صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

پروژه ناتمام: جستجوی زنان مسلمان برای یافتن برابری در ایران

نوشته زیبا میرحسینی - ترجمه هدا مبصری -20 مرداد 1392

مدرسه فمینیستی: فقها و تمام مسلمین، معتقدند عدالت و برابری، ارزش های ذاتی و اصول بنیادین در اسلام و شریعت است. اگر حقیقتاَ چنین باشد، در دولتی که ادعا می کند به واسطه اصول شریعت هدایت می شود، چرا عدالت و برابری در قوانینی که روابط جنسیتی را تنظیم می کنند منعکس نمی شود؟ چرا برابری و عدالت در حقوق زن و مرد رعایت نمی شود؟ چرا متون فقهی اسلامی – که بیان کننده شریعت هستند- با زنان به عنوان شهروند درجه دو رفتار می کند و آنان را تحت سلطه مردان قرار می دهد؟

این سوالات در 1357 شمسی برای من پیش آمد، زمانی که انقلابی مردمی در کشورم ایران رخ داد و زندگی شخصی و فکری مرا دگرگون کرد. مثل خیلی از زنان ایرانی، انقلاب 57 را قویاَ حمایت می کردم و به عدالت اسلام معتقد بودم، اما زمانی که اسلامگرایان قدرت خود را تقویت کردند و شریعت را (به تفسیر خودشان) قانون حاکم قرار دادند، متوجه شدم که یک شهروند درجه دو هستم. این مسئله باعث شد بفهمم، به عنوان یک زن مسلمان، تا زمانی که پدرسالاری به اسم اسلام مشروعیت می یابد و به نام اسلام مورد حمایت قرار می گیرد عدالتی در انتظار من نیست. تفاسیر رایج از شریعت، منعکس کننده ارزشها و اصولی که به زعم من هسته اعتقاداتم هستند نمی باشند.

حالا که سی سال گذشته، این سوالات را درحالی مرور می کنم که دو دستآورد و دو گام به پیش در این سالها رخ داده اند: ظهور صداها و مطالعات فمینیستی در اسلام و دوم جنبش مدنی در ایران. این سوالات به واسطه تغییراتی که در قرن جدید رخ داده اند ضرورتی تازه یافته اند. تغییراتی که به واسطه یک جانبه گرایی سیاستهای ابرقدرتها نسبت به خاورمیانه و جنوب غرب آسیا آغاز شدند، از آن جمله مداخلات نظامی در افغانستان و عراق است که به پشتیبانی شعار "تقویت دموکراسی" و "حقوق بشر" صورت گرفته.

دو عنصر اصلی در این بحث وجود دارند. اول اینکه اقدام اسلامگرایان در معرفی دوباره شریعت در ایران و تلاش آنها برای اعمال ملزوماتی که پیش از عصر مدرن با شریعت همراه بوده اند، عواقب ناخواسته و پارادوکسیکالی به همراه داشته است. یکی از این نتایج ناخواسته، بازشدن فضای گفتگوی جدیدی میان قانون اسلامی و فمینیسم بوده است. در عوض چنین گفتگویی کاتالیزوری بوده برای ظهور صداهای اصلاح طلب و فمینیست در اسلام که در حال دگرگون ساختن حدود و صغور گفتمانهای اسلامی از درون هستند. دوم این که بدون دموکراتیزه کردن و مدرنیزاسیون بینش حقوقی اسلام، جستجوی زنان مسلمان برای برخورداری از حقوق برابر نمی تواند توسعه یابد. لازم است که از دوگانه هایی چون: "اسلام" در مقابل "حقوق بشر"، یا فمینیسم "سکولار" در مقابل فمینیسم "مذهبی" فراتر برویم. چنین دوگانگی هایی طبعاَ کاذب و دلبخواه هستند که اغلب برای پوشاندن گسست ها و کشمکش های واقعی قدرت، برانگیخته شده اند؛ کشمکشی که میان تمامیت خواهی و پدرسالاری از یک طرف و دموکراسی و برابری جنسیتی از طرف دیگر در جریان است.

چهارچوب مفهومی و رویکرد: لازم است ابتدا موضع و چهارچوب مفهومی خود را توضیح دهم. اهمیت روشن نمودن موضع گیری من از آنجاست که نه تنها رسانه ها و گفتمانهای عمومی بلکه حتی حجم وسیعی از مباحثات آکادمیک پیرامون "اسلام و زنان" نیز مملو از لفاظی در لفافه هایی هستند که آنها را در لباس «واقعیات» محض یا صرفاَ برگرفته از «مطالعات» نگه م




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان