صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کلوپ نسوان....  
 

سیمون دوبوار و موقعیت «جنس دوم»

فتانه عبدالحسینی-19 مرداد 1394

مدرسه فمینیستی: کتاب «جنس دوم» سیمون دوبووار یکی از بهترین کتابهایی است که ستم به جنس زن را تبیین کرده است. با آن که کتاب در اوایل قرن بیستم نوشته شده اما باز هم به عنوان الگویی پایه برای شکل گیری نگاه های جدید قابل تأمل و استناد است. «دوبووار» در کتاب جنس دوم به مباحثی عمیق و ریشه دار می پردازد، به الگوهای پایداری که بشر آن را بر ساخته است. یعنی الگوهای تبعیض و تحقیر جنس زن که می توان آنها را در سطر سطر زندگی بشر یافت. مراحلی که بشر از آغاز برای ایجاد تمدن پیموده است.

از نظر دوبووار نگرش به کهتری زن از یک طرف در زندگی زیسته ای است که بشر در طول عمر خود فرا گرفته است و از طرف دیگر به دانش، فلسفه، تاریخ و علم روانکاوی نیز مربوط است. زیرا مردان بوده اند که دانش را تولید کرده اند. آنها بر اساس آنچه که می اندیشیدند زن را متصور می شدند. دوبووار با مطرح کردن تبعیض جنسی موجود در این دانش ها توضیح می دهد که نسل بشر چرا و چگونه کهتری زن را توجیح کرده است. او با بیان کردن نمادهای اسطوره در تاریخ ، بررسی علم روانکاوی و بنیاد مذهب که در جان مردمان وجود دارد،به ریشه های انقیاد زنان می پردازد.

"یکی از عمیق ترین تاثیرات دوبوار بر فلسفه فمینیستی اصرار وی بر این نکته است که زنان در همه جوانب زندگی شان تحت سلطه اند. فقدان نسبی آزادی در مورد زنان صرفاً به حقوق مدنی یا نقش های خاص مادری و همسری محدود نیست هرچند این عوامل نیز به عدم آزادی آنها کمک می کند بلکه آنها توسط «همه مدنیت» با مجموعه ارزش گذاری ها و رفتارهای اجتماعی که درک ما را از زن و مرد و مذکر و مؤنث به وجود می آورد در جایگاه پست تری قرار می گیرند. دوبوار در بیان مشهورش می گوید: «هیچ کس زن به دنیا نمی آید بلکه زن می شود.» در حقیقت وی معتقد است رفتارهای اجتماعی باعث می شوند بعضی انسان ها از نظر جنسیت با بعضی دیگر متفاوت دانسته شوند و همین رفتارهای اجتماعی، باعث ارزش و اهمیت دادن به این تفاوت ها می شود. زن شدن فرایندی تاریخی و فرهنگی است که هرگز کامل نشده است."(1)

دوبوار با پرداختن به اصول کلی در واقع چهارچوبی می سازد که در آن وضعیت زنان را توضیح و سپس آن را تحلیل می کند. بررسی دوبووار و انتقادش در چند فصل وجود دارد. او معتقد است کهتری زن از اساطیر آغاز می شود در تاریخ جا می گیرد و بعد از طریق علومی مانند فلسفه و روانکاوی توجیه می شود. دوبووار معتقد است که مرد، زن را به صورت طبیعت و بالقوه برابر می بیند. طبیعت در مرد یک حس دودلی ایجاد می کند. حرکت و کشف غلات منتصب به مرد است و باروری منتصب به زن. باروری نوعی انفعال ایجاد می کند و در واقع در این پروسه مرد است که نقش اصلی را دارد.

درکتاب جنس دوم سیمون دبووار با این مسئله نیز مواجه می شویم که طبیعت از نظر جسمی زن را ضعیف تر از مرد به وجود آورده است. این ضعف جسمانی زن باعث شده است که زن به عنوان الگوی انسان در زمانی از تاریخ که پدیده ی قدرت طبیعت به عنوان یک عامل مهم و حل نشدنی در زندگی انسان بوده زن به واسطه ی بنیه ی ضعیف جسمانی، اقتدار مرد را پذیرفته است. مرد در آن برهه ی تاریخی تسلط خودش را بر زن آغاز کرده و ادامه داده است. به نظر دوبووار آنچه در دانش مردانه در مورد زن تعریف شده، زن موجودی است دارای تخمدان و زهدان که با غدد خود فکر می کند. «ارسطو» جسم زنان را ناقص و «سن توماس




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان