صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

اولین گام های پسران به سوی مردانگی

مایکل کافمن / برگردان: نریمان رحیمی-18 خرداد 1393

مدرسه فمینیستی: پسرم، لیام، اغلب از من می خواهد که درباره دوران کودکی و جوانی ام با او حرف بزنم. من درباره اتفاقات دوره جوانی و ماجراهای دوران کودکی ام برایش می گویم و اینکه چقدر آن دوره ها امروز عجیب و غریب به نظر می آیند. اگر او از من می پرسید که چه هنگام مرد بودن را یاد گرفتم، این روایت شاید آن چیزی باشد که در وهله اول به ذهنم می رسد:

وقتی که سیزده چهارده ساله بودم انرژی زیادی برای یادگیری این که چگونه مرد باشم صرف می کردم. کلاس ششم که بودم تازه سیگار کشیدن را آغاز کرده بودم (پسرم حالا حتما با حیرت نگاهم می کند). چند تایی از ما پسرهای محله با پاکت سیگاری که دوست مان "جیم" از کیف مادرش بردامی داشت به جنگل نزدیک خانه می رفتیم. پدر و مادرم سیگار نمی کشیدند و من چیزی درباره نحوه درست سیگار کشیدن نمی دانستم. برای همین وقتی که سیگارم را مثل هنرپیشه های زن سینما میان انگشت های وسطی گرفتم و شست دستم به پایین خم شد، بچه ها به من گفتند که پسرها اینطوری سیگار نمی کشند. خجالت کشیدم، درست مثل اینکه بادبادکم جلوی همه بچه ها به زمین سقوط کرده باشد. مدتی طرز درست نگاه داشتن سیگار و چرخاندنش میان انگشتان را تمرین کردم. خوشبختانه این تمرینات برای طرز درست نگهداشتن سیگار بالاخره به خیر گذشت و موجب حوادث بدی مثل آتش گرفتن جنگل محل زندگی مان نشد. به این ترتیب هنرپیشه زن به عنوان الگوی رفتاری، در ذهن ام از صحنه خارج شد و به جای او، مرد روی جلد سیگار مارلبورو ظهور پیدا کرد.

اگر موضوع پیش پا افتاده ای مثل طرز گرفتن سیگار در دست می تواند این قدر معنا و بار جنسیتی پیدا کند، فکر کنید که طرز نشستن یا راه رفتن مثل یک مرد و یا طرز نگاه کردن به دیگران چگونه خواهد بود، و یا یاد گرفتن طرز رفتار مردانه برای عمل جنسی.

دوره پیشاهنگی هم همین طور بود. وقتی که به گذشته نگاه می کنم می بینم که آنچه طرز رفتار مردانه را به من آموخت نه افروختن آتش یا گره زدن طناب بلکه تمرین های نظامی آن دوره بود. ما تمرین رژه نظامی می کردیم و در تمام آن مدت پانزده بیست دقیقه پسرهای بزرگتر یا مردان بسیار مسن تر از ما سرمان فریاد می کشیدند و دستور می دادند. پسران و مردانی که اونیفورم های شان آنها را به شکل پیشاهنگانی با هورمون های مردانه ی بسیار فعال در می آورد. "به چپ چپ! به راست راست! پیییش فنگ!". درست مثل تمرین های نظامی. تمرین هایی که هیچ ربطی به فعالیت های اصلی مان، چه نبرد در میدان جنگ، چه کمک به پیرزنی هنگام عبور از خیابان، نداشت بلکه بیشتر وسیله ای بود برای جاانداختن اطاعت کورکورانه و عادت دادن به نظمی خشک و غیرقابل انعطاف و بالاتر از همه برای سرکوب عواطف مان. تمرینات ما مثل کلاس تقلید حرکات بود، جایی که یاد می گرفتیم محکم ترین زره دفاعی خودمان، یعنی مردانگیرا به تن کنیم.

بدون این که بدانیم، داشتیم یاد می گرفتیم که مردانگی با نظم بخشیدن به حرکات بدن و به عواطف سرکش مان ارتباط دارد. مردانگی، آموختن و پذیرفتن روابط قدرت و سلسله مراتب آن را طلب می کرد. برای من، به عنوان پسری تاثیرپذیر که به شدت می خواست آن مردی باشد که هنوز نبود، تمام آن دوره چیز وحشتناکی بود. مانند این بود که توسط کسی مورد آزار و شکنجه قرار بگیری که تایید و عشق به او از هر چیزی برایت مهم تر است. در آنجا، هم تنبیه در کار بود و هم تمرین اضا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان