صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      کافه مونث....  
 

هویت زنانه در پروانگی

پوریا اسدی-11 شهریور 1394

مدرسه فمینیستی: مطلب زیر به قلم پوریا اسدی، نگاهی است به مجموعه شعر پروانگی، اثر یاسمن آرنگ. یاسمین آرنگ دارای پنج اثراز جمله کتاب «بیدار خاموش» (نقد شعر و بررسی زندگی ژاله قائم مقامی) و مجموعه شعر «پروانگی» است که در سال 1393 توسط نشر برزآفرین منتشر شده است:

اشعار کتاب را در دو بخش مورد نقد و بررسی قرار می‌دهیم. در قسمت نخست، برخی از اشعار برجسته کتاب را به صورت جزء به نقد می کشیم:

در شعر «تسلیم»، شاعر با کمک گرفتن از تشبیهات و اصل تداعی معانی واژگان و خلق جملات وصفی جدید، به تقابل با عادات فکری می رود و ذهن را از روزمرگی کلمات رها می‌کند:
 حرفی نیست اگر چراغ های من خاموش اند/ و قلب من ضد ضربه نیست/ حرفی نیست اگر تنهایی ات/ وقتی که من آمدم خوابیده بود.../

این نوع ساخت جملات در اغلب اشعار این مجموعه تکرار می شود.

در شعر «بهشت» که برای ستایش مقام مادر سروده شده، شاعر دست به کلی گویی می‌زند:
 در آغوشت/ رودها و چشمه های خروشان /یاس ها و بنفشه های همیشه/ در آغوشت / بهشت مأوا گرفته است./

اما شاعربا حذف افعال به ساخت منسجم می رسد و ذهن را به ستایش مادر و بزرگداشت او هدایت می کند. شاعر با ایجاز حرف خود را می گوید و مخاطب را به هدفی که در ذهن دارد رهنمون می کند.

گاه برخی اشعار، با بهره گیری از ابزارهای فرم، حالت آوانگارد می گیرند به ویژه در شعر «وتنم». از دیدگاه اوسکلوفسکی، می توان با بهره جستن از فن آشنازدایی دست به خلق واژه زد:
 و ط ن م درد می کند/ ...و تنم درد می کند/ و تمام دردهایم درد می کند../

شاعر جوان با آگاهی کامل ، چیزی فراتر از کلیشه های معمول به دست می دهد. شاعر برای بیان هویت خود [به عنوان نماینده جامعه زنان] در شعر «شجره نامه» چه زیبا به این موضوع می پردازد و تمام دغدغه های ذهنی اش را با مخاطب به اشتراک می‌گذارد:
 اشتباه بودم / نامم را با غلط گیر نوشتند/ و شجره نامه پدرم میوه نداد.../

شاعر جهت حصول به احراز هویت، دست به واکاوی گذشته ها می زند و اسطوره ها را نیز به چالش می کشد و این به دلیل رسیدن به چرایی های ذهنی است که در ناخودآگاه دارد. دقت کنید به این شعر تحت عنوان «حوا تنها نامی است»:
 دیگر فریب نمی خورم.../ وقتی قانون را به تساوی میان خود قسمت کردند/ و ساحل و مسجد و قهوه خانه را قسمت کردند/ ... چقدر به مرگت اصرار دارند!/ با آنکه حوا تنها نامی است.../

شعر یاسمن آرنگ نشان می دهد که او به شعر معاصر مسلط است و تمام زیر و بم آن را می‌شناسد. در همین شعر بلند «حوا تنها نامی است» بخشی از شعر به اشعار شاملو تنه می‌زند:
 ... و تو تکرارمی شوی / در تاریخِ گوژپشتِ قبیله های زنده به گور/ و طرواتِ غبار گرفته جوانی بکر.../

و شعر «ماهیگیر» یادآور شعر «پشت دریاها شهری است» از سپهری است و شاید هم تکریم او: ../ و ماهی و دریا به تور ماهی گیر افتادند../

دقت کنید به دو واژه که به ذهن متبادر می شود: ماهیگیر – و "گیر افتادن" که هر دو به معنای جداگانه در ساختار جمله خوب و شاعرانه نشسته و ترکیب استعاره ای ساخته است. و این سطر نیز به همان شکل:
 /... از چشم ها فانوس می بارد.../ که جزو درخشان‌ترین سطرهای این کتاب است.

برخی اشعار کتاب مملو از ایماژهای شاعرانه است. "موکارفسکی" اعتقاد دارد که "ایماژ" یکی از عناصر اساسی شعر است و می‌گوید: «ما با استفاده از یک یا چند واژه، یک م




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان