صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

خاموش کردن صدای «نرگس محمدی» و «مجله زنان»

رضوان مقدم-19 اردیبهشت 1394

مدرسه فمینیستی: شاید خیلی ها قضیه یک بام دو هوا را شنیده باشند، به ویژه نسل ما که با ضرب المثل ها زندگی کرده است و البته نسل امروز هم با ساختن «جوک» برای هر مسئله ای از گرانی گرفته تا انرژی هسته ای و هر آنچه آزارشان می دهد، به طنز روی می آورند و به این وسیله خودشان را تخلیه روانی می کنند. ضرب المثل ها و جوک ها بر آمده از دل فرهنگ و اوضاع اجتماعی، سیاسی هر جامعه است. وقتی که در جامعه خفقان باشد چاره ای برای مردم نمی ماند که حقایق تلخ را با زبان شیرین طنز بیامیزند تا از تلخی اش بکاهند و از هزینه بیانش در امان بمانند، پشت ضرب المثل ها هم غالباَ داستانی نهفته است. اما ماجرای یک بام و دو هوا که در ابتدای سخن به آن اشاره شد، یک مصداق اش بازداشت «نرگس محمدی» است و دیگری هم ماجرای توقیف «مجله زنان» است.

تلاش برای خاموش کردن صدای نرگس محمدی

نرگس محمدی سخنگوی «کانون مدافعان حقوق بشر» در ایران، از اعضای «کانون شهروندی زنان» و از امضاءکنندگان بیانیه «کارزار لغو گام به گام اعدام» است که صبح روز سه‌شنبه، ۱۵ اردیبهشت توسط «ماموران دادستانی» جمهوری اسلامی در منزل مسکونی اش، بازداشت شد. اتهامات نرگس «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، « تبلیغ علیه نظام» و تاسیس گروه «لگام»[1] عنوان شده است. در رابطه با اتهام تأسیس «لگام» باید گفت که اولاَ نرگس تنها مؤسس این نهاد مدنی نیست بلکه یکی از مؤسسین آن است. دوم این که در کجای دنیا تأسیس یک نهاد مدنی که در جهت کاهش خشونت و جرایم است، اقدامی مجرمانه به حساب می آید؟

اعضای لگام هدف از تأسیس این نهاد مدنی را چنین بیان می کنند: «کار اصلی ما نشان گیری افکار عمومی، ایجاد باور به ضرورت لغو مجازاتهای اعدام در میان مسئولان و جلب توجه کارشناسان به حذف این شیوه ی مجازات، به سان گامی بسیار مهم و ریشه ای در زمینه ی سالم سازی جامعه و کاهش جرایم است»[2] در جوامع پیشرفته بنیاد نهادن چنین نهادهایی نه تنها از طرف دولت ها تشویق می شود بلکه مورد حمایت مالی و معنوی دولت و مردم نیز قرار می گیرندآنگونه که نرگس خود بیان می کند، در بازجویی‌ها به وی تفهیم شده : «که شما با اعدام مخالف هستید و چون قصاص جزء آیات قرآن است و شما با اعدام مخالفت می‌کنید لذا با آیات و فرامین الهی دارید مخالفت می‌کنید»[3] در این جا باید گفت کار دیگر از اظهار تأسف گذشته، باید به حال جامعه ای که در آن مخالفت با اعدام و تلاش برای کاهش خشونت، عملی مجرمانه تلقی می شود گریست! از دیگر جرایم نرگس محمدی، تلاش برای تحقق جامعه مدنی است؟! که در بازپرسی ها از نرگس عنوان شده است (مصاحبه نرگس محمدی با رادیو فردا)، گاه درد آنچنان جانکاه است که باید برایش جوک ساخت از همان دست جوک هایی که جوانان ایران برای رهایی از درد و رنج های روزمره به آن ها پناه می برند. آخر کسی نیست به این حضرات بگوید مگر جمهوری اسلامی در ایران خودش از امضاکنندگان بیانیه ی هزاره در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۰ نیست؟ و اگر نرگس محمدی به این دلیل که برای تحقق جامعه مدنی تلاش می کند مجرم است، جمهوری اسلامی هم مجرم است چون که اساساَ بیانیه را امضا کرده است.

«از بین بردن فقر شدید و گرسنگی، گسترش و ترویج برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان، دست یافتن به آموزش ابتدایی همگانی، کم کردن مرگ کودکان، بهبود سلامت مادران، م




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان