صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

به مناسبت 10 دسامبر: بنیادگرایی و ضدیت با حقوق بشر

رضوان مقدم-19 آذر 1393

مدرسه فمینیستی: اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، میثاقی بین‌المللی با هدف برقراری تضمین حقوق و آزادی‌های برابر برای همه مردم است. متن این میثاق عموم بشری سرانجام در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پاریس به تصویب رسید. این اعلامیه نتیجه ی مستقیم فاجعه انسانی در جنگ جهانی دوم است و برای نخستین بار حقوق و حمایتی را که تمام انسان ها (فارغ از نوع نژاد، رنگ پوست، نوع مذهب، جنسیت و ملیت شان) را شامل می شود در وسعتی به پهنای همه ی جهان، بیان می کند. این اعلامیه شامل یک مقدمه و ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی‌ای تمامی افراد بشر می پردازد[1] در سال 1950 نیز مجمع عمومی سازمان ملل رسماَ روز ۱۰ دسامبر را به عنوان «روز جهانی حقوق بشر» اعلام کرد، تا توجه مردم جهان را به اعلامیه به عنوان آرمان مشترکی برای همه ملت ها جلب کند.[2]

با وجود پذیرفتن و امضای اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط کشورها، هنوز یکی از معضلات بشری، نقض حقوق بشر توسط حکومت هاست. طبق ماده اول اعلامیه: "تمامی ابنای بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ منزلت و حقوق با هم برابرند". بنابراین، بر اساس همین اصل ساده و بدیهی نمی توان و نباید با توجیه مذهبی، سنتی، فرهنگی یا عقیدتی، نژادی، جنسیتی یا تعلق به منطقه جغرافیایی هیچ فردی را از حقوق بشر محروم کرد. سوء استفاده از فرهنگ و مذهب برای اعمال خشونت و نقض حقوق بشر به منظور تداوم سلطه خود، نه تنها توسط برخی از حکومت ها انجام می شود بلکه زورمداران، مرتجعین مذهبی، ناآگاهان، خشونت ورزان و زن ستیزان در نقش آمران و عاملان، به نقض گسترده حقوق بشر به اشکال مختلف دامن می زنند.

یکی از شیوه های توجیه رفتارهای خشونت آمیز علیه زنان، کودکان، همجنسگرایان و نقض حقوق بشر در کشورهای تحت قوانین مذهبی، توسل به نظریه «نسبیت فرهنگی» است. مدافعان نسبیت فرهنگی، حقوق بشر را تابع ویژگی های فرهنگی هر کشور می دانند و منکر جهانی بودن آن هستند. در حالی که حقوق بشر محصول شعور جمعی انسان هایی است که خواهان پایان دادن به استبداد، بی عدالتی، جنگ و کشتارهای مذهبی در سراسر گیتی بوده اند. به این اعتبار، نمی توان و نباید به بهانه فرهنگ، مذهب، سنت و سلیقه، حقوق بشر و حقوق شهروندی انسان ها را نادیده گرفت. در کل آنچه که مانع برخورداری زنان از پایه ای ترین حقوق خود بشود مثل توجیهات دینی و متوسل شدن به تئوری هایی هم چون نظریه «نسبیت فرهنگی»، مردود و ناقض حقوق بشر است.

حقوق بشر، حقوق بنيادين و انتقال ناپذیر انسان ‌است،که به انسان به عنوان «انسان» تعلق می گیرد. مردم در هر سرزمینی و با هر فرهنگی، به صرف انسان بودن (فارغ از زن و مرد، یا فرادست و فرودست بودن) باید از آنها برخوردار باشند زیرا این حقوق جهانشمول است و انطباق با آن، الزامی است و نه اختیاری. یعنی مستقل از این که توسط سیستم قانونی و مقامات رسمی یک کشور به رسمیت شناخته و اجرا شود و یا نشود به عنوان استاندارد و منبعی برای قاعده مند کردن و به سامان کردن مفهوم «حق» است.

بنیادگرایی[3] ضدیت با حقوق بشر

از دو دهه پیش تاکنون بنیادگرایی به ویژه بنیادگرایی اسلامی در بسیاری از مناطق جهان به ویژه در خاورمیانه به نحو چشمگیری در حال گسترش و قدرت گرفتن




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان