صفحه اصلی   

        کلوپ نسوان   

        کافه مونث   

        مشق هفته   

        روزنامه دیواری   

        کتابهای اینترنتی مدرسه    

        صفحه فیس بوک مدرسه   

        کانال یوتیوپ مدرسه   

        همگرایی جنبش زنان در انتخابات   

        لایحه ضد خانواده   

        کمپین یک میلیون امضا   

        8 مارس    

        22 خرداد    

        مبصر کلاس   

        دردسر جنسیت   

        چالش ماه   

        اخبار   

        English    

  اینترنت مدرسه فمینیستی

 

      بخش های پیشین سایت....     مهمان مدرسه....  
 

ستم بر زنان، ستم بر كلمه / حسین قاضیان / وبلاگ تحریریه زنان

23 بهمن 1386

سخني است منتسب به كنفوسيوس كه مي‌گويد "ستم با ستم بر كلمات آغاز مي‌شود." انتساب اين سخن به كنفوسيوس درست باشد يا خير، و اطلاق و عموم اين سخن هم پذيرفته باشد يا خير، حقيقت ظريف و باريك, و در عين حال عميقي را در خود دارد. در واقع بسياري از نابسامانی‌هایی که در برخی جامعه‌ها با آن روبرو هستيم از جمله همین اتهام اخلال در امنيت رواني جامعه که به مجلة زنان وارد شده، آغازگاهش همان ستم بر كلمات است.

كلمات براي خود روحي دارند و جسدي ؛ جسدشان حرف‌‌هايي است كه يك كلمه را مي‌سازند اما روحشان از معنایی مایه می‌گیرد كه به آن‌ها نسبت داده می‌شود. جان كلمات، معناي آنهاست. اگر كلمه‌ از معنا تهي شود، يا در معناي ديگري به كار رود، هويت خود را از دست می‌دهد، چیستی‌اش از کف می‌رود و گویی جانش فنا می‌شود. به این ترتیب است که کلمه اعدام می‌شود. اعدام بزرگترین ستمی است که بر جانداری چون کلمه می‌تواند روا ‌شود. و این کاری است که معمولاً در سیاست و به دست سیاستمداران صورت می‌‌گیرد.

اما دگرگون کردن معنای كلمه شايد هميشه هم ناپسند نباشد و اتفاقاً گاهی به کلمه‌ای عادی درخششی خیره کننده بدهد یا حتی کلمه‌ای در حال احتظار را زنده کند. این همان کاری است که شاعران، بهتر از هر کس، با کلمه وبا کلمه‌ها می‌کنند. شاعران کلمات را می‌تراشند و صیقل می‌دهند، داخل آن را از معنای ملموس و مأنوسش خالی می‌کنند، و با خالي كردن معناي مألوف و خو شدة كلمه، دست ما را می گیرند و به جهان ديگري مي‌برند، و امكان تجربه‌هاي معنايي جديدی به ما مي‌دهند. ما جهان را براساس زبان تجربه مي‌كنيم و با زبان مألوف و متداول تنها می‌توانیم جهان مأنوس و متعارفی را که به آن خو کرده‌ایم، تجربه کنیم. زبان دگرگونه‌، که بر دوش کلمه‌ها و ترکیب‌های دگرگونه پیش می‌رود، به ما امکان می‌دهد با جهان دگرگونه‌اي روبرو شویم. شاعران از كلمات آشنايي‌زدايي مي‌كنند و عادت‌هاي مالوف و مانوس ما را از كلمات مي‌زدايند تا به ما امكان تجربة جهان‌های جديدی بدهند که تنها در زبانی جدید میسر می‌شود. شاعران ما را با این ترفند‌های زبانی غافلگير می‌کنند و در بهت و حیرت حاصل از مواجهة با این زبان جدید، ما را ناغافل در تجربة جهانی جدید سهیم می‌کنند. تنها به مدد همین زبان است که می‌توان به جهانی گذر کرد که در «تنبلي لطيف مرتع»ش برّه‌ای «علف تنهايي» کسی را می‌چرد.

جهان سورئالی که از خلال این ترفند‌های زبانی ساخته می‌شود، ناگزیر سرشار از ابهام و ایهام است. این جهان همان طور که از قواعد زبانی متداول پیروی نمی‌کند، از قواعد جهان رئال هم تبعیت نمی‌کند. ساختار دگرگون زبان، ساختار این جهان را هم دگرگون می‌کند و آن را برای ما مبهم می‌سازد. این جهان لازم دارد تا در ابهام خودش باقی بماند. ابهام‌زدایی از زبانِ این جهان با مرگ آن همزاد است. شفافیت، قاتل این زبان و جهان برساخته بر پایة این زبان است.

اما اگر اين كار در عالم سورئال شعر و شاعري مجاز باشد و امكان مواجهه‌های عادتاً ناممكنی را فراهم کند که ما فقط در پناه ادبیات و هنر می‌توانیم تجربه‌شان کنیم، در عالم سياست مي‌تواند بزرگ‌ترين ستم‌ها را به بار آورد. در جهان سیاست دگرگون کردن کلمه، ستم بر کلمه، و از این‌رو آغاز ستم است. ما در عالم هنر و ادب به ايهام و ابها




    English    فیس بوک     تماس با ما    درباره ما    اخبار    بخش های پیشین سایت    5 شهریور: سالگرد اعلان عمومی کمپین یک میلیون امضاء    8 مارس : روز جهانی زن    22 خرداد : روز همبستگی زنان ایران    ائتلاف علیه لایحه حمایت از خانواده    دانشگاه و زنان    دردسر جنسیت    زنان زندانی    مهمان مدرسه    همگرایی جنبش زنان در انتخابات    چالش ما(ه)    روزنامه دیواری    مبصر کلاس    مشق هفته    ویدئو - گزارش ها    کافه مونث    کتاب های اینترنتی مدرسه    کلوپ نسوان