صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

گفتگو درباره سکسوالیته و معاشرت مردان و زنان

ترجمه محمد ربوبی-19 اسفند 1391

مدرسه فمینیستی: فرامرز دبهوی والا[1] (۴۳ ساله) در انگلستان متولد شد . پیش از تولد، پدرش از هند به انگلستان سفر کرد تا دوره تخصص جراحی را تکمیل کند. این خانواده پس از پایان تخصص پدر به آمستردام مهاجرت کردند. فرامرز پس از اخذ دیپلم در آمستردام با کمک هزینه تحصیلی وارد آکسفورد شد و در رشته تاریخ تحصیل کرد و اینک استاد رشته تاریخ در اکسفورد است. کتاب او با نام «ریشه سکس»[2] ‌ یکی از پرفروش ترین کتابهاست. او با همسر و دو دخترش در لندن به سر می برد. گفتگویی با فرامرز دبهوی والا را که توسط محمد ربوبی ترجمه شده در زیر می خوانید:

آیا نوشتن کتاب درباره تاریخ سکس برای مورخی در اکسفورد کار خطرناکی نیست؟

ـ نه ، چرا باید خطرناک باشد؟

همکاران شما شاید خرده گیرند که کتابی عوام پسند نوشته اید.

ـ موقعی خطرناک است که مطلب تازه ای درباره این موضوع ننوشته باشم. اما پس از این که پایان نامه دکترای خود را درباره تاریخ تن فروشی نوشتم، پانزده سال درباره ی این کتاب پژوهش کردم و نکات تازه ای یافتم.

می خواهید واقعا ادعا کنید تاریخ سکس تاکنون بررسی نشده است؟

ـ البته که تاکنون بررسی هایی در این مورد شده است. اما کتابی درباره دوران روشنگری یا روشن نگری از زاویه نگرش به سکس و سکسوالیته و معاشرت مردان و زنان تاکنون وجود نداشته. موقعی که من شروع کردم آرشیو ها را مطالعه کنم، به نکاتی برخوردم که دست از سرم بر نداشتند.

چه نکاتی؟

ـ در سال ۱۶۵۰ برخی از تن فروشان زن به مرگ محکوم شدند. صد سال بعد تلاش شد این تن فروشان را در خانه های ویژه ای برای خدمتکاری یا کلفتی تربیت کنند. یعنی ترحم جانشین تنبیه شد. این امر تحولی اساسی بود که بر من آشکار شد: در این تحول، من به نقطه عطفی ـ بیش از آنچه تاکنون پذیرفته شده بود ـ برخورد کردم. آرزویی بود برای یک مورخ پژوهشگر. اما دلایل شخصی نیز وجود داشت که به این موضوع علاقمند شوم.

می شود بیشتر توضیح دهید؟

ـ من در آمستردام بزرگ شده ام. در محیطی بس لیبرال و مداراجو . وقتی به لندن آمدم، چنین تصور کردم که گویی به دوران گذشته باز گشته ام. مارگرت تاچر کوشید به زور آزادی همجنس گراها یا دگرباشان را محدود کند. حتی قانونی به تصویب رسید که می بایست مانع شیوع بیماری ایدز شود. همه هراسناک و وحشت زده شدند. در آن موقع من به درک بعد یا جنبه ی سیاسی سکس علاقمند شدم.

چگونه پژوهش های خود را آغاز کردید؟

ـ شاید عجیب به نظر آید. اما می خواستم تمامی آنچه را که ممکن بود به این موضوع مربوط می شود بخوانم: احکام دادگاه ها، گزارش های پلیس، نامه ها، یادداشت ها، متن های ژورنالیستی، فلسفی و ادبی. می خواستم دریابم تصورات سکسی و اخلاقی مردم در روزگاری که بسر می بردند چگونه بوده و نیز چگونه از این تصورات رنج می بردند.

آیا خواندن این مطالب، زندگی خصوصی و شاید زندگی سکسی شما را دگرگون کرد؟

ـ آدم نمی تواند پانزده سال به طور پیگیر به موضوعی بپردازد و تحت تاثیرش قرار نگیرد: امروز من بیش از پیش آگاه شده ام که آزادی عشق ورزیدن، موهبت عصر ماست.

به گذشته بازگردیم، به سال ۱۶۰۰ : با کدام تصورات اخلاقی آن موقع، امروز نمی شود روزگار را سپری کرد؟

ـ در آن دوران در جهان غرب، انسان به خاطر سکس پیش از ازدواج




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان