صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

سه زن، قربانی ناتوانی دستگاه های امنیتی در حل بحران ها

فهیمه تفسیری-23 آبان 1393

مدرسه فمینیستی: این سه زن، قربانی ناتوانی دستگاه های مختلف مملکتی در حل بحران های جامعه شده اند: «مهدیه گلرو»، «غنچه قوامی» و «مریم السادات یحیوی».

مهدیه گلرو، قربانی ناتوانی پلیس در یافتن اسیدپاش

مهدیه گلرو[1]، فعال حقوق زنان و عضو «کانون شهروندی زنان» را سه روز پس از تجمع مسالمت آمیز و قانونی در برابر مجلس در اعتراض به اسیدپاشی، بازداشت کردند. چرا؟ پاسخ خیلی ساده است: چون پلیس و نیروهای امنیتی هنوز نتوانسته اند اسیدپاشان را بازداشت کنند، بنابراین تنها راه حل ناتوانی شان را در بازداشت «مهدیه گلرو» می بینند تا به این وسیله بگویند بقیه زنان و کنشگران جنبش زنان، حق ندارند در مورد اسیدپاشی کلمه ای سخن بگویند یا اعتراضی کنند. زیرا هرچقدر به اسیدپاشان معترض باشیم، انگار از نظر آنان عجز پلیس و نیروهای امنیتی را برای عدم توانایی دستگیری اسیدپاشان به رخ می کشیم! آنها مهدیه گلرو را بازداشت کرده اند تا ما زنان بترسیم و عبرت بگیریم، و در نتیجه به آنها یادآور نشویم که: «آقا جان، تو که این همه برای زنان هموطن ات شاخ و شانه می کشی، پس چرا نمی توانی مجرم یا مجرمان زنجیره ای را که اسید بر چهره زنانه شهر می کشند بازداشت کنی؟»

بازداشت کنندگان بهتر از همه ما می دانند که قضیه چیست ولی مهدیه گلرو را همچنان در حبس نگه داشته اند. اما قضیه خیلی روشن است یعنی اتفاقی که افتاده به طور ساده عبارت از این است که دو ماه از اسیدپاشی های زنجیره ای در خیابان های اصفهان می گذرد. فضای خیابان ها مکانی عمومی و متعلق به همه مردم است اما اسیدپاش یا اسیدپاشان خیابان ها را به فضایی دلهره آور برای زنان و زندگی آنها تبدیل کرده اند. خواهران ما در اصفهان، با صدای غرش هر موتورسیکلت سوار، بر خود می لرزند که کسی آمده تا آنان را از «چهره» و «آینده ی زندگی» محروم کند. طی این مدت، به دفعات پیش آمده که خانواده ها گاه دختران شان را حتا از رفتن به دانشگاه و تردد در خیابان منع می کنند. این اضطراب و احساس ناامنی از شهر اصفهان به دیگر شهرهای کشور نیز سرایت کرده است. در این میان مردمانی خشمگین و ترس خورده از خطر اسیدپاشی، اساساَ چه می توانند بکنند؟ سئوال اینجاست که در این شرایط به جز درخواست حفظ امنیت از مسئولان و دفاع از حق ابتدایی حیات و زندگی اجتماعی عاری از خشونت، کار دیگری می شود کرد؟ در این حیص و بیص گروه های پُرشماری از زنان حق خواه چنین درخواستی را مطرح کردند. آنها 30 مهرماه 93 در حالی که به شدت نگران بودند به طور کاملا خودجوش در اصفهان و نیز در تهران مقابل مجلس شورای اسلامی جمع شدند و به شکلی مسالمت آمیز و قانونی نسبت به ناامنی های ایجاد شده توسط اسیدپاشان در جامعه دست به اعتراض زدند. در این تجمع مسالمت آمیز، «مهدیه گلرو» به همراه دیگر زنان و مردان برابری خواه، از نمایندگان مجلس و مقامات مملکتی درخواست کردند که حداقل قانونگذاران برای طرح ها و سخنان زن ستیزانه ای که بسترساز چنین اقدامات موهن و خشونت آمیز است چاره ای بیندیشند. در عین حال، خواهان ریشه کن کردن چنین اقدامات جنایت کارانه ای شدند که خشونت عریان علیه زنان است.... اما متأسفانه مهدیه گلرو که حق حیات و شهری امن و عاری از خشونت برای زنان می خواست، اکنون در زندان است ولی آن که حق حیات زنان را سلب کرد و خیابان ها را ن




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان