صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      مشق هفته....  
 

به مناسبت بزرگداشت روز معلم: پیشاهنگ گمنام مولد فرهنگ و رفاه و مدنیت / زهره کریم نیا

25 اردیبهشت 1392

مدرسه فمینیستی: بزرگداشت روز معلم و قدردانی یکایک ما از این نیروی مولدگمنام، به ویژه زمانی‌ که جامعه، آن ارزش والا را از این زحمتکشان خستگی‌ناپذیر دریغ می‌‌کند، حداقل کاری است که بر همهٔ ما فرض است. ما امروز در هر کجا و هر مقامی که باشیم وامدار زحمات آموزگاران، این پیاده نظام‌های نبرد با جهالت، هستیم. آن ها که پس از والدین پنجره‌های ورود به جامعه را برای ما می‌‌گشایند و اکسیر فرهنگ و معرفت را به ما می‌‌نوشانند. چه بسا که گاه حتی آنان باید جایگزین محبت‌ها و آموزش والدین هم باشند. و اگر والدین متعلق به نسل پیش هستند و قادر به شناخت نیازهای نسل های پس از خود نیستند، معلم نه تنها ‌‌باید نسل امروز را درک کند بلکه ضرورت شغلی او ایجاب می کند که پیشاهنگ آینده سازی هم باشد تا بتواند افق های آتی زندگی را در جهانی که هر روز متحول می شود برای دانش آموز توضیح دهد.

در کنار همهٔ این مسئولیت‌ها معلم می‌بایست با بردباری و صبوری خود، اما با زبان کودک و نوجوان، انسانیت و اخلاق را هم به ما بیاموزاند. کدام قشر زحمتکشی این همه مسئولیت حساس بر دوش دارد؟ و آیا جز با عشقی‌ مقدس و عمیق و آمادگی دائمی آموختن تازه‌ها این مسئولیت‌ها را می‌‌توان به منزل مقصود رساند؟ هرگز! اما آیا جامعه ما هم آن ارزش واقعی این آینده سازان را برای آن‌ها قائل است؟ متاسفانه خیر!

معلم در کشور ما با وجود همهٔ سختی کار خود می‌بایست مظلومانه نگران آیندهٔ خود نیز باشد و این چه ظلمی است نابخشودنی که دود آن به چشم خود ما هم خواهد رفت، چرا که جامعه می بایست چند برابر هر نوع صرفه جویی مادی در زمینه فرهنگ سازی را بعدا در زمینه های دیگر هزینه کند!

نیازی به توضیح نیست که امروزه موفّق‌ترین کشور‌های جهان، آن‌هایی‌ نیستند که دارای منابع طبیعی‌ غیر قابل جایگزینی فراوانند، بلکه کشورهایی هستند که بهترین منابع خود را نیروی انسانی‌ آموزش دیده و قابل جایگزین می دانند و به این خاطر بی‌ دریغ و سخاوتمندانه در همه زمینه های آموزشی هزینه می‌‌کنند. از این رو در این کشور‌ها آموزگاران، هم از اعتبار اجتماعی بسیار والایی برخوردارند و هم از نظر مالی تامین می شوند، به گونه‌ای که آن‌ها به اندازهٔ کافی‌ فرصت تجدید قوا و آموزش خود را برای انجام این همه مسئولیت حیاتی برای جامعه داشته باشند. در کشورهایی که ارزش افراد تا جایی‌ است که حتی برای افراد بالای شصت سال هم امکان تحصیل رایگان در دانشگاه فراهم می‌‌کنند!

در کنار این مسائل با توجه به گسترش شهر نشینی و رفاه عمومی‌ تحت تاثیر گسترش دانش و تخصصی شدن امور از یک سو، رشد جمعیت و افزایش رقابت در یافتن شغل از سوی دیگر و این که دانش آموز را مانند سابق نمی توان و نباید با تأدیب فیزیکی‌ آرام کرد، انتظارت جامعه هم همپای آن از فرد افزایش پیدا کرده و به همین ترتیب وظایف آموزگاران هم نسبت به دهه های پیش بسیار گسترده تر و پیچیده تر شده است. در شرایط امروز یک آموزگار در عین تسلط به رشتهٔ خود که حجم آن بیشتر شده، عملا می‌‌بایست یک انسان شناس و روان شناس ماهر اما با محبتی هم باشد تا قادر باشد در بهترین سال‌های ساخت شخصیت و انکشاف استعداد‌های دانش آموز، او را برای بالا رفتن از نردبان ترقی و تحقق خویش آماده کند.

در این امر امروزه تردیدی وجود




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    لوگوی هفتگی ها    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان