صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

فراتر از طبقه متوسط

گفتگوی مهرنامه با نوشین احمدی خراسانی-31 تیر 1392

مدرسه فمینیستی: گفتگوی زیر، مصاحبه نشریه مهرنامه است با نوشین احمدی خراسانی که در شماره 29 مجله مهرنامه در تیرماه 1392 منتشر شده است:

مهرنامه: بسیاری جنبش زنان را جنبشی طبقه متوسطی می‌دانند، به این معنی که هم ریشه در زنان طبقه متوسط دارد و هم عمدتاَ خواسته‌های آن‌ها را مطرح می‌کند. با نگاهی به تجربه‌های جهان و تجربه ایران آیا این ادعا درست است؟

نوشین احمدی خراسانی: اگر بخواهم به پرسش شما پاسخ دهم شاید بهتر باشد که ابتدا نگاهی به ماهیت جنبش های زنان در جهان داشته باشیم. بسیاری به درستی جنبش زنان را به عنصر «آگاهی جنسیتی» گره می زنند. یعنی آنجا که «آگاهی جنسیتی» در میان بخشی از زنان یک جامعه شکل می گیرد و این آگاهی، وقتی به منشأیی برای کنشگری جمعی تبدیل می شود، جنبش زنان آغاز می گردد. «آگاهی جنسیتی» و درک از تبعیض هایی که بر اثر جنسیت اعمال می شود در هر مقطعی از زمان و مکان، مصادیق عینی گاه متفاوتی می یابد و به عنوان «تبعیض جنسیتی» توسط بخشی از جامعه به رسمیت شناخته می شود. معمولا ذهنیت و دریافت افکار عمومی از «تبعیض جنسیتی» با توجه به عوامل مختلف، در هر دوره ای از تاریخ در مصادیقی خاص بازنمایی می شود. از سوی دیگر می دانیم که زنان برخلاف دیگر اقشار و لایه های اجتماعی، یک گروه منسجم نیستند بلکه «نیمی از جامعه» را تشکیل می دهند و در میان گروه ها و اقشار اجتماعی مختلف (و با منافع متفاوت) پراکنده اند. درست به همین دلیل است که «تعیین مصادیق نابرابری و تبعیض» در میان گروه های گوناگون زنان، سبب شکل دادن به جنبش های گوناگون زنان شده است. وقتی می گوییم جنبش های زنان وجود دارد به معنای آن است که در روند حرکت بی پایان زنان برای دستیابی به برابری (مانند روند بی پایان رسیدن به آزادی و عدالت) در هر مقطع تاریخی، یکسری از مصادیق نابرابری از سوی افکار عمومی جامعه به رسمیت شناخته می شود و در نتیجه امکان می یابد که به «گفتمانی پذیرفته شده از سوی جامعه زنان» (گفتمان مسلط) تبدیل گردد؛ به همین اعتبار نیز تلقی و نوع برداشت زنان هر دوره از مفهوم نابرابری، طبعاَ این ظرفیت را دارد که نمایندگی بخش هایی از جامعه زنان را بر عهده گیرد. بنابراین ما در مقاطع گوناگون تاریخی، با تنوع جنبش های زنان و اهداف این جنبش ها روبروییم که در هر برشی از زمان، مؤلفه «نابرابری» را با مصادیق گوناگون و متفاوت تجربه می کنند و برای همین هم هست که در ادبیات فمینیستی معمولا حرف از جنبش های زنان است و نه یک جنبش زنان. اما این بدان معنا نیست که ما در یک مقطع خاص، فاقد یک جنبش زنان با «اولویت های مشخص» (در مقام «خواسته مشترک») هستیم. در واقع در هر مقطعی یکسری از خواسته ها به زبان مشترک تبدیل می شوند و سبب ساز بروز و ظهور جنبش زنان با مطالبات خاص می شود. ولی مشکلی که در این میان بوجود می آید آن است که اگر به «اولویت» و «خواسته ای مشترک» برای جنبش زنان قائل باشیم آنگاه این سئوال پیش می آید که این اولویت ها را با چه معیاری می توان تشخیص داد؟ برخی تصور می کنند که «تفوق گفتمانی یک سری از خواسته ها» و «اولویت ها»، صرفاَ ناشی از توافق و «قراردادی درونی» بین کنشگران جنبش زنان است. از همین روست که گاهی می بینیم «رقابت» بر سر «اولویت سازی» در میان فعالان جنبش زنان بالا می گیرد و بحث و چالش در مور




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان