صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

بگذار سخن بگویم: برای نرگس محمدی

طلعت تقی نیا-4 مرداد 1394

مدرسه فمینیستی: این روزها بازار اظهار نظر «دایه های مهربان‌تر از مادر» در شبکه های اجتماعی داغ است. از حضورشان و خاطرات‌شان می نویسند و به راحتی دیگر فعالان مدنی را که اکنون در زندان هستند مقصر معرفی می کنند! وقتی نوشته هایشان را می خوانم زیر لب شعر شاعر نامدارمان را زمزمه می کنم: «هوا بس ناجوانمردانه سرد است».

آیا متوجه هستیم که راجع به زنان زندانی قضاوت و رأی صادر می کنیم که روزگار سختی را در بند و هجران می گذرانند و عمر با ارزش‌شان چگونه می گذرد؟ ما درباره زنانی حرف می زنیم که آنها هرگز احتیاج به دلسوزی و تعریف ما ندارند و ما نمی توانیم در جایگاه آنها باشیم. از برابری و حقوق زنان و «حق انتخاب» مردم حرف می زنیم، اما در جای دیگر، حق انتخاب کسانی را که مورد تأییدمان نیستند و اکنون در زندان به سر می برند نقض می کنیم و از هر فرصتی برای شماتت آنها بهره می گیریم. جالب است که همچون مردسالاران، فرمان خانه‌نشینی و سکوت را برای زنان صادر می کنیم!!

آیا صِرفِ بودن با فرزند در خانه، فضلیت است یا آنچه به فرزندانمان می آموزیم مهم است؟ واقعاً چه کسی و طبق کدام منطق دموکراتیک و حقوق‌بشری گفته زنی که مادر و همسر است نباید فعال اجتماعی باشد و لازم نیست دنبال خواسته های بشردوستانه‌اش برود؟

اگر جامعه مدنی ما تعریف نشده و به مطالبات حقوق شهروندی‌مان وقعی گذارده نمی شود و حتا قوانین نیم‌بند موجود هم اجرا نمی شود، باید مادری و همسرِی زنانی چون نرگس محمدی و بهاره هدایت و دیگر زنان زندانی که مادر و همسر هستند، زیرسؤال برود؟ آیا وقتی مردان فعالیت سیاسی می کنند و سال ها زندانی می شوند دارای فرزند و همسر و مادر نیستند؟ در حال حاضر مردانی در زندان هستند که مسئولیت اداره همسر و فرندان‌شان را رها کردند و به دنبال امری که حق می نامند رفته اند و بار مسئولیت‌شان را زنان به عهده گرفته اند! اما وای به حال زنی که مانند این همه مردان سیاسی به دنبال حق خواهی باشد!

هزاران نفر برای دفاع از میهن و عقیده‌شان راهی جبهه های جنگ شدند و تعداد زیادی شوهر، برادر و پدر در میدان های جنگ کشته، مفقود یا معلول شدند. آن هنگام ما نمی گفتیم که «آقا تو زن و بچه داری، برو سر کار و زندگی ات، تو مسئولیت داری!». یا احیانا وقتی از نابسامانی وضعیت اقتصادی‌شان، گرفتاری‌شان و بیکاری شان گفته می شد آیا ما می گفتیم که «مسائل خانوادگی ات را سپر مسائل اجتماعی قرار نده؟». این چه نگاه سخت و خشن و مردسالارانه است که یک زن مسئول و فداکار و پُر دل و جرأت همچون نرگس محمدی را به راحتی زیر سؤال می برد؟ آن هم زیرسؤال بردن زنی که دغدغه آینده همه بچه های جامعه اش را دارد و نمی تواند از اتفاق هایی که در مملکت اش می افتد بی تفاوت بگذرد. زیرا فقط مادری‌کردن را در رفت روب و تیمارداری فرزند خودش نمی داند؛ او آینده ای که در خور فرزندانش است را طلب می کند. او چه بخواهد و چه نخواهد مادر همه است حتا زمانی که پشت در زندان می ایستد تا از اعدام فرزند مادرهای دیگر چشم‌پوشی کنند! حتا زمانی که سرما و توهین ها را تحمل می کند باز هم او مادر است، و به خاطر همین حس عمیق مادرانه است که همدلانه با مادرهای دیگر همراهی می کند و هزینه آن را هم می پردازد. نرگس آگاهانه مسئولیت انتخاب اش را به عهده گرفته است.

نرگس محمدی فعالیت خود




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان