صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

آری ما هنوز به جنبش زنان نیازمندیم!

عصمت صوفیه-8 شهریور 1392

مدرسه فمینیستی: المپ دوگوژ نويسنده فرانسوی در 1789 در اعلاميه حقوق زن و شهروند اعلام داشت «همچنان که زنان حق دارند که بالای چوبه دار بروند، به همين سان نيز حق دارند که بالای سکوی خطابه بروند».

اکنون بیش از دو قرن از اعلامیه حقوق زن و شهروند المپ دوگوژ می گذرد. زنان توانستند در سایه مبارزات آگاهانه و نیز با ایمان به توانایی هایشان بر بالای سکوهای خطابه زیادی بروند. امروزه زنان در زمینه های اقتصادی، سیاسی، هنری، فرهنگی و اجتماعی صدای رسایی در تمام دنیا دارند. متخصصان زن در رشته های مختلف در پیشرفت علم، فلسفه و آگاهی گام برمی دارند و می روند تا به عنوان نیمی از جمعیت بشری این بار چنان ثبت تاریخ را به دست گیرند که نگذارند دیگر بار تاریخ نیمی از بشر عامدانه حذف و یا تحریف شود.

بدیهی است که زنان هم مثل مردان همواره در طول تاریخ عامل گذار بوده و هستند. از آنجا که زنان نیمی یا بیش از نیمی از جمعیت بشر هستند همواره جهان و زیست آن را به طور یکسان با مردها مشترک بوده اند. زنان در مرکز و نه در حاشیه ساختن جامعه و بنا گذاشتن تمدن بوده و هستند. زنان همچنین در حفظ حافظه جمعی که گذشته و آینده را با هم ارتباط می دهد، با مردها شریک بوده اند. سنت شفاهی در شعر و اسطوره زنده نگه داشته شده، چرا که هم مردان و هم زنان آن را به وجود آورده و در فرهنگ عامه، هنر و آیین از آن حفاظت کرده اند.[1]

در هر گوشه ای از جهان در طور تاریخ شاهد بوده ایم که زنان در آفرینش و خلق راه های تازه برای پیشرفت بشریت سهیم بوده اند. زنان مانند پل هایی برای پیوند شکستگی ها و گسست ها و فاصله های عواطف و روح انسانی عمل کرده اند. در لجوجانه ترین و خودسرانه ترین جنگ های بشری نقش مداواگر و صلح آفرین داشته اند.

آنچه امروز را از دیروز متفاوت کرده است کمرنگ شدن حذف عامدانه و یا تحریف تاریخ زنان است. اکنون که زنان می روند تا تاریخ جانبدارانه و تحریف شده را دیگر بار به گونه ای دیگر رقم بزنند، برای بسیاری نیاز و لزوم جنبش زنان اگر گاهی بی معنا و غیر ضروری و گاهی کم رنگ به نظر می رسد. گویی جنبش زنان از منظر عده ای به هدف نهایی خود رسیده است و دیگر نیازی به مبارزات فمینیستی زنان نیست.

در میان معانی گوناگون فمینیسم اگر فمینیسم را جنبشی برای آگاهی و رهایی زنان، دستیابی به حقوق شان و ایدئولوژیی برای دگرگونی جامعه دانست، می توان بر همین اساس فمینیسم را دیگرگونه بازتعریف کرد و آن را نه تنها جنبش رهایی زن، بلکه رهایی مرد و کل اجتماع بشری دانست.

آری ما هنوز نیاز به جنبش زنان داریم. نه تنها به خاطر رهایی زن و احقاق حق زنان بلکه به خاطر همه بشریت (چه زن و چه مرد). اگر جنبش زنان در چند سال اخیر قوت گرفته است این به معنای اتمام و پایان کار نیست. امروز باید بیشتر از هر زمان به ضرورت ادامه جنبش زنان انگیزه و نیرو داد.

از آنجا که مفروض اصلی فمینیسم و جنبش زنان این است که مردسالاری و فرودستی تاریخی زنان امری شکل یافته است نه وجودی و از آنجا که فمینیسم یک تلقی هستی شناسانه از فرودستی زنان ندارد بلکه آن را ساخته فرهنگ مسلط می داند، بسیار به جاست که به وضعیت امروزی زن در جوامع مختلف نگاهی اجمالی بیاندازیم تا دریابیم چرا نیاز و لزوم ادامه جنبش زنان و فمینیسم همچنان به قوت خود باقی است.

در هرگونه بحث مر




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان