صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

تاملی در نسبت میان خانواده، احساساتی چون عشق و اخلاق

هدا مبصری-25 اردیبهشت 1392

مدرسه فمینیستی: آواز ما را بشنو، وقتی واژه های مان آشنایت شدند، با ما هم آواز شو. چراکه صدایمان - تقریبا همیشه - قرین سکوت بوده، سکوتی که پس زمینه حاکم را پر و بارور کرده / امینه ودود

مقدمه: به نقل از استاد ملکیان مطلبی در اینترنت آورده شده بود با عنوان "ازدواج و فرزندآوری در ترازوی اخلاق"[1] که البته با توضیحات بعدی در فضای مجازی متوجه شدم که این نوشته از متن اصلی گفتگو استخراج شده و نیازمند رجوع به بستر اصلی وجود دارد. با این همه نکات قابل تاملی در این بحث وجود داشتند که بازاندیشی نسبت به رابطه "خانواده و اخلاق " را برمی انگیزاند. به این بهانه با توجه به مطالعات اندک و تجارب کاری - تحقیقاتی محدود این سال ها از موضعی شخصی- حرفه ای سوالاتی را مطرح می کنم. امیدوارم بازخوردها و انتقادات بر این نوشته به روشن شدن ابعاد موضوع کمک کند.

در این نوشتار به برخی عناصر که در شکل بندی روابط خانوادگی نقش دارند اشاره می کنم و بستر فرهنگی - اجتماعی و درحالت غییر خانواده را از نگاهی کوتاه می گذرانم. نهایتا نسبت برخی از آن عناصر را با اخلاق مورد سوال قرار می دهم.

هسته اولیه خانواده در جوامع مختلف مشابه است با این حال نوع روابط اعضاء خانواده و تعاملات بین فردی در هر بستر فرهنگی- اجتماعی شکل بندی های خاص خود را دارد. جامعه که در آن معمولا عقد ازدواج در قالب قواعد فقهی شکل می گیرد و ثبت ارتباط دو نفر تابع بایدها و نباید های شرعی و عرفی هستند (مثل ایران) با جامعه ای که مناسبات عشقی و جنسی افراد می توانند به صورت قراردادهایی صرفا دو جانبه و خارج از چهارچوب های ثبتی و قانونی شکل بگیرند (مثل بسیاری از کشورهای اروپایی) متفاوت است. یکی از تئوری هایی که می تواند توضیح دهنده روابط زناشوئی در خانواده ایرانی باشد توسط روبرت اشترنبرگ مطرح شده. وی عشق را دارای سه وجه صمیمیت، شور و شوق جنسی و تعهد می داند. او اشکال مختلف رابطه دو نفر را باتوجه به اینکه تاچه حد هریک ازاین عناصر در آن پررنگ هستند تصویر می کند و حضور هر سه عامل را در پایداری رابطه مهم می شمرد.[2] یکی از نکات قابل توجه در اینجا تفاوت های فرهنگی - اجتماعی در تعریف عشق است. "عشق" در فرهنگ و ادبیات شرقی معنایی متفاوت از "عشق رمانتیک" در بستر فرهنگی غرب دارد. به این معنا که عشق شرقی معطوف به معشوق است و تاحدی رنگ و بوی ازخودگذشتگی یا حتی نادیده گرفتن خود در مقابل بزرگنمایی معشوق را می گیرد. گاه حتی به عرفان نزدیک می شود و از خاک و دنیا به آسمان و معبود تعالی می یابد. کسانی چون دکتر علی شریعتی هم با قراردادن "عشق" در مقابل "دوست داشتن"، عشق را با هوس یا ناخودآگاه قرین می شمرند. در کنار این بستر فرهنگی تاثیر رسانه ها و دهکده جهانی در انتقال جلوه های عشق رمانتیک به اذهان مردم در سراسر دنیا نقش جدی بازی کرده است. برجسته شدن "بدن" به عنوان یک عنصر اساسی در رابطه جنسی دو نفر از جمله این تاثیرات است.

"صمیمیت" در خانواده از نظر آنتونی گیدنز در شکل خاصی از رابطه مدرن که او آنرا "رابطه خالص" می نامد درحال گسترش است. در این شکل از رابطه صمیمانه طرفین خود را (به لحاظ عاطفی) برای دیگری بیرون می ریزند، از ویژگی های خاص همسر خود لذت می برند و با ابراز نیازها و احساسات خود و شفافیت متقابل اعتماد دو طرفه را حفظ می کنند (تغییر شکل صمیمیت




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان