صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

روز «زن»، نیمه مادینه و آفریننده «هستی» انسان، مبارک

ناهید توسلی-28 اسفند 1391

مدرسه فمینیستی: ما زنان، آیا هیچ گاه به این فکر افتاده ایم تا از خود بپرسیم تا در جهانی با چنین نظم عظیم و عدالتی چنین عمیق، که گفته می شود اگر نسیمی بر برگی از درختی در نقطه ای از جهان بوزد و یا از آن بیفتد تاثیرش در همۀ جهان منعکس خواهد شد، چرا سرنوشت زیستی نیمی از «آدمی زادگان»، که مائیم و با تائید و تاکید و یقینِ همۀ علم و دانشی که تا اکنون زمان خود کشف کرده و شناخته ایم، آن چنان که خویش را افضل و اعلم عالم و هستی می پنداریم، تنها و تنها به دلیل تفاوتی فیزیولوژیکی و بیولوژیکی، آن هم برای ازدیاد نسل خویش، با سرنوشت نیمی دیگر از «آدمی زادگان» که مشمول همین تفاوت فیزیولوژیکی و بیولوژیکی هستند، این سان نابرابر و نادعادلانه چنین سرنوشتی شده است؟

من بسیار و بسیار از خود پرسیده ام این چرا را و دریافته ام که، نه تنها در جهان فرا اطلاعاتی و فراعلمی سده بیست و یک و هزارۀ سوم، بلکه در روزگاران بسیار بسیار کهن نیز «زنِ تاریخی»، به چرایی این شقاق حقوق انسانی اش آگاهی داشته است. از همین رو بود و هنوز هم هست که آن نیمۀ دیگر سلطه جو نیز آگاه از همۀ خرد و دانش و نبوغ آن نیمۀ تحت سلطه خود اما، آن را یا به سُخره گرفته و می گیرد و یا به خصلت های برساختۀ نظام سلطه گر خویش، متهم کرده و می کند. آگاهی از توانایی های بالقوۀ تحت سلطه است که سلطه گر می سازد. نه مگر آن که جهان، که نیک می داند بالقوه های انسانی «زن» را چه نامنصفانه و ناعالانه تحت سلطۀ خویش گرفته است، بیش از هر کس دیگری به توان مندی های «زن» آگاهی دارد؟ بنابراین، اینک این «زن» است که می بایست برای رهایی خویش از نظام سلطه ای که مرد برساخته است، هوشمندانه و با یاری گرفتن از خرد «زن/مادر»انه، خود اقدام به رهایی و آزادی خود کند تا در این روند هم سلطه و سلطه گر و هم تحت سلطه را نجات دهد؟

شکی نیست که کنش گری در روند حركت يا باصطلاح جنبش‌ زنان در ایران، در سه دهۀ اپس از انقلاب رو به رشد گذاشته است. آن چه این رشد را موجب گشته آگاهي از شرایط اجتماعی جهان است که مشمول منطقۀ ما جهان سومی ها یا جنوبی ها نیز شده است. بخشی عظیمی از این شرایط اجتماعی، محصول دانش و علمیست که در کشف و تدوین آن خود «زنان» هم حضور داشتهاند؛ گرچه در برخی مقاطع تاریخی/ جغرافیایی از سوی نظام تقریبا پوسیده و نیمهجان مرد/پدر سالار «اُبژه» انگاشته شده اند! زنان، كه در آفرينش‌ و در به‌وجودآمدن و تكوين‌شان، با استناد به افسانه‌ها و اساطير آفرينشِ نوع انسان (زن و مرد)، چه در اديان توحيديِ آريايي و سامي و چه در اساطير و افسانه‌هاي پيش از دوران «دين»هاي توحيدي (مانند يين و يانگ كنفسيوسي)، هيچ تفاوتي با مردان وجود نداشته است، پس چرا هنوز هم در اين جهان ديجيتالي دهكده كوچك مك‌لوهانی، زنان دچار اين شقاق تفكيك‌آميز جنسي و در پي آن جنسيتي، که پديده‌اي‌ فرهنگی/ اجتماعی و محصول حاكميت مرد/ پدرسالارانه جهاني ست، شده‌اند. آیا بخشی از آن به ناپایداری همت زنانی باز نمی گردد که نه تنها با روند «خویشتن شناسی جنسی» خویش آشنایی نداشته، بلکه هیچگاه خود، آمادگی شناخت این روند را در خود پیدا نکردهاند.

ویژگی های اجتماعيِ منتج از شرایط اقتصاديِ حاصل از كشف كشاورزي، كه از قضا به وسيله زن بوده است، و ورود مرد به سفرۀ انداخته شده از سوی زن، که او را با سود




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان