صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

تجربه های خشونت (6): مجازات بدون تفهیم اتهام

آهو شکرائی-31 مرداد 1392

مدرسه فمینیستی: مطلب زیر، ششمین متن از مجموعه «تجربه های خشونت» است که توسط آهو شکرایی به نگارش درآمده و به تدریج آن را در مدرسه فمینیستی منتشر کرده ایم. مجموعه «تجربه های خشونت»، حاصل گفتگوهای طولانی آهو شکرایی با برخی از زنانی است که به علت خشونت خانگی درخواست طلاق کرده بودند. پنج متن از این مجموعه تحت عنوان «زنان کتک خورده را تحقیر نکنید»[1]، «کنترل، اولین نشانه خشونت»[2]، «سانسور تا تصویر کامل»[3]، «مردان منطقی»[4] و «به خاطر بچه ها»[5] پیشتر در مدرسه فمینیستی منتشر شده و ششمین متن با نام «مجازات بدون تفهیم اتهام» را در زیر می خوانید:

آنچه مرا بیشتر از هر چیز آزرده می کرد و احساس تحقیر به من می داد، تنبیه شدن بود درحالی که گناه خود را نمی دانستم. انواعی از خشونت وجود دارد که می توان آن را به فقر فرهنگی، طبقه اجتماعی، عدم آموزش کافی و از این دست دلایل ربط داد، این نوع از خشونت آنقدر بارز و علنی است که هر انسان سالمی آن را محکوم می کند و در بسیاری مواقع خود فرد نیز از رفتار خود پشیمان می شود. مانند تنبیه بدنی، خشونت کلامی، تهدید و غیره... اما نوعی از تحقیر و تنبیه وجود دارد که توضیح و تشریح آن به این سادگی نیست و قضاوت در مورد زشتی و خشونت پنهان در آن هم کار آسانی نیست.

برای من بدترین نوع تنبیه آن بود که می بایست ساعت ها می نشستم و فکر می کردم تا متوجه شوم که کدام کار احتمالی من همسر عزیز و محترم را ناراحت یا دلخور کرده. یکبار می دیدم که در جواب چای می خوری فقط سری به نشانه تایید تکان می دهد، یا اگر می گفتم چی شده فقط می شنیدم فکر کن ببین چی شده. به بعضی سوال هایم که از نظرش زیاد مهم نمی آمد حتا جواب خشک و خالی هم نمی داد. این رفتارها بسیاری موارد حتا در حضور دیگران هم سر می زد، و من بودم و خجالت و بغض و لبخندی برای حفظ آبرو در برابر دوستانم.

چه پشیمانم که همان روزها با صدای بلند جلوی همان دوستان نپرسیدم مگر چه شده؟ مگر چه کرده ام؟ چه پشیمانم که لبخند زدم. چه پشیمانم که ظاهر تقصیر کاری که مورد بزرگواری قرار گرفته به خودم گرفتم. پشیمانم که چرا آرام زمزمه می کردم «چی شده؟ من کاری کردم؟ چرا ناراحتی؟»...

گاهی مهمانی خانه می آمد و برای تنبیه من به حمام می رفت و ساعتی در نمی آمد. گاهی مهمانی می آمد و به اتاق می رفت و می خوابید. این ها فقط بخشی از روش های متعددی بودند که مرا جلوی دیگران تحقیر می کرد، تا برای حفظ آبرو، برای اینکه کسی متوجه نشود، برای اینکه جلوی دیگران دعوا نکنیم، مجبور شوم عذرخواهی کنم و خواهش کنم که مرا ببخشد. من باید تنبیه می شدم، می فهمیدم، باید یاد می گرفتم، باید چون قیمی خشک و خشن کودک خردسالش را با قهر و تنبیه و تحقیر جلوی دیگران آموزش می داد.

همیشه در جمع ها و مهمانی ها، باید حواسم را جمع حرف زدنم می کردم، نکند چیزی بگویم که دوست ندارد، نکند حرفی بزنم که خوشش نیاید، اگر حرفی به ذهنم می آمد باید اول به عواقبش می اندیشیدم، اول فکر می کردم که آیا قبلا چیزی گفته که من نباید این را بگویم، یا نباید اینطور فکر کنم. اگر راجع به حق زن از سقط جنین می گفتم بعدا می گفت تو هر طوری دوست داری فکر کن، اما به عنوان همسر من نباید چنین حرفی بزنی، آن هم جلوی آن همه آدم. اگر یک روز از انتخابات شورای شهر می گفتم جلوی جمع به من می خندید و بعدا هم می گ




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان