صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

تابوشکنی یا کلیشه سازی علیه زنان در نگاهی به آثار هنری

آزاده دواچی-22 اسفند 1391

مدرسه فمینیستی: تابوشکنی و تابوسازی از طریق آثار هنری یکی از مسائلی بوده است که همواره در جامعه ی ادبی و از سوی منتقدان یک اثر و یا ارائه دهندگان آن به بحث گذاشته شده است. بسیاری از آثار هنری به این دلیل ارزش هنری دارند که قادرند در عمق به یک رفتار جنسیتی و یا کلیشه شده در سطح اجتماع اعتراض کنند و همزمان با آن در سطح، به فرم جدیدی از اثر هنری و مقاومت فمینیستی در آثار شان برسند. فرمی که نه تنها کلیشه ها را از میان بر می دارد، بلکه با حمله به یک کلیشه ی ساخته شده در ذهنیت خود باور جامعه، فرم جدیدی از مبارزه با قرادادهای سنتی اجتماعی را ارائه می دهد.

گرچه ممکن است که اکثر رفتارها در یک اثر هنری به چالش گرفته شوند، اما گاهی یک اثر به ضد خود تبدیل می شود و نمی تواند آن تاثیری را که هدفش است از زیرساخت های دستوری و قراردی خود خارج کند و به مخاطب عام خود برساند. از سوی دیگر در جامعه ای مانند جامعه ی ایران که مردسالاری و سنت های مردانه، به کار بردن جنسیت مرد و صحبت کردن از سکسوالیته و برتری مرد و میل و خواسته های مردان در برابر رفتارهای جنسی زنان به عنوان اصلی از مردسالاری باورپذیر شده است، صحبت کردن از امیال و خواست های زنانه، جنسیت زنان، عادات و رفتارهای جنسی و حتی رفتارهای بیولوژیکی زنان به نوعی سنت شکنی است، با این حال رابطه ی ظریفی میان شکست یک تابو از طریق تاکید بر جنسیت زنان و رفتار و صفات زنانه و همینطور صفت ها و رفتارهای جنسی وجود دارد تا شکستن تابویی نهادینه شده که می تواند هدف صرف یک هنر باشد. اینگونه می توان گفت که در جنین جامعه ای که صحبت از جنسیت زنان، به کار بردن تحقیرها و فحش های جنسیتی به نوعی در مخاطب عام رخنه کرده است که با مرامت و در واقع گذر زمان می توان این کلیشه ها را از ذهن او زدود، تاکید صرف بر رفتارهای جنسی و حرف زدن از جنسیت و رفتارهای بیولوژیکی زنان نمی تواند در کوتاه مدت مخاطب عامی خود را روشن سازد و جامعه را به سوی روشنفکری و تابوشکنی رهنمون سازد. نمونه ای از این رفتارها را می توان در آثار جدید هنری دید که اکثر این آثار به بهانه ی اعتراض و گسترش شکستن سنت ها و تابوها علیه زنان در اشعار و کارهای خود از سکس، جنسیت زنان، اندام های جنسی زن و به کار بردن الفاظ رکیک جنسی که از قضا باز هم علیه زنان است، استفاده می کنند تا به نوعی به قراردادهای کلیشه ای حاضر در اجتماع اعتراض کنند، نظم موجود در آن را برهم زنند و مفهومی متفاوت از کلیشه ها ایجاد کنند. اما سوال انتقادی که درباره این گونه آثار می توان مطرح کرد این است که این هنر لزوما قرار است چه بخشی از کلیشه ها را از میان بردارد؟ چه قدر در عمق رفتارهای یک جامعه ی مردسالار رخنه خواهد کرد و به الگویی از هنر مقاومت در بالا بردن حقوق زنان و یا اعتراض به زدودن حقوق آنان موفق خواهد بود؟

اما موضع گیری در قبال این چنین کارهایی عموما یا با استقبال خیل زیادی از روشنفکران و البته افرادی که جویای هنر متفاوت و تابوشکن هستند مواجه می شود و یا بر عکس خیل زیادی از هنرمندان ابن نوع هنر را سطحی و غیر سنت شکن می نامند و آن را به نوعی بر هم زدن نظم موجود در این کلیشه های جنسیت نمی دانند. هر گروه، گروه دیگر را متهم می کند دسته ی اول که گروه دوم را غیر روشنفکر و سطحی می داند و دسته ی دوم که گروه اول را هرز




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان