صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     دردسر جنسیت....  
 

زنانی که در چرخه خشونت، چرخ زندگی شان نمی چرخد

طلعت تقی نیا-20 بهمن 1386

مبحث خشونت بخش مهمی از مطالعات، تحقیقات و گزارش های فعالان جنبش زنان در ایران را تشکیل می دهد و آنان در این تلاش بی وقفه معمولا سه هدف را دنبال می کنند: تغییر قوانین تبعیض آمیز، شناسایی و بررسی چگونگی عملکرد و بازتولید خشونت علیه زنان، و افشاء و عدم سکوت در برابر خشونت.

نظریه های فمینیستی نشان می دهند که خشونت علیه زنان به هرشکل که درآید در تحلیل نهایی محصول فرهنگ مردسالاری است که در آن مردان هم بر نهادهای اجتماعی و هم برتن زنان کنترل دارند. در حقیقت خشونت علیه زنان هم ابزاری برای تبعیت و وابستگی زنان و هم بخشی از سلطه ایدئولوژیک و نهادی است.(1)

بسیاری از زنان مرتبا مورد آزار و خشونت قرار دارند اما همچنان در چرخه خشونت باقی می مانند . آنچه که این ماندگاری پر رنج را تشدید و قانونمند می کند و راه بیرون رفت را از زنان می ستاند عمدتا ناشی از نداشتن حق سرپرستی فرزندان، فقدان حق طلاق، نداشتن تامین مالی (گاه به دلیل عدم حق اشتغال و نداشتن حقوق برابری که باعث می شود زن از ابتدا به مرد وابسته شود) و... است. از طرفی دشواری مراحل طلاق، عدم حمایت خانواده از زن، عدم حمایت دیگر نهادی های رسمی و قانونی از زنان به دلیل قوانین نابرابر مبتنی بر جنسیت، ناآگاهی عموم زنان از قوانین موجود ، نبود چشم اندازی برای آینده ، ترس از طلاق که در واقع هراس از بی آبرویی و تنهایی است و هم چنین ترس از ازدواج مجدد (و به اصطلاح «اشتباه مجدد») نیز از جمله عواملی است که زندگی زنان را تا سر حد نابودی و مرگ می رساند .

در جوامع مردسالار خشونت روبه گسترش است: همسر کشی، دختر کشی و دیگرکشی در پهنه جامعه را نمی توان رویدادهای استثنایی یا حادثه نامید بلکه خشونت سیستماتیک و گسترش یابنده است و ناشی از فرهنگ مردسالارانه که با حمایت قوانین تبعیض آمیزش، تاراج گر زندگی زنان است. وقتی حوادث را مرور و باز بینی می کنیم به روشنی جای پای نابرابری قوانین ، سنت ها و عرف را در بازتولید نظام مند خشونت، به راحتی مشاهده می کنیم. خشونت عليه زنان در اشکال مختلف درزندگي زنان امري فراگير است. می گویند خشونت بر زنان به حوزه امور شخصی مربوط است! به نظر می رسد این باور و تعریفی گمراه کننده از پدیده خشونت است چرا که خشونت، امری شخصی و منحصر به فرد یا افراد نیست بلکه مشکل فراگیر اجتماعی ماست. برای روشن شدن این موضوع، چند حادثه اخیر را با هم مرور می کنیم:

خشونت به خاطر ازدواج اجبارى دختر ( 13 بهمن 1386، روزنامه ایران)

زنی به همراه دختر 17 ساله اش از همسر بازرگانش به اتهام شکنجه دخترش و تحمیل ازداوج اجباری به دادگاه شکایت کرده است. زن می گوید یک سال است شوهرم دل باخته زنی است که همسر سابقش بوده و از خارج برگشته و حالا با او ارتباط دارد و قصد دارد با او مجدد ازدواج کند. به شوهرم اخطار دادم که در صورت ازدواج مجدد با فرزندانم او را ترک خواهم کرد. همسرم برای انتقام تصمیم گرفت دختر 17 ساله ام را به عقد یکی از دوستانش که 20 سال برزگ تر از دخترم است در آورد. دخترم نپذیرفت و مخالفت کرد. او دخترم را در برابر چشمانم با کمر بند تا سر حد مرگ کتک زد و در اتاقی حبس کرد او را داغ می کرد و بدن دخترم را می سوزاند. آثار سوختگی و کبودی بر بدن دختر باقی مانده است. این زن می گوید به خاطر رفتار خشونت آمیزو تحمیل ازدواج اجباری، دیگر حاضر




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان