي تواند بعضي از نيازهاي جنسيتي عملي و منافع خاص بعضي از گروههاي زنان را تامين كند.

مدل انقلاب زن در خانواده: اين نوع انقلاب، زنان را از تعاريف و تفاسير استقلال، آزادي بخشي، و آزادي كنار مي گذارد يا به حاشيه مي راند، و به طور مكرر يك پيوند ايدئولوژيك ميان ارزش هاي پدرسالارانه، ملي گرايي و نظام مذهبي برقرار مي سازد. مدل زن در خانواده، نقش همسر و مادر را به زن اختصاص مي دهد و زن را نه تنها با خانواده، بلكه با سنت، فرهنگ و مذهب نيز مرتبط مي سازد. اگرچه موضوعات خانوادگي و به ويژه بهبود كيفيت زندگي خانواده هاي طبقات پايين مي تواند در زمرة اهداف انقلاب هاي مدرن ساز باشد، اما در انقلاب هاي مردسالارانه، بر شان و جايگاه والاي خانواده بسيار تاكيد مي گردد، و نقش زن در خانواده بسيار پراهميت شمرده مي شود. در انقلاب هاي قرن بيستم كه نتايج مردسالارانه اي براي زنان به بار آورده اند (به ويژه مكزيك، الجزاير و ايران) زنان، عليرغم نقش هاي حياتي كه در جنبش هاي انقلابي ايفاء نمودند، به حوزه خصوصي رانده شدند. در اين سه كشور، مردان قدرت را به دست گرفتند، مسوو




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان