صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

فعالیت‌های پزشكی زنان در دوره‌ی صفویه

الهه باقری-1 دی 1392

مدرسه فمینیستی: روزگاری وقتی از شعب مختلف طب صحبتی به میان می‌آمد، منظور تنها طب ‏داخلی، جراحی، كحالی‏، شكسته بندی و امثال آن‌ها بود. اما پس از آن كه ترقیاتی در این علم به‌عمل آمد، شعب ‏دیگر طب از قبیل ‏بیماری‌های زنان، قابلگی، بیماری‌های پوستی، بیماری‌های قلب و ریه، بیماریهای گوش، حلق و ‏بینی و... نیز به وجود آمد.[نجم آبادی، 1371، ج‌ا، ص5] در طب که همواره همچون شاخه‌های ‏دیگر علم، مردان بیش از زنان برجسته‌ بودند، در کنار هر حکیم و پزشکی قابله و پرستاری وجود داشت که نشان دهنده‌ی حریم زن و مرد و ‏جداسازی طبابت زنانه و مردانه است. در این میان نكته‌ی قابل توجه این است كه نقش ماماها كه همه زن ‏بوده‌اند ‏و برای این كار، گاهی دست به عملیات جراحی و سزارین نیز می‌زدند به كلی نادیده گرفته شده ‏و تا امروز هم در بسیاری از موارد همچنان نقش زنان در طب نادیده گرفته می شود. این در حالی است ‏كه موارد بسیاری را می‌توان ‏یافت كه زنان نیز در طب در گذشته فعال ‏بوده‌اند.‏

برخی از طبیبان زن در گذشته، کلیه داروها و خوارکی‌ها را به چهار دسته‌ی گرم، سرد، مرطوب و ‏خشک تقسیم می‌کردند و معتقد بودند مثلاً بیماری‌ که مبتلا به حصبه است، مرضی گرم دارد، و در نتیجه باید مواد غذایی ‏سرد مثل آب هندوانه بخورد. کسی که گلودرد و یا جراحتی در گلو دارد، مبتلا به یک بیماری گرم ‏است و باید او را با مواد غذایی سرد مداوا کرد. [شاردن، ص131] بدین ترتیب و با این منطق، بیماری ‌های خود را درمان می‌کردند. ‏اگر هم در صورت لزوم به نزد پزشک می‌رفتند و از او دستور غذایی و دارویی دریافت می‌کردند، بعد از ‏مدتی با تسبیح یا قرآن، استخاره کرده و چون بد می آمد از آن داروها استفاده نمی‌کردند. در این میان در ‏برخی از موارد، بیمارانی که این اعتقادات و توصیه‌های سنتی به ‏آن‌ها تلقین شده بود، مداوا می‌شدند و سلامتی خود را باز می‌یافتند.[همان، صص131 و 132]‏

در دوره‌ی صفویه نیز فعالیت‌های پزشكی زنان خیلی به ‏حساب نمی‌آمد. یكی از این زنانی که در این دوره فعالیت پزشکی می کرد، زنی به نام «اوبه» بود كه به شاهزاده ‏خانم مارتا (عالمشاه بیگم) در كار ترتیب مراسم تدفین پسرش سلطان علی ‏كمك كرد. در كتاب «تشكیل ‏دولت ملّی در ایران» در این باره چنین آمده است که «ایبه سلطان و تركمن‌های ‏تحت فرمانش به شهری وارد شدند و به ‏جست وجوی شاهزادگان پرداختند. اسماعیل (هفت ساله) در خانه ‏قاضی احمد پنهان شد... ‏پس از سپری شدن چهار هفته پاشاخاتون (عمه اسماعیل)، ترتیب انتقال اسماعیل را به خانه زن دیگری ‏به نام اوبه ‏از طایفه ذوالقدر كه پیشه‌اش زخم بندی و جراحی بود فرستاد و سرانجام صوفیان اسماعیل را ‏با خود بردند اما ایبه ‏سلطان دستور توقیف او به زخم بند را داد. زن بیچاره را در بازار به ضرب خنجر ‏كشتند.» [هینتس،1377، ص120 و 121]‏ ‏

یكی دیگر از زنان معروف این دوره كه از پزشكی اطلاع داشت «ستی النساء بیگم» خواهر طالب آملی ‏است ‏كه در عقد یكی از دو برادر حكیم ركنای كاشی یعنی نصیران كاشی بود.‏ زنان در كار پزشكی با ‏پزشكان مرد به رقابت می‌پرداختند و در صورت احساس خطر حتی آن‌ها را از صحنه ‏بیرون می كردند.‏

در دوره‌ی صفویه هم تعداد ماماهای زن خیلی زیاد بود .كلیه‌ی زایمان‌ها در این دوره با كمك زنان م




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان