صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

جستاری درباره صورت بندی مسئله زنان در ایران

سارا کریمی-9 تیر 1392

مدرسه فمینیستی: چگونه می‌توان در موضعی به غایت رادیکال (منتهی در حوزه نظریه) منطق مسلط بر علم مدرن را نقد کرد. علمی که تصویری آماری یا در بهترین حالت تمثیلی و طبقه بندی شده از گروه های مختلف جامعه انسانی و تاریخ ارائه می دهد و بی‌توجه به معناهای جاری در زندگی، انسان را به مقولاتی چون جنسیت، سن و طبقه تقلیل داده و برای شناخت، پیش بینی و برنامه ریزی درباره سرنوشت او اقدام می کند. به بیان دیگر چگونه می توان زن ایرانی را به مثابه موضوع اندیشیدن زن ایرانی قرار داد و بدور از برخوردی تقلیل گرایانه از تجزیه آن به اجزایی تهی از معنا، تمامیتش را فهم کرد؟ تاملی که موجب فهم و صورت بندی مسئله امروزمان در بستر گذشته رفته و آینده نیامده شود؟

فرض کنید زنی در سیستان و بلوچستان کنونی، زندگی می‌کند. نام این زن «آنا» است.
آنای 20 ساله در یکی از روستاهای دور افتاده سیستان زن دوم مردی جوان و دارای قدرت تمکن مالی متوسط نسبت به جامعه روستایی خود ازدواج کرده و پس از یکسال اقامت در خانه او و همخوابگی با وی هنوز صاحب فرزندی نشده است. او که از زیبایی چندانی برخوردار نیست از اینکه به همسری مردی ولو به عنوان دومین زن درآمده راضی است و از اینکه هنوز بچه‌دار نشده است نگران شده و به دنبال راه چاره می‎گردد. یکی از عوامل نگرانی او پرس و جوهای اطرافیان و جو سنگین اجتماعی است که باید بدان پاسخ دهد. البته همان اجتماع راه حل‌هایی را نیز پیش پای او می‌گذارند. جایگاه او در روستا؛ خانواده و روابط دونفره میان او و شوهرش که از زن اول خود صاحب دو پسر و یک دختر است؛ تصویری از آینده برایش ترسیم می‎کند که در بهترین حالت صاحب فرزندان و قدرت و منزلت با ثبات است و در حالت بد از فرزندآوری عاجز و به همین دلیل مطرود شده و شوهر حتی از همخوابگی با او امتناع می‎کند. کنش‌های «آنا» بسته به وضعیت روان‌تنی اش که مجموعه ای از وضعیت سلامت، ویژگی‌ های جسمانی و زیبایی و نحوه فکر کردن او که از خلال تاریخچه پرورش روح او در تاریخ کوچک خود و پیشینه خانوادگی اش است؛ تعیین می‌شود. شاید او به خرافات پناه ببرد و برای برون رفت از این مشکل به چاره های زن های سنتی بپردازد؛ شاید از پزشکی کمک بگیرد و مرجعیت علم را بپذیرد و شاید هم جذابیتهای جنسی خود را برای نگه داشت شوهرش گسترش بدهد و نیز ممکن است راهی از میانه این مسیرها پی بگیرد.

اما اگر این مطلب به نحوی مسئله علم شود و آنا موضوع شناخت ما باشد، بر ما به عنوان یک پژوهشگر معلوم نیست که او چگونه عمل خواهد کرد؟ آنا به عنوان یک انسان موضوع علم شده و می تواند به صورت یک واحد انسان یا در گروهی که بدان تعلق دارد مطالعه شود. در وهله نخست او یک نفر است و موضوع رشته هایی چون روانشناسی یا روانکاوی به عنوان یک واحد روانی قرار می گیرد. فراتر از آن آیا ما می توانیم با فرآیندهای شناخت جامعه شناسی یا مردم شناسی از خلال پر کردن پرسشنامه و آزمون های آماری پیش بینی نماییم که جامعه زنان نابارور روستایی سیستان چگونه عمل می‌کنند و بر روند تاریخ جامعه تاثیر گذارده و از طریق این تاثیرگذاری امکانات عمل خود را گسترش می‎دهند؟

البته که ممکن است چنین ادعایی داشته باشیم و بر مبنای چنین ادعایی سیاستهای کلانی را برای جامعه روستایی سیستان تعیین نماییم. برای مثال ممکن است برای کمک به این زنا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان