صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

مطالبات ما و منفعت عمومی زنان

نوشین احمدی خراسانی-14 مرداد 1392

مدرسه فمینیستی: در بخش اول مقاله تحت عنوان «مطالبات زنان و شرایط امروز جامعه ما»[1] تلاش کردم تا به اختصار رابطه میان «آزادی و حقوق برابر زنان» با «آزادی و حقوق انسان انتزاعی» را مطرح سازم و به این نتیجه ی ضمنی برسم که جنبش زنان برای پیشبرد بهینه تر مطالبات برابری خواهانه، ناگزیر است که آنها را در چارچوب متوسع تر مطالبات عمومی جامعه ببیند؛ یعنی برابری خواهی را در چهارچوب مبارزه برای دموکراسی و حقوق «انسان انتزاعی» تبیین و هماهنگ کند، زیرا نیاز به دموکراسی و حقوق انسان انتزاعی (حقوق بنیادین بشر) خواه ناخواه «برآیند»ی است از انبوه خواسته های معاصر و مطالبات تاریخی انباشت شدۀ مردمان سرزمین مان چه زن و چه مرد می شود.

اگر بخواهیم نشان بدهیم که نیاز به این هماهنگی، در شرایط ایران، نیازی صرفاَ نظری و انتزاعی نیست و در عمل واقعاَ امکانپذیر (و ای بسا ناگزیر) است مجبوریم به 4 سال پیش (بهار 1388) رجوع کنیم که بخش هایی از فعالان جنبش زنان در فروردین آن سال، ائتلافی تحت عنوان «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در فضای انتخابات» شکل دادند.[2] پس از انتخابات آن سال و مقارن با ظهور جنبش سبز نیز بخشی از فعالان جنبش زنان با شکل دادن به «همگرایی سبز جنبش زنان»، تلاش کردند تا بار دیگر، مطالبات خود را در بستر پهناورتر حرکت ها و مطالبات عمومی مردم، مطرح سازند. اما در این میان متأسفانه برخی از فعالان جنبش زنان نه تنها با این حرکت ها همراه نشدند بلکه آن را تخطئه کردند، با این استدلال که مطالبات زنان در «جمع عددی خواسته های جنبش سبز» قرار ندارد. هرچند آشکار بود که خواسته اصلی جنبش مدنی و اعتراضی مردم یعنی «برقراری حاکمیت ملت از طریق به رسمیت شناخته شدن رأی مردم» در واقع «معدل» و «برآیند»ی از خواسته های متنوع جامعه ـ از جمله زنان ـ در آن مقطع تاریخی بود و نه لزوماَ «جمع عددی خواسته های گوناگون و بلاواسطه مردم». همین معادله در مورد رأی زنان هم صادق است زیرا رأی زنان در دوره های مختلف انتخابات در کشور ما (در کشوری که دموکراسی نهادینه نشده)، عمدتاَ بر اساس برآیندی از مطالبات و معیارهای گونه گون جامعه است که به صندوق های رأی ریخته می شود و نه لزوماَ بر اساس معیارهای صرف جنسیتی. دلیل اش هم این است که زنان در همه طبقات و گروه های اجتماعی و اصناف و قومیت ها پراکنده اند. به اعتبار این پراکنش، می توان نتیجه گرفت که زنان اگر از تبعیض های جنسیتی در رنج اند، در عین حال از تحریم، جنگ، اوضاع نابسامان اقتصادی، بیکاری و سیاست های تنش زای بین المللی و نبود فضای امن برای گسترش جامعه مدنی هم رنج می برند و بنابراین رأی و انتخاب شان نیز در میان کاندیداهای موجود در هر دوره ای از انتخابات، بر اساس برآیندی از این خواسته های متنوع شکل می گیرد و به صندوق ها ریخته می شود. در این میان مشارکت و همراهی انتقادی کنشگران جنبش زنان در فرآیندهایی که عموم مردمان کشور به منظور دستیابی به دموکراسی می پیمایند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در واقع مشارکت فعال جنبش زنان (به عنوان «صدای بخش هایی از زنان کشور») با پرچم این جنبش، در سطوح مختلف رویدادهای عمومی که اکثریت زنان نیز با آن درگیر هستند، نه تنها مطالبات زنان را با مطالبات عمومی مردم پیوندی عینی و عملی می بخشد بلکه انتقادات آنان را حول «ج




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان