صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

آیا جغرافیای فمینیستی بدون جنسیت امکان پذیر است؟

ترجمه: ش. م، نجمه واحدی، سعید صلح جو، سمیرا آماردوس-21 تیر 1393

مدرسه فمینیستی: مقاله «نسل آینده: آیا جغرافیای فمینیستی بدون جنسیت امکان پذیر است؟» توسط جنیفر هال[1]، استاد دپارتمان جغرافیا؛ دانشگاه تورنتو، اونتاریو، کانادا به نگارش درآمده که با ترجمه مشترک ش. م، نجمه واحدی، سعید صلح جو و سمیرا آماردوس به فارسی برگردانده شده است:

چکیده: پس از نخستین موج پژوهش های جغرافیای فمینیستی متمرکز بر فضاییت زندگی زنان، جغرافیای فمینیستی متوجه موضوعات مربوط با برابری در این رشته، برداشت های مختلف از دانش جغرافیایی، و ارتباط دوسویه ی جنسیت با سایر تفاوت های اجتماعی شد. در این مقاله به این موضوع می پردازم که نسل حاضر زنان دانشجوی تحصیلات تکمیلی — دانشجویانی که رشد حرفه ای خود را در دورانی سپری کردند که فمینیسم امری بدیهی تلقی می شد و جنسیت فقط بعنوان یکی از ده ها تفاوت اجتماعی مطرح بود — از تقاطع فمینیسم با زندگی آکادمیک خود چگونه گذر می کنند. علی الخصوص علاقه مندم بدانم نقش فمینیسم و متودولوژی فمینیستی در برنامه ی پژوهشی افرادی که آشکارا در حوزه ی زنان مطالعه نمی کنند، چیست. به یاری این کاوش های تئوریک، یک خودزیستنامه، و همچنین بحث هایی در یک میزگرد خودمانی با سایر دانشجویان زن تحصیلات تکمیلی، به این پرسش می‎پردازم که آیا امروزه پرداختن به جغرافیای فمینیستی بدون مطالعه ای گسترده مقدور است یا خیر.

بسیاری از ما، در نقش های گوناگون خود به عنوان استاد یا دانشجو، هنگام مطالعه ی برنامه ی درسی با این عبارت ساده روبرو شده ایم: «هفته ی اول: معرفی». هفته ی اول به مسائل تدارکاتی می گذرد: انجام تشریفات اداری، برگزاری جلسات معارفه، بیان انتظارات. اما موضوع پیچیده تری هم هست: تعیین مرزهای قلمرو آموزشی؛ بیان اینکه امسال چه خواهیم کرد، و هر هفته — دست کم به مدت چند ساعت — از چه دریچه ای دنیا را خواهیم دید. و در جغرافیا زمانی را هم صرف تعیین جایگاه خود در مقابل دیگران می کنیم: امسال این برنامه را خواهیم داشت، ولی آن برنامه را نه. به بیان دیگر، در جغرافیا تقریبا همیشه زمانی صرف کشیدن مرزها می شود.

«هفته ی اول» همه ‎جا یکسان نیست، ولی تقریبا همیشه وجود دارد — چه به شکل معرفی جغرافیای انسانی به طور عام باشد، چه جغرافیای فمینیستی، و چه مبحثی خاص تر مانند روش های پژوهش کیفی در زمینه‎ی جغرافیای شهری. بیایید نگاهی بیندازیم به شروع فعالیت من به عنوان یک فارغ التحصیل جغرافیا: از آنجا که از برنامه ای میان-رشته ای در زمینه ی مطالعات شهری فارغ التحصیل شده بودم، چگونگی درک این رشته ی عظیم بی نظم به نام جغرافیا نگرانم می کرد. در دوره ی لیسانس به طور تفننی دانش کمی درباره ی موضوعات گسترده ی جغرافیای شهری آموخته بودم، و حالا دیگر آماده بودم که مسئله را «جدی» بگیرم؛ آماده بودم که «دانشجوی تحصیلات تکمیلی» شوم. مانند بسیاری از گرایش های جغرافیا، درس من هم با توجه به ماهیت جغرافیا، ارتباط آن با سایر رشته ها، و زیرشاخه های آن شروع شد. در واحد فلسفه ی اندیشه ی جغرافیایی به نموداری برخوردم که جغرافیا را مانند دایره ای نشان می داد که دوایر دیگر به دور آن در چرخش هستند (شکل 1). در این نمودارِ وِن-مانند، جغرافیا وجوه اشتراکی با سایر رشته ها داشت. نواحی تلاقی دایره ها، همان زیرشاخه های بسیارِ جغرافیا بود؛ به عنوان مثال، محل تلاقی اقتصاد




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان