صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      اخبار....  
 

اعتراض کانون مدافعان حقوق بشر به بازداشتهای غیرقانونی

کانون زنان ایرانی-18 بهمن 1386

کانون زنان ایرانی :"این جلسه از غم انگیز ترین جلسلات کا نون مدافعان حقوق بشر در هفت سال اخیر بوده است "این جمله را نرگس محمدی عضو این کانون با چشمانی اشکبار به زبان می آورد .مقابل او میزی قرار دارد با پنج عکس که با روبان مشکی و شمعهای سیاه اطرافشان چشم هر تازه واردی را به خود جلب می کنند.عکسهائی از دکتر زهرا بنی یعقوب ؛ ابراهیم لطف اللهی ؛ زهراکاظمی؛ اکبر محمدی و فیض مهدوی. اینها کسانی هستند که به دلایل مختلف هر کدام در زندانهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند.

تابلوی آبی رنگ پرنده صلح که نشانه دوستی و حقوق بشر است کمی آن سوتر بر دیوار به چشم می خورد.

زهرا بنی یعقوب و ابراهیم لطف اللهی چند وقتی نیست که از مرگشان می گذرد . زهرا پزشک جوا ن به همراه نامزدش در پارکی در شهر همدان توسط نیروهای ستاد امر به معروف نهی از منکر بازداشت شد. دو روز بعد از این بازداشت وقتی خانواده زهرا برای آزادی اش به این شهر مراجعه کردند ماموران خبر از خودکشی زهرا دادند . خودکشی که به نظر خانواده اش غیر ممکن به نظر می آید.ابراهیم لطف اللهی دانشجوی سنندجی هم که با اتهامات سیاسی دستگیر شده بود بعد از چند روز بازداشت در زندان این شهر به سرنوشت مشابهی دچار شد و ماموران خبر از خودکشی این جوان 27 ساله دادند.

چشمان همه حاضران در جلسه چند روز پیش کانون مدافعان حقوق بشر؛ که به حرفهای برادران این دو جوان گوش می دادند اشکبار بود. هنوز چند دقیقه ای از سخنان رحیم برادر دکتر زهرا نگذشته بود که هق هق تلخ برادر لطف اللهی سکوت سالن و بغض حاضران را شکست.

رحیم از چگونگی مرگ خواهر جوانش می گوید و اینکه درست یک ربع قبل از ساعت مرگ خواهرش آن گونه که ماموران مدعی اند با او سخن گفته است .

اشک لحظه ای به او مهلت نمی دهد و تمام سخنانش را با بغض در گلو و صورت اشکبارش می گوید ": اگر خواهرم خودش را دار زده پس کبودی های ساق پا و صورتش برای چیست و چرا پس از مرگش از بینی و گوشش خون آمده است.؟" این سوالاتی است که بارها او و خانواده اش از مسئولان پرسیده اما هرگز جوابی نشنیده اند.

او از خدمات خواهرش در مناطق محروم کشور می گوید و با هق هق شدیدی می پرسد این برخورد با زن پزشکی است که همه عشقش خدمت به این کشور بوده است ؟

رحیم همچنین از حال نامساعد مادرش می گوید که پس از مرگ تنها دخترش بدترین شرایط جسمی را می گذارند.

بعد از سخنان او شیرین عبادی ،وکیل زهرا با چشمانی اشک آلود پشت تریبون قرا می گیرد .او که چند روز قبل به همراه پدر زهرا و دیگر همکارش به همدان رفته بود از تناقضهای زیاد در پرونده مرگ این پزشک جوان خبر می دهد.

ساعت مرگ زهرا در گزارشهای مختلف متناقض اعلام شده و همچنین برگه بازداشت موقت او به صورت غیر قانونی تمدید شده بود.

او از زهرا می گوید :"زهرا طبیب بود و باهوش اما می دانید چه کسانی او را بازداشت کردند کسانی که حتی سواد خواندن و نوشتن نداشتند.چه کسی یک انسان بی سواد را حاکم بر زندگی یک انسان تیز هوش می کند؟"

شیرین عبادی از بررسی صحنه مرگ دکتر زهرا هم می گوید و اینکه با وجود قد بلند این دختر جوان استفاده از صندلی برای دار زدن اش عجیب و غیر قابل باور است. با این همه او سخنانش را این گونه پایان می دهد": حتی به فرض خودکشی زهرا از مسئولان می پرسم که با او چه رفتاری کردید که مرگ را به زندگی ترجیح داد آیا ش




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان