صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

وابستگی های فمینیستی: فمینیسم و خشم

ترجمه روجا بندری-18 تیر 1392

مدرسه فمینیستی: سارا احمد، پژوهشگر استرالیایی ـ انگلیسی است و در زمینه های گوناگون نظریه فمینیستی، نظریه کوئیر، نژاد و پسااستعمارگرایی پژوهش می کند. ترجمه زیر بخشی است از کتاب وی که در سال ۲۰۰۴، تحت عنوان «سیاست فرهنگی احساسات»(۱) منتشر شده است. متن حاضر، قسمتی از فصل هشتم این کتاب با عنوان «وابستگی های فمینیستی» است که در ذیل فصل «فمینیسم و خشم» نگاشته شده است. نویسنده به هنگام نوشتن این کتاب مسئول مرکز مطالعات زنان دانشگاه لنکستر بوده است. این کتاب به تشریح نقش عواطف در شکل دادن به مرز میان انسان ها می پردازد. با وجود آن که عامل احساسات و عواطف افراد و کنشگران در بسیاری از بحث های جدی سیاسی و اجتماعی جایی ندارند اما نمی توان انکار کرد که افراد و گروه ها به کرات از نیروی محرکه عواطف خویش و جامعه استفاده می کنند. سارا احمد در این کتاب، برخلاف مرزبندی های معمول، تفاوت عمیقی میان عاطفه و تفکر قایل نمی شود. علاوه بر این، وی عواطف انسانی را به صورتی انتزاعی تا حدی مانند ماده تجسم می کند و تاثیر آن ها را نیز نه تنها بر ذهن بلکه بر بدن و جسم انسان ها به تصویر می کشد. برخی عواطف بین افراد رد و بدل می شوند؛ برخی به آن ها می چسبند و برخی دیگر از عواطف می توانند افراد را به حرکت و کنش وا دارند. در واقع عواطف در تماس میان انسان ها پدید می آیند و در عین حال باعث پدید آمدن سطوح و مرزهای فیزیکی و معنوی میان افراد می شوند. افزون بر این، عواطف همواره با درک و خوانش مشخصی از دنیا همراه هستند و بنابراین اغلب با تاریخچه و حافظه فرهنگی افراد و گروه ها در هم تنیده هستند(۲). طبیعتاَ تفاوت هایی نیز میان نحوه عملکرد یا برانگیخته شدن عواطف در گروه ها یا فرهنگ های مختلف نیز وجود دارد و بنابراین معدودی از نکات این متن در مورد فرهنگی که نویسنده در آن بالیده، بیشتر صدق می کند. با در نظر گرفتن این جنبه ها متن زیر را در حوزه عواطف، به عنوان یکی از مباحث به نسبت جدید مطرح شده در اندیشه فمینیستی، برای ترجمه انتخاب کردم – روجا بندری

وابستگی های فمینیستی

فمینیسم و خشم: بررسی رابطه میان «فمینیسم و خشم» بی آن که نخست نظری بر مبحث «رنج» داشته باشیم ممکن نیست. تحلیل رابطه میان فمینیسم و رنج پیشینه ای طولانی دارد. گفتن ندارد که تجربه های زنان از خشونت، آسیب، تحقیر و تبعیض، اهمیت ویژه ای در شکل گیری سیاست های فمینیستی داشته اند. بازگویی تجربه های رنج و درد، هم در شکل گیری مباحث فمینیستی (برای مثال تعبیر کردن رنج به عنوان نتیجه یک خشونت ساختاری و نه یک خشونت اتفاقی و منفرد) نقش اساسی دارد و هم در شکل گیری برخی گروه های فمینیستی تأثیر تعیین کننده ای داشته است. این گروه های فمینیستی پیرامون اعتراض به خشونت و بی عدالتی های موجود، و با تمرکز بر درخواست های اخلاقی و سیاسی، برای تغییر و اصلاح این بی عدالتی ها بسیج شده اند.

گروه های مشاوره و ارتقاء آگاهی فمینیستی(۳) که در دهه ۷۰ در آمریکا تشکیل شدند، مثالی از تبدیل احساس درد و رنج به مشارکت و مقاومت است. به عقیده کارول تاوریس(۴)، این مشاوره ها و آگاهی بخشی های گروهی، بسیار حائز اهمیت بودند چرا که «برای به چالش کشیدن نهادها و قدرت های حاکم، اکثر افراد نیاز دارند اطمینان یابند که تنها، گمراه، و دیوانه نیستند». برستو(۵) در کتاب خود




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان