صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

برای نرگس محمدی، به بهانه دادگاهی دیگر

فاطمه فرهنگ خواه-20 تیر 1394

مدرسه فمینیستی: خبر برگزاری دادگاهی مجدد برای خانم نرگس محمدی، در حالیکه در حال گذراندن دوران محکومیت شش ساله خود در زندان است بهانه این نوشتار شد.

او یک کنشگر مدنی، مدافع حقوق بشر و حقوق زنان است. او دو فرزند خردسال دارد و خودش از بیماری رنج میبرد. همسرش، "تقی رحمانی"، هم دیگر در ایران نیست، که اگر هم می بود چه بسا چون گذشته ها در زندان جمهوری اسلامی گرفتار می بود.

نرگس محمدی در پانزده اردیبهشت 1394 پس از بارها تهدید و احضار، در منزلش بازداشت و برای چندمین بار روانه زندان شد. وی به دلیل فعالیت های حقوق بشری به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی" و "تشویش افکار عمومی" برای چندمین بار محاکمه می شود.

اینک از کسانی که او را به اتهامات واهی فوق محاکمه می کنند باید پرسید آیا، سخن گفتن از حقوق بشر، حقوق زنان، یا تقاضای لغو مجازات اعدام، یا همراهی و همدلی با مادر دل سوخته ای که به ناحق پسرش، "ستار بهشتی"، را از دست داده، یا تلاش برای احقاق حقوق زنان و دختران برای ورود به ورزشگاه ها، یا حمایت از کسانیکه در یک لحظه تمام هستی شان در اثر اسیدپاشی و خصومت فردی از دست رفته، و یا خواستار هوای پاک شدن، یا رسیدگی به خانواده های زندانیان سیاسی، خصوصا پس از انتخابات سئوال برانگیز سال 88، و یا حمایت یا عضویت در نهادهای مدنی و بسیاری اقدامات انسان دوستانه دیگر، امنیت ملی را به خطر می اندازد؟ آیا توجه به "حق" مردم و درخواست برای احترام به حقوق شهروندی و کرامت انسانی شان که خواست همه ایرانیان است، امنیت ملی را تهدید می کند؟ یا چه تشویشی را می تواند در اذهان عمومی ایجاد کند؟ به نظر می آید فعالیت های مدنی و حق جویانه ی نرگس محمدی خواب حکومت گرانی را پریشان کرده که منافع حزبی و سیاسی شان در تضاد با حقوق مدنی و شهروندی مردم است و به راحتی حقوق بشر و حقوق مردم را به پای بده بستان خود قربانی می کنند.

او زنی شجاع، مستقل، فهیم و مسئول در رابطه با اتفاقاتی است که در کشور جریان دارد. عملکرد او در این سال ها نشان داده که او نمی تواند مانند بسیاری از شهروندان ایران نسبت به حقوق و کرامت مردم، خصوصا زنان، بی تفاوت بماند. او عضو دو نهاد مدنی است: یکی به عنوان سخنگوی" کانون مدافعان حقوق بشر" و دیگری رئیس هیات اجرایی "شورای صلح ایران". اگرچه این نهادها در حال حاضر به دستور حکومت فعال نیستند، اما کسی نمی تواند با دستور، اندیشه او یا وظیفه شهروندی و انسانی او را از وی صلب نماید.

این به دین معنا است که حتی اگر نهادهای مدنی رسما تعطیل شوند، کنشگران مدنی، اهداف انسان دوستانه و آینده نگر آن نهادها را همچنان پیگیری خواهند کرد. زیرا نهادها و اهدافشان بر مبنای نیاز زمان شکل می گیرند.

بنابراین خانم محمدی اگرچه نه در قالب یک نهاد بلکه به عنوان یک شهروند آگاه حق دارد کاستی های مو جود در زمینه حقوق بشر را یاد آور شود تا مسئولین نیم نگاهی به این حوزه بیندازند.

اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 میلادی و پس از جنگ های خانمان سوز جهانی اول و دوم تصویب شد. در این اعلامیه توجه به حرمت حقوق مردم اعم از زن و مرد برای اولین بار مورد توجه قرار گرفت و حکمرانان را به توجه و احترام به آن ملزم کرد.

دفاع از حقوق بشر و الزام به اجرایی شدن آن در کشور خواسته غیرقانونی ای نیست که مسئولین تا این حد از شنید




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان