صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

اکوفمینیسم

ترجمه: پرستو انصار-23 شهریور 1393

مدرسه فمینیستی: اکوفمینیسمی که در سال 1974 و به وسیله "فرانسوا دوبون"[1] معرفی شد، به یک سری از نظریه های فمینیستی و فعالیت هایی که نگرانی های زیست محیطی دارند و بر روابط و وابستگی متقابل تأکید دارند، اشاره می کند. در حلقه های دانشگاهی، اکوفمینیسم، ریشه ای جوان تر از فمینیسم دارد و در اطراف فرض اصلی فمینیسم و سلسله مراتبی به هم پیوسته از آن، شکل گرفته است. محور اصلی سلسله مراتب، اعمال سلطه انسان بر تمام موجودات زنده ی دیگر، و اعمال سلطه انسان مرد بر انسان زن است. اکوفمینیست ها به طور نمادین بر این باورند که فرمانبرداری دختران و زنان به شکل پیچیده ای نه تنها به سایر گروه های انسانی بلکه به فرمانبرداری از دیگر گونه های جانداران نیز ارتباط دارد.

به این اعتبار، اکوفمینیست ها به طور گسترده ای فرض منطقی را که بر مبنای آن، جهان بینی توجیه سلطه و کنترل طبیعت، بخشی از دستگاه های ایدئولوژیکی بوده و به دنبال عادلانه جلوه دادن تبعیت زنان و دختران از پسران و مردان است را مورد بررسي قرار مي دهند. همان گونه که «نوئل استارگون»[2] تاکید دارد، اکوفمینیسم روابط بنیادین میان ایدئولوژی هایی که برای توجیه همه انواع رتبه بندی اجتماعی مانند سن، نژاد، طبقه اجتماعی، جنسیت و جریانات سکسوالیته به کار گرفته شده را تئوریزه می کند. علاوه بر آن، نظریه اکوفمینیست، این اصل را که نوع بشر نه تنها در تضاد با طبیعت و بلکه در تضاد با زنانگی است را پیش فرض قرار می دهد.

در آمریکای شمالی، اکوفمینیسم از میان جماعت های زنان ظهور کرد. سابقه ی این جنبش زیست محیطی، در جنبش معنوی زنان، جنبش سلامت زنان و در جنبش حفاظت از محیط زیست، ریشه دارد، از این رو گستردگی اش نیز به همان اندازه ی جنبش های صلح و ضد جنگ ـ از جمله جنبش توقف فعالیت های هسته ای ـ است. اما ظهور رسمی این دیدگاه را باید به سخن گفتن از آن در کنفرانس «زن و زندگی بر روی زمین: اکوفمینیسم در دهه 80» که در امهرست ماساچوست و در سال 1980 برگزار شد، بازگرداند. این کنفرانس که توسط «نسترا کینگ، آنا جورجی و گریس پالی»[3] و دیگر زنان فعال از جنبش های اجتماعی، شامل جنبش های فمینیستی و طرفدار محیط زیست؛ برگزار شد در واقع پوششی بود برای بازتاب هرچه گسترده تر خواسته های زنان و ساختن صداهای زیست بومی که می توانست فراتر از سازمان های مردسالارانه حامی محیط زیست، شنیده شود. با گذشت زمان، چنین اکوفمینیست هایی یک جنبش جهانی با اهداف بلندپروازانه را گسترش دادند تا انعکاس دهنده ارزش های زیست محیطی و ارزش های فمینیستی باشد.

برخلاف بسیاری از برون دادهای فمینیستی، اکوفمینیسم پدیده ای شمالی نیست. در واقع هنگامی که زنان در همپشایر جنوبی نسبت به مقاومت در برابر تحلیل رفتن سرزمین های شان به وسیله سرمایه داری جهانی و سیاست های بین المللی ملل ثروتمند، برانگیخته شدند، فعالیت و سازماندهی اکوفمینیستی را آغاز کردند. ماهیت جهانی اکوفمینیسم، تنوع فرهنگی، نژادی و قومی آن را بیش از دیگر تنوع های معمول در میان سایر فمینیست ها تضمین می کند.
اکوفمینیست ها در محتوا و روش، تفاوت های برجسته ای باهم دارند. «استارگون» بر این باور است که نوشته های بی نهایت متنوع از صاحب نظران و فعالان مختلف، نشانگر دغدغه های متفاوت اکوفمینیست هاست. او به عنوان مثال به نظریا




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان