صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

اسیدپاشی به زنان و «نظام سخن» مسلط بر ایران

رضوان مقدم-14 آبان 1393

مدرسه فمینیستی: پس از درج اخبار مربوط به اسیدپاشی به زنان اصفهان، مردم آزادیخواه و انسان دوست در دو شهر بزرگ کشور، تهران و اصفهان در اعتراض به این عمل وحشیانه به خیابان ها آمدند و خواهان نضمین امنیت و آزادی برای زنان ایرانی شدند. این امری است کاملا طبیعی و کمترین کاری است که باید انجام می گرفت. مگر پدیده اسیدپاشی زنجیره ای به زنان اتفاق کم اهمیت و کوچکی بوده که مردم به سادگی و بی تفاوت از کنار آن بگذرند؟ آن چه غیر طبیعی و تعجب بر انگیز است عکس العمل برخی از مقامات حکومتی به این پدیده ی شوم و نیز به حضور اعتراض آمیز مردم در فضای عمومی است. پیش از این هم اسیدپاشی به صورت زنان و حتا مردان انجام شده که این نوع از اسیدپاشی ها اغلب با انگیزه انتقام جویی انجام گرفته و چون فرد قربانی، مجرم را می شناخته، مرتکب جنایت، بازداشت و محاکمه شده است. اما در اسیدپاشی های اخیر که به صورت زنجیره ای انجام گرفته شخص یا اشخاص اسیدپاش از چنان احساس امنیتی برخوردار بوده که توانسته چندین زن را قربانی کند بدون آن که دستگاه عریض و طویل اطلاعاتی بتواند عاملان این جنایت را بازداشت کند!

چرا اسید پاشی؟

پس از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی در ایران، اولین تغییرات انقلابی در مورد حقوق شخصی و مدنی زنان صورت گرفت حجاب برای زنان اجباری شد، قانون حمایت از خانواده به ضرر زنان تغییر کرد، و قوانین تبعیض آمیز یکی پس از دیگری علیه زنان در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. ابتدا از مدارس و ادارات دولتی شروع کردند، بخشنامه پشت بخشنامه صادر شد تا از حضور زنانی که حاضر به رعایت حجاب اسلامی نبودند در ادارات و جاهای عمومی جلوگیری به عمل آید. بسیاری از زنان به همین دلیل از کار برکناز شدند. یا خود از ادامه کار و شغل شان انصراف دادند و خانه نشین شدند. اما حکومت به این هم اکتفا نکرد؛ نیروهایش را تحت عنوان گشت های "ارشاد" یا امر به معروف و نهی از منکر وارد خیابان ها کرد. همه روزه در مراکز خرید و محل های پُر رفت و آمد با چند دستگاه مینی بوس سر راه دختران و زنان به کمین می نشستند تا زنانی را که چند تار موی شان بیرون بود یا به جای شلوار، جوراب پوشیده بودند بازداشت کنند. در مدارس دخترانه با این که تمامی کادر آموزشی زن بودند اما دختران مجبور به پوشیدن مقعنه و مانتوهای بلند شدند. حتا در روزها گرم و طاقت فرسا هم اجازه برداشتن مقعنه را از سر نداشتند. نتیجه همه این سخت گیری ها و اذیت و آزار و توهین و تحقیر زنان و دختران، برانگیختن خشم و نفرت روز افزون زنان نسبت به حجاب اجباری بوده است. حتا عده ای برای رهایی از این فشارها، ترک وطن را به زندگی کردن در فضایی پدرسالار و زورمدارانه ترجیح دادند. عده ی دیگری از زنان اما با نافرمانی مدنی، مخالفت خود را با حجاب اجباری نشان داده و می دهند، گشت های ارشاد را تحمل کرده، جریمه "بد حجابی" پرداخت می کنند ولی از پوشیدن مانتوهای بلند و گشاد و مقتعه خودداری می کنند. به طوری که رگ "غیرت" برخی از بینادگرایان وطنی بیرون زده و رفتارهایی دور از عقل و منطق از خود نشان می دهند. مثلا پوشیدن ساپورت خانم ها ناگهان بحث روز در صحن علنی مجلس می شود و فریاد وای اسلاما به آسمان می رود که باید جلو این افراد گرفته شود وگرنه بنیاد دین و دین داری بر باد می رود. آقای علی مطهری از جمله کسانی اس




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان