صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

صورتبندی دوباره مسئله زنان در هشت مارس 2013

سارا کریمی-28 اسفند 1391

مدرسه فمینیستی: مسئله زنان یک مسئله بومی نیست. بهره کشی از جسم و روح زن در تمدن انسانی مدرن امری عام بوده است. اگرچه این بهره کشی به فراخور جغرافیای تاریخی هر فرهنگی نمودی دیگرگونه پیدا کرده، اما باز هم درگیری با مصایب قرار گرفتن در جایگاه دوم در تمدن مدرن، موجب می شود که زنان، زبانی مشترک بیابند.

صفت مدرن را به آن خاطر استفاده می کنیم که با توجه به داده های اندک مان نمی توانیم راجع به تمام آنچه در دنیای پیشامدرن اتفاق افتاده و نگاه به زن در تمام زمان ها و مکان ها تنها یک حکم صادر کنیم و حتا این حکم را راجع به دنیای مدرن نیز بر مبنای مخاطب قرار دادن منطق حاکم بر آن طرح می کنیم. وگرنه همانطور که گفته شد نمودهای عینی این منطق دارای شکل های بی شمار است.

در مسیر تاریخی تمدن انسانی، همواره با یک فرآیند تک خطی همگون مردسالارانه مواجه نیستیم و نمی توانیم راجع به سهم زنان در رقم زدن تاریخ تمدن حتا با اغماض، فرمولی کلی ارائه دهیم که بر اساس آن زنان، ستمکشان تمام تاریخ زمین در نگاه بیایند. اما آنچه جنبش های زنان را به ارائه چنین تحلیلی از تاریخ رهنمون کرده است، واکنش به روابط مسلطی است که اندیشه مدرن پس از روشنگری قالب فلسفه تاریخ آن را ارائه می دهد. روایتی که در گفتمان اندیشه پیشرفت تحلیل می شود و تصویری از تاریخ بشری را روایت می کند که بر نظمی ازلی – ابدی شکل گرفته است. نظمی که پایه های بنیادین و ستون های اصلی آن بر خردی مردانه استوار شده و بر اساس آن تقسیم منافع، بهره گیری از منابع، نقش آفرینی در حوزه های مختلف، میزان تاثیرگذاری و جایگاه های تصمیم گیری با نگاهی نابرابر میان بخش های مختلف جامعه انسانی، زنان و مردان، نژادها و سرزمین های مختلف توزیع می شود.

اهمیت روایت در تاثیرگذاری آن بر انتظام بخشی های حال و برنامه ریزی های آینده است. هر روایت در متن شرایط اجتماعی، تاریخی، فرهنگی که به وجود می آید، تصویری به دست می دهد که اگر مطلوب و پذیرفته باشد، مبنای نگاه به گذشته، تعیین جایگاه ها در زمان حال و ترسیم چشم انداز برای آینده می شود. اما روایت لزوما جامع یا حقیقی نیست. بلکه تنها ابزار لازمی برای درک موقعیت خود در برابر دیگری است.

آنچه زنان دنیای مدرن با آن روبرو شدند و به تدریج با تجمیع و تجهیز نیروهایشان به مبارزه با آن پرداختند، روایت تامی بود که دنیای روشنگری از تاریخ و پیشرفت می داد و برای آنان در آن سهم ناچیزی قائل می شد. روایت تامی که به کمک منطق متقن جدید، فلسفه تاریخ و بستر مادی مبتنی بر تکنولوژی بهره کشانه از طبیعت، قدرتی فوق العاده پیدا کرده و شکست ناپذیر می نمود. روایت سرنوشت زنان به عنوان بخش های دربند و ستم دیده تاریخ جهان از سوی جنبش های فمینیستی و چپ در واکنش به تصویر خلل ناپذیر دنیای مردسالار جدید و برای بسیج نیروها علیه هسته های قدرت در ساختار منتظم و تمدن مسلط بر طبیعت و تاریخ و هویت تمامی جوامع ارائه داده شد.

حرکتی که تبلور و تکرار آن در هشتم مارس سال ‏های مختلف و کشورهای مختلف نقطه عطفی برای همه زنان بود. اینگونه بود که مسئله زنان در تمام نقاط جهان به مسئله ای واحد مبدل گشت که بر سر اثبات آن میان همه نظریه پردازان، مبارزان و بدنه اجتماعی توافق به وجود آمد. پس دیگر امروز مسئله زنان یک مسئله بومی نیست، بلکه مسئله ا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان